سر و ته کانالو که نگاه میکنم فقط میبینم که چقدر احمقانه درگیر آدمای اطرافمم
چه از روی نفرت چه هر احساس دیگهای
باید تغییرش بدم
هدایت شده از - ستارهیاَکلیلِشمالی
وقتی که شبها دارم به تنهایی زخمی میشم
کجای این جهانی؟!
جوری اطرافم پر شده از آدمای تاکسیک
که دیگه حس میکنم وقتشه همرنگ جماعت شم تا بیشتر ازین اعصابم به فاک نره
+از آخرین باری که باهم صحبت کردیم،
چهقدر کدر و ناخوانا شدی.
_نتیجهی طبیعتِ بهجامونده از رفتنِ آدماست.
دیشب بین دستام تقلا میکرد
فریاد میکشید که صداش بهت برسه
ازت میخواست نجاتش بدی
روحمو میگم
بازم نرسیدی
امحا
من هر دفعه که این اتفاق میوفته دستی رو سر خودم میکشم و بلند میشم ادامه میدم اما یع تیکه از خودمو تو
جا گذاشتن؟
نه
خیلی وقته جا موندم پسر