📌 نامه #ابوبکر به پدرش برای بیعت وپاسخ دندانشکن ابیقحافه در دفاع از #امیرالمومنین علیهالسلام به او
👈🏾 شیخ طبرسی رضوان الله علیه روایت کرده است:
✨ابی قحافه (پدر ابیبکر) در زمان #شهادت رسولخدا صلوات الله علیه وآله در طائف بود. بعد از بیعت با ابی بکر، او نامهای به پدرش نوشت به این شرح: از طرف خلیفه #رسول_خدا به ابی قحافه، اما بعد، همانا مردم به من راضی شدند و امروز من خلیفه خدا هستم، پس اگر پیش ما بیایی نور چشم مایی.
🔰ابی قحافه بعد از خواند نامه به پیک ابی بکر گفت: برای چه #علی را از حقش منع کردید؟ پیک ابوبکر گفت: او جوان است و بسیاری از قریش را کشته و ابیبکر از او مسنتر است!
ابی قحافه به پیک ابیبکر گفت: اگر مسن بودن برای خلافت ملاک باشد که من نسبت به ابیبکر برای #خلافت بیشتر بر حق هستم. حقیقتا بر علی و حقش ظلم کردید، در حالی که رسولخدا خودش با او بیعت کرد و مردم را نیز امر به بیعت با علی کرد!
🔰سپس نامهای به فرزندش نوشت به این شرح: از طرف ابیقحافه به پسرش ابیبکر. اما بعد؛ نامه تو به دست من رسید و من آن را نامه یک احمق یافتم که بعضی از آن بعضی دیگر را نقض میکند! یک بار در نامه گفتی خلیفه رسول خدا و یک بار گفتی خلیفه خدا و یک بار گفتی مردم به من راضی شدند (و من انتخاب شده مردم هستم؛ کنایه از این که تو خلیفه خدا و رسول نیستی بلکه خلیفه مردم هستی!) و مشخص است که امر بر تو مشتبه گشته؛ پس در امری داخل نشو که خارج شدن از آن برایت بسیار سخت است و عاقبتت را به سوی آتش (جهنم) و ندامت میکشاند و در روز #قیامت ملامت خواهی شد.. محلهای وارد شدن و خارج شدن از امور دنیا بسیار است و تو خود میدانی که در این کار از تو سزاوارتر کیست! پس از خدا بپرهیز و این کار را به صاحبش واگذار و اگر اینکار را امروز ترک کنی برایت مجازات سبکتری به دنبال دارد. والسلام علیکم.
📚 الاحتجاج، شیخ طبرسی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷، چاپ دارالاسوه
🏴 راه ملکوت
▪️ یک مرد شامی ـ با دستآموزی امویان ـ از راه دور محضر مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آمد و سؤال کرد که «کمْ بَینَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء»؛[1] بین آسمان و زمین چقدر فاصله است؟ آن طوری که در احتجاج مرحوم طبرسی هست،[2] وجود مبارک حضرت امیر رو کرد به آن کودکی که آن جا نشسته بود، یعنی به وجود مبارک امام حسن مجتبیٰ(سلام الله علیه) که آن جا نشسته بود، فرمود پسرم «بُنی» تو جواب بده، اینها چنین هستند! وجود مبارک امام مجتبیٰ که کودکی بود فرمود منظورتان چیست؟ اگر آسمان ظاهر را می گویید «مَدُّ الْبَصَر»، اگر آن آسمانی که ﴿لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ﴾[3] آن را سؤال می کنید «دَعْوَةُ الْمَظْلُوم» آهِ مظلوم به آن جا می رسد. ما دو آسمان داریم، این «یا ربّ» به آن آسمان می رسد، درهایش باز می شود، انسان ملکوتی می شود, البته این آسمان ظاهر را خیلی ها می روند. هرگز آن در به روی کافر باز نمی شود!
◽️ اینکه شما می بینید زمزمه رزمنده های ما در خاکریز اول و دوم همیشه «یا کربلا» و «یا حسین» بود آن آسمان باز شد و از آن جا نصرت آمد. هرگز شما در این هشت سال, شعر ایران مرز پُر گهر را در خاکریز اول و دوم نمی شنیدید، در جبهه ها رفتید و در شب های عملیات حضور داشتید، این کشور ماست! برای او تلاش و کوشش می کنیم، جان فدایی می کنیم، دوستش داریم و مال ماست; اما کشور را #حسین_بن_علی نجات داد، حواسمان جمع باشد! کشور را #کربلا نجات داد! این علاقه به #شهادت نجات داد! مملکت را این حفظ کرد.
▪️ انسان کریم است، سند کرامت او خلافت اوست و هویت خلافت آن است که خلیفه حرف «مستخلف عنه» را بزند و اگر حرف «مستخلف عنه» را نزند می شود ﴿أُولئِک کالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾[4] و اگر کسی «خلیفة الله» است هم باید اهل ظاهر باشد مشکلات هوا و فضای ظاهر را حل کند، هم اهل باطن باشد و ملکوت را ببیند. آن دری که فقط برای مؤمنین باز است سحرها آن را «دقّ الباب» کند وارد آن در بشود. وقتی وارد آن در شد دعای او برای خیلی ها مستجاب است. اگر کسی توانست در را در سحر بزند و در باز بشود و برای چهارصد نفر خیر بخواهد, همه این دعاها مستجاب بشود، این دین نمی گوید وقتی بیدار شدی روز کار چهارصد نفر را حل کن؟! آن وقت این می شود #ملکوت, این می شود آن آسمانی که فقط به روی مؤمنین باز میشود و انسان برای همیشه راحت است؛ هم ﴿لَهُمْ دَرَجَاتٌ﴾[5] می شود، هم ﴿هُمْ دَرَجَاتٌ﴾.[6] ﴿هُمْ دَرَجَاتٌ﴾، نه اینکه یک «لام» محذوف است! گاهی انسان خودش درجه می شود، خودش میشود ملکوت! خودش میشود نور! ﴿وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ﴾،[7] این راه برای همه هست؛ حالا که این راه هست و این کشور به برکت خون های #شهدا طیب و طاهر شد ما می توانیم حدّاکثر استفاده را بکنیم. مبادا امور جزیی ما را از این ره آورد پُر برکت شهدا باز بدارد! این راه, رفتنی است! در عین حال که وظیفه شخصی خود را انجام می دهیم، آن راه اساسی ملکوت روی را هم ـ ان شاء الله ـ طی خواهیم کرد.
[1]. الغارات(ط ـ الحدیثة)، ج1، ص188.
[2]. الإحتجاج علی أهل اللجاج(للطبرسی)، ج1، ص268؛ «وَ بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ وَ مَدُّ الْبَصَر».
[3]. سوره اعراف، آیه40.
[4]. سوره اعراف، آیه179.
[5]. سوره انفال، آیه4.
[6]. سوره آل عمران، آیه163.
[7]. سوره انعام، آیه122.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 درس اخلاق
تاریخ: 1390/06/24
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تحلیل ایثار بزرگ سیّدالشهداء (ع) در زیارت اربعین
این بیان نورانی را وجود مبارک سیّدالشهدا در اربعین به تمام رسانده؛ گفت: انبیاء آمدند، #عذر را بر طرف کردند؛ منم (اَعذَرَ فِی الدعاء)؛ (وَ مَنَحَ النُّصح)، دیگران #نصیحت کردند، من نصیحت بخشی کردم. آن کاری که #انبیا کردند، من هم کردم؛ ولی کافی نبود، درست است که انبیای فراوانی را #شهید کردند، (یَقتُلُونَ النّبیینَ بِغَیرِ الحَق)، (وَ قَتلِهِمُ الاَنبیاء)؛ این تعبیرات هست. اما یک کسی با تمام زن و بچه اش به دیار #اسارت و #شهادت برود، بی سابقه است!! (وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لِیَستَنقِدّ عبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حَیرَهِ الضَلالَه). از #سرگردانی که کدام راه را #انتخاب بکنند، اینها را نجات بدهد؛ و البته اثر بخش بود.
🔷 ر.ک تهذیب الاحکام / جلد ۶ / صفحه ۱۱۳ _ زیارهُ الاَربعین و سوره آل عمران / آیه ۲۱ و سوره نساء / آُیه ۱۵۵
✅ درس اخلاق _ قم ؛ ۱۳۹۴/۰۹/۱۲
#آیت_الله_جوادی_آملی
#علامه_جوادی_آملی
#جوادی_آملی
#اربعین
#اربعین_حسینی
#زیارت_اربعین
عاشقان مولا علی علیه السلام
#ولایت
▪️نامه #ابوبکر به پدرش برای #بیعت و پاسخ دندانشکن #ابی_قحافه در دفاع از امیرالمومنین علیه السلام به او
📒شیخ طبرسی رضوان الله علیه روایت کرده است:
📝ابی قحافه (پدر ابی بکر) در زمان #شهادت رسول خدا صلوات الله علیه و آله در طائف بود. بعد از #بیعت با ابی بکر، او نامهای به پدرش نوشت به این شرح: از طرف #خلیفه رسول خدا به ابی قحافه، اما بعد، همانا مردم به من راضی شدند و امروز من خلیفه خدا هستم، پس اگر پیش ما بیایی نور چشم مایی.
ابی قحافه بعد از خواند نامه به پیک ابی بکر گفت: برای چه علی را از حقش منع کردید؟ پیک ابوبکر گفت: او #جوان است و بسیاری از #قریش را کشته و ابی بکر از او مسنتر است.
ابی قحافه به پیک ابی بکر گفت: اگر مسن بودن برای خلافت ملاک باشد که من نسبت به ابی بکر برای خلافت بیشتر بر حق هستم. حقیقتا بر علی و حقش ظلم کردید، در حالی که رسول خدا خودش با او بیعت کرد و مردم را نیز امر به بیعت با علی کرد!
سپس نامهای به فرزندش نوشت به این شرح: از طرف ابی قحافه به پسرش ابی بکر. اما بعد؛ نامه تو به دست من رسید و من آن را نامه یک #احمق یافتم که بعضی از آن بعضی دیگر را نقض میکند! یک بار در نامه گفتی خلیفه رسول خدا و یک بار گفتی خلیفه خدا و یک بار گفتی مردم به من راضی شدند (و من انتخاب شده مردم هستم؛ کنایه از این که تو خلیفه خدا و رسول نیستی بلکه خلیفه مردم هستی!) و مشخص است که امر بر تو مشتبه گشته؛ پس در امری داخل نشو که خارج شدن از آن برایت بسیار سخت است و عاقبتت را به سوی آتش (جهنم) و ندامت میکشاند و در روز قیامت ملامت خواهی شد محلهای وارد شدن و خارج شدن از امور دنیا بسیار است و تو خود میدانی که در این کار از تو سزاوارتر کیست! پس از خدا بپرهیز و این کار را به صاحبش واگذار و اگر اینکار را امروز ترک کنی برایت مجازات سبکتری به دنبال دارد. والسلام علیکم.
📚الاحتجاج، ج۱ ص۲۲۶-۲۲۷