_ستاره تک دنیا
دلم برایت تنگ شده است ،سخت است برایم بیان دوستت دارم ،اما من شمارا، گنبد طلایی رنگت را ،کبوتران زیبایت را ،گرمای جان سوزت را و غم شب های جمعه ات را به مقام بین الحرمین واقعا دوست دارم.
بغضی که در گلویم است مانند خشتی خشک شده خانه پارچه ای گلویم را پاره می کند،قلبم را آن چنان درهم می فشارد که تنها تو میتوانی گره کوک این غم را باز کنی .
چه میشود رحمی به این فرزند ناخلفت کنی
وبگذاری وجودش در کنارت را به تک تک سلول هایش انتقال دهد؟
و در مخلص کلام میگویم:
اصلا خبر داری که از دوری دارم دِق میکنم؟
سلام .
به کسانی که تازه به پناهگاهِ امن ما قدم نهادند، خوشآمد میگویم؛ و بر عزیزانی که پیش از این، در کنارمان بودند، درود میفرستم🤍.
اینجا؟ تنها پناهگاهیست کوچک، که از تیرگیهای دنیا به آن پناه آوردهایم.
اینها نیز حکایت از احوالِ دلتنگیِ یک کوچنشینِ تلگرامی دارد؛ کسی که از این جماعتِ «ایتاییون» بسیار به ستوه آمده، اما همچنان به سازگاری با آنان پای میبندد.»