eitaa logo
استاد علی صفایی حائری
✔
100.7هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
43 فایل
انتشارات لیله القدر ناشر انحصاری آثار مرحوم استاد علی صفایی حائری (عین.صاد) سایت: www.einsad.ir 📲ارتباط با ادمین @ad_einsad 📚 سفارش کتاب @einsadshop_ad 🔗شبکه های اجتماعی zil.ink/einsad.ir تلفن : ۰۲۵۳۷۷۱۲۳۲۸
مشاهده در ایتا
دانلود
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا ناله می‌کنی؟ ▪️بعضی‌ها فقط بلدند غُر بزنند. هرجا که می‌روند و می‌نشینند فقط ناله و انتقاد می‌کنند. برایشان جمع سیاسی، فرهنگی و حتی جلسات علمی و مذهبی، فرقی ندارد. برای اینکه خودشان را اثبات کنند هر کاری می‌کنند و هر حرفی می‌زنند و غیر از نفرت، چیزی به دیگران نمی‌دهند. 📱با ما به دنیای عین‌صاد بیایید: https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca 💬 نظرات
این عمامه است یا بُکسل موتور؟! ▪️درگیری در روستای ما طبیعی بود. اما این‌بار، مسئله، حاد شده بود و من هم جز آقای‌صفایی فکرم به جایی نمی‌رسید. استاد هم به روستایی دیگر رفته بود. چاره‌ای نبود. موتورم را سوار شدم و خود را به استاد رساندم. وقتی موضوع را برایش گفتم بلافاصله آماده شد و گفت برویم. ترک موتور سوار شد و یکی از دوستان هم با موتورش دنبال ما آمد. ▪️در راه، بنزین موتور دوستم تمام شد. آمدیم نگران شویم که استاد ناگهان عمامه‌اش را باز کرد و یک سر آن را خودش گرفت و یک سر آن را به موتور دوستمان بست و حرکت کردیم. ▪️در راه، یک ماشین پاترول که یک روحانی محلی هم سوار آن بود رسید. آن روحانی از دیدن این صحنه، با عصبانیت ما را متوقف کرد و بر استاد فریاد زد که؛ آیا تو روحانی هستی که عمامه‌ات را وسیله‌ی بکسل موتور کرده‌ای؟ اگر دوباره چنین صحنه‌هایی از تو ببینم خودت می‌دانی! ▪️ استاد، بزرگوارانه این جسارت را تحمل کرد و گفت: "باشد." بعد دوباره عمامه‌اش را وسیله‌ی بکسل کرد و حرکت کردیم. به روستا که رسیدیم فضا خیلی ملتهب بود. استاد با هنرمندی تمام با همه صحبت می‌کرد و آخرش غائله خوابید. ▪️ مدتی بعد در جلسه‌ای آن روحانی را دید و به او گفت: تو موقعیت‌ها را نمی‌فهمی! آن وقت به ما که به‌خاطر موقعیتی که در آن بودیم و تکلیفمان را انجام دادیم، می‌تازی؟! 📖مشهور آسمان 📱با ما به دنیای عین‌صاد بیایید: https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca 💬 نظرات