🍃 قصم ظهری صنفان
[علامه #طباطبایی] بدگوئی از فلسفه و عرفان را که دو ستون عظیم از ارکان شرع مبین است ناشی از جمود فکری و خمود ذهنی میگفتند؛
و میفرمودند:
از شرّ این جُهّال باید به خداوند پناه برد؛ اینان بودند که کمر رسول الله را شکستند.
آنجا که فرموده است: قصَمَ ظَهْرِی صِنْفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّکٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ
و همچنین نسبت به کسانی که دارای قوّۀ عقلیّه بوده و حکمت و فلسفه را خوانده بودند ولی در امور شرعیّه ضعیف بودند، اعتنائی نداشتند
و میفرمودند:
حکمتی که بر جان ننشیند و لزوم پیروی از شریعت را به دنبال خود نیاورد حکمت نیست.
📗 مهرتابان، علامه #حسینی_طهرانی
♦️ کانال حوزه و فلسفه:
✅ @feghheakbar
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
آزادگی روح امیرالمومنین ع
در کلام شهید مطهری
(صوت)🔊🔊🔊🔊
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
دقیقا آزادی معنوی و رهایی خود عالی از دست خود دانی را به تصویر می کشد👆👆👆👆👆👆
امام صادق (ع) و گروهی از متصوفه.pdf
143K
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🍂🌿🍂🌿
🌿🍂
اخلاق واقعی انسان، کی نمودار می شود؟
به طور کلي هر چيزي که انسان را در شرايط غير عادي که آرامش روح را بهم ميزند قرار دهد، پرده از روي اخلاق واقعي انسان برميدارد. انسان در حال عادي حکم آب راکد را دارد که در حوضي جمع شده است؛ به واسطه رکود، مخلوطهاي آب تهنشين ميشود و آب بسيار صاف و زلال مشاهده ميشود. اما همينکه يک چوب داخل آب ببريد و آب را تکان بدهيد و زير و رو کنيد، آنوقت ميبينيد چقدر کثافت داخل اين آب است. بسا افرادي که در شرايط عادي به دل و نفس خود مراجعه ميکنند، آن را مانند همان آب حوض صاف و پاک ميبينند و خودشان غافلند که اگر شرايط جديدي به وجود آيد و موجباتي پيدا شود که صفات پليد تهنشينشده باطن ظهور کند معلوم خواهد شد که چقدر آلودگيها در روح آنها بوده است.
(حج. ص 38)
🌿🍂🌿🍂🌿
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
81.mp3
13.19M
نهضت آزادی بخش اسلام 1
شهید مطهری 🔊🔊🔊
🌿🍂🌿🍂🌿
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
82.mp3
12.19M
نهضت آزادی بخش اسلام 2
شهید مطهری 🔊🔊🔊
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و احترام
درس های سوم و چهارم کتاب ( آزادی انسان)👆👆
🔷🔷🔷
🔷🔷
🔷
@داستان شانزدهم:
علي (ع) و عاصم
🔷🔷🔷
علي عليه السلام بعد از خاتمه جنگ جمل «1»وارد شهر بصره شد. در خلال ايامي که در بصره بود، روزي به عيادت يکي از يارانش به نام «علاء بن زياد حارثي» رفت. اين مرد خانه مجلل و وسيعي داشت. علی علیه السلام همينکه آن خانه را با آن عظمت و وسعت ديد، به او گفت: «اين خانه به اين وسعت به چه کار تو در دنيا ميخورد، در صورتي که به خانه وسيعي در آخرت محتاجتري؟! ولي اگر بخواهي ميتواني که همين خانه وسيع دنيا را وسيلهاي براي رسيدن به خانه وسيع آخرت قرار دهي؛ به اينکه در اين خانه از مهمان پذيرايي کني، صله رحم نمايي، حقوق مسلمانان را در اين خانه ظاهر و آشکارا کني، اين خانه را وسيله زنده ساختن و آشکار نمودن حقوق قرار دهي و از انحصار مطامع شخصي و استفاده فردي خارج نمايي.»
علاء: «يا اميرَالمؤمنين! من از برادرم عاصم پيش تو شکايت دارم.» «2»
- چه شکايتي داري؟.
- تارک دنيا شده، جامه کهنه پوشيده، گوشه گير و منزوي شده، همه چيز و همه کس را رها کرده.
- او را حاضر کنيد!.
عاصم را احضار کردند و آوردند. علي عليه السلام به او رو کرد و فرمود: «اي دشمن جان خود، شيطان عقل تو را ربوده است، چرا به زن و فرزند خويش رحم نکردي؟ آيا تو خيال ميکني که خدايي که نعمتهاي پاکيزه دنيا را براي تو حلال و روا ساخته ناراضي ميشود از اينکه تو از آنها بهره ببري؟ تو در نزد خدا کوچکتر از اين هستي.».
عاصم: «يا اميرالمؤمنين، تو خودت هم که مثل من هستي، تو هم که به خود سختي ميدهي و در زندگي بر خود سخت ميگيري، تو هم که جامه نرم نميپوشي 👇👇👇👇
و غذاي لذيذ نميخوري، بنابراين من همان کار را ميکنم که تو ميکني و از همان راه ميروم که تو ميروي.».
- اشتباه ميکني. من با تو فرق دارم. من سمتي دارم که تو نداري. من در لباس پيشوايي و حکومتم.
وظيفه حاکم و پيشوا وظيفه ديگري است. خداوند بر پيشوايان عادل فرض کرده که ضعيفترين طبقات ملت خود را مقياس زندگي شخصي خود قرار دهند و آن طوري زندگي کنند که تهيدستترين مردم زندگي ميکنند، تا سختي فقر و تهيدستي به آن طبقه اثر نکند. بنابراين من وظيفهاي دارم و تو وظيفهاي «3»
.............................
(1). جنگ جمل در نزديکي بصره بين اميرالمؤمنين علي عليه السلام از يک طرف و عايشه و طلحه و زبير از طرف ديگر واقع شد. به اين مناسبت «جنگ جمل» ناميده شد که عايشه در حالي که سوار بر شتر بود سپاه را رهبري ميکرد (جمل در عربي يعني شتر). اين جنگ را عايشه و طلحه و زبير بلافاصله بعد از استقرار خلافت بر علي عليه السلام و ديدن سيرت عادلانه آن حضرت که امتيازي براي طبقات اشراف قائل نميشد بپا کردند، و پيروزي با سپاه علي عليه السلام شد.
2.. اين داستان را ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه، جلد 3، صفحه 19 (چاپ بيروت) نقل ميکند، ولي به نام ربيع بن زياد نه علاء بن زياد؛ و ربيع را معرفي ميکند در مواطني و بعد ميگويد: «واماالعلاء بن زياد الذي ذکره الرضي فلا اعرفه و لعل غيري يعرفه.»
3. نهج البلاغه خطبه 207
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
بینش مطهر/محتوای علمی
https://eitaa.com/elmi_binesh