#کتاب_قصه
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
#کتاب_قصه
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
#کتاب_قصه
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
#کتاب_قصه
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
چهارده معصوم نورانی ۳.mp3
5.68M
🌸 چهارده معصوم نورانی
فصل سوم
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
#یاری_خورشید
#مهدی_خدامیان_آرانی
قسمت ۱۲
شماره ۴
اسم او «هشام بن حَکَم» بود، اهل کوفه بود، او شنیده بود که امام صادق علیه السلام برای حج به مکّه سفر میکند، برای همین به سوی مکّه حرکت کرد تا علاوه بر انجام حجّ، امام زمانش را هم ببیند.
وقتی همه حاجیان به سرزمین «منا» کوچ کردند، او هم به آنجا رفت، قربانی خودش را قربانی کرد و سپس به سوی خیمه امام صادق علیه السلام حرکت کرد، وقتی وارد خیمه شد، سلام کرد و امام به مهربانی جواب او را دادند و او را به بالای مجلس فراخواندند.
جوانی او از چهره اش آشکار بود، صورتش کمی مو داشت. در آن مجلس، ریش سفیدانی که رئیس قوم و قبیله خود بودند، حضور داشتند و این رفتار امام برایشان سنگین و گران آمد، آنان با خود گفتند: مگر این جوان کیست که امام این گونه او را احترام میکند؟
امام رو به همه کرد و گفت: «این جوان، با دل، زبان و دست خود ما را یاری
می کند».
اینجا بود که همه متوجّه شدند که این جوان چه مقامی دارد، چه افتخاری بالاتر از این که کسی یاری کننده امام زمان خود باشد! کسی که با قلب، زبان و عمل خود، حجّت خدا را یاری میکند، این گونه ارزش پیدا میکند و جایگاهش از همه بالاتر میرود.
اکنون باید فکر کنم و راهی را بیابم که امام زمان را با قلب، زبان و عمل یاری کنم...
🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
روز و شب عطر دل نواز نماز
عطر پروردگار می آید
شاخه در شاخه سبز خواهم شد
پنج نوبت بهار می آید
دست هایم همیشه وقت قنوت
مثل بال پرنده باز است
آسمان بوی ربنا دارد
لحظه ها لحظه های پرواز است
می توان با خدا سخن ها گفت
می توان گرم هم زبانی شد
مطمئنم که با دعا کردن
می شود پاک و آسمانی شد
باز در مسجد محله ی خود
شعر راز و نیاز می خوانم
تا خدا بال می زنم وقتی
بین گل ها نماز می خوانم
شاعر : هادی فردوسی
#نماز
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
49.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اوریگامی_توپ
برای عضویت در کانال #امام_زمان_و_من کلیک کنید.👇
@emamezaman_va_man
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd