«اِذا ماتَ الْعالِمُ ثُلِمَ فِى الْاِسْلامِ ثُلْمَةٌ لايَسُدُّها شَىءٌ»
▪️بهراستی كه مرگ عالِم، در عالَم شكافى مىآورد كه هیچچيز، آن را پر نمىكند!
▪️انتشارات لیلهالقدر، فقدان مرجع بزرگ تشیع، آیتالله شبیری زنجانی را خدمت حضرت ولیعصر ارواحنافداه و مقام معظم رهبری و همه ارادتمندان به ایشان تسلیت عرض میکند.
💬 نظرات
شکر خدا که مرگ هست...
🖊مرگ ديگران هرچند مرا ناراحت كند، ولی دركى از مرگ به من نمىدهد. مرگ در درون وجود بشرى من شكل مىگيرد. مرگ، نه يك سفر است و نه يك ادامه. مرگ يك امكان است نه يك واقعه...
🖊 از لحظهاى كه من به اين جهان مىآيم، جهانى كه در ساختن آن هرگز دستى نداشتهام و به آن پرتاب شدهام، درست همانم كه در اين ضرب المثل آمده: «از لحظهاى كه به عرصهى وجود گام مىنهيم به اندازهى كافى عمر كردهايم كه بميريم.» و ما در زندگى روزانه مىكوشيم تا اين مرگ را، نه به صورت يك امكان كه هميشه با ما روبروست، بلكه به صورت يك واقعه كه هميشه اتفاق مىافتد و به درواقع به من مربوط نيست نگاه كنيم...
🖊 با اين گريز و كوشش زيركانه، مىخواهيم نشان بدهيم كه از مرگ آگاهيم و بر آن وقوف داريم و رو به آن داريم ولى مرگ به صورت يك امكان، هميشه ما را از ابتذال زندگى بيرون مىكند و شكل نيمه روشنى از وجود اصيل به دست مىدهد. و اين است كه مرگ، آزادىبخش است. شكر خدا كه مرگ هست، وگرنه من چگونه به زندگانى ادامه مىدادم؟!
اگر مرگى در كار نبود من ناگزير بودم به اين «ديگرىبودنِ» خود براى هميشه ادامه بدهم و بدلى بمانم و هستىِ بدلى خود را براى هميشه تحمل كنم.
📖🛒روش نقد، ج ۵
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از بزرگ، کوچک نخواه!
▪️با گریه میگفت: هر وقت گِرهای به کارم میافتد میروم حرم حضرت معصومه «سلاماللهعلیها» و حاجتم را میگیرم. من با این خاندان، خاندانم آباد شده.
▪️استاد گفت: خوش به حالت. امّا کاش میشد از آدمهای بزرگ، چیزهای بزرگ بخواهیم. از بزرگ، چیزهای کوچک خواستن، هم ظلم به خودمان است و هم ظلم به آن بزرگ!
آنها آمدهاند تا تو را از دنیا کوچ بدهند. حالا تو میخواهی آنها را به دنیای خودت گِره بزنی؟ یا آنها تو را به دنیا گره بزنند؟
آیا این ظلم نیست؟!
🏴 سالروز وفات اُختالرضا، حضرت فاطمه معصومه «سلاماللهعلیها» را خدمت حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» تسلیت عرض میکنیم.🏴
▫️با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
💬 نظرات
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی عذاب نمیآید!
▪️خدا نقشه خود را دارد و همیشه آنطور که تو میخواهی خدا با نقشه و خواست تو همراه نمیشود. مثلاً بعضیوقتها کسی را که اصلاً امیدی به اصلاحش نداری برایش وقت می گذاری و سعی می کنی راه و چاه را نشانش بدهی ولی آخرش وقتی دیدی درستبشو نیست رهایش میکنی و با خودت میگویی: به من چه.. هر چه بلا بر سرش بیاید حقش است. من که کار خودم را کردم!
▪️اما بعد از مدتی بیخبری، او را میبینی که از تو هم بهتر شده است! اینجاست که میفهمی خدا، نقشه خود را رو کرده است. میفهمی که خدا از اولش صحنه را طوری طراحی کرده که فلانی، خودش با اضطرار یا با بلایی که درک میکند، سرش به سنگ میخورد و برمیگردد و خدا هم که لطف و رحمتش، همیشه برقرار.
▪️راستی تو با این اوضاع به خدا اعتراض نمیکنی که چرا برنامههایت را به هم ریخته؟
مثل ماجرای یونس(ع) که فهمید گاهی عذاب نمیآید.
🎙 این ماجرا را با بیان استادصفایی بشنویم..
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
روی موج عین صاد.قسمت سوم.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
از اول نمیآمدی!
▪️ اگر انسانها را دوست داری و به خاطر خدا میخواهی رشدشان بدهی، دیگر، خسته شدم و نمیتوانم و... نداریم! اگر نمیتوانستی بهتر بود از اول در این مسیر نمیآمدی.
حالا که میخواهی کاری کنی خیال نکن که در این راه، همه نازت میکنند و همرات میشوند. سنگ و درد هم به تو خواهند رساند. ولی از طرفی هم، تو نمیتوانی خدا را دوست داشته باشی ولی نسبت به آنهایی که خدا را دوست ندارند بیتفاوت باشی! تو باید با جهلِ آنها مدارا کنی!
#پادکست_روی_موج_عینصاد
3⃣پادکست سوم
➡️ پادکست قبلی
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا ناله میکنی؟
▪️بعضیها فقط بلدند غُر بزنند. هرجا که میروند و مینشینند فقط ناله و انتقاد میکنند.
برایشان جمع سیاسی، فرهنگی و حتی جلسات علمی و مذهبی، فرقی ندارد. برای اینکه خودشان را اثبات کنند هر کاری میکنند و هر حرفی میزنند و غیر از نفرت، چیزی به دیگران نمیدهند.
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
این عمامه است یا بُکسل موتور؟!
▪️درگیری در روستای ما طبیعی بود. اما اینبار، مسئله، حاد شده بود و من هم جز آقایصفایی فکرم به جایی نمیرسید. استاد هم به روستایی دیگر رفته بود. چارهای نبود. موتورم را سوار شدم و خود را به استاد رساندم. وقتی موضوع را برایش گفتم بلافاصله آماده شد و گفت برویم. ترک موتور سوار شد و یکی از دوستان هم با موتورش دنبال ما آمد.
▪️در راه، بنزین موتور دوستم تمام شد. آمدیم نگران شویم که استاد ناگهان عمامهاش را باز کرد و یک سر آن را خودش گرفت و یک سر آن را به موتور دوستمان بست و حرکت کردیم.
▪️در راه، یک ماشین پاترول که یک روحانی محلی هم سوار آن بود رسید. آن روحانی از دیدن این صحنه، با عصبانیت ما را متوقف کرد و بر استاد فریاد زد که؛
آیا تو روحانی هستی که عمامهات را وسیلهی بکسل موتور کردهای؟ اگر دوباره چنین صحنههایی از تو ببینم خودت میدانی!
▪️ استاد، بزرگوارانه این جسارت را تحمل کرد و گفت: "باشد." بعد دوباره عمامهاش را وسیلهی بکسل کرد و حرکت کردیم.
به روستا که رسیدیم فضا خیلی ملتهب بود. استاد با هنرمندی تمام با همه صحبت میکرد و آخرش غائله خوابید.
▪️ مدتی بعد در جلسهای آن روحانی را دید و به او گفت: تو موقعیتها را نمیفهمی! آن وقت به ما که بهخاطر موقعیتی که در آن بودیم و تکلیفمان را انجام دادیم، میتازی؟!
📖مشهور آسمان
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات