حس شششم میگه یه اتفاق بدی افتاده و مطمئنم افتاده فقط من بلد نیستم چجوری باهاش مواجه شم.
یه جورایی یکی از فوبیاهام اتفاق افتاده که فکر نمیکردم حداقل به این زودی باهاش مواجه شم.
به اون بدی که فکر میکردم نبود ولی حتی فکرش باعث میشد حالت تهوع بگیرم.
واقعا احساسات دهن آدمیزادو سرویس میکنه
چی بگم والا با این جماعت همین که هنوز قاتل نشدیم به نظرم انسانیت خودمونو ثابت کردیم
ولی من هنوز دلم برای نخست وزیر مین میسوزه🙏 (تا دقیقه آخر این قسمت امیدوار بودم کار خودش نباشه)
منطقی بهش نگاه کنی از دست دادن راحت نیست و همه قرار نیست منطقی و درست واکنش نشون بدن.