eitaa logo
امحا
67 دنبال‌کننده
610 عکس
21 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bq4mj66&btn=می‌شنوم
مشاهده در ایتا
دانلود
داستانمون پر شده بود از تراژدی‌هایی که مثل بختک بیخ گلوهامون چسبید.. از همون اول تا دقیقه‌هایی ک داور سوت پایانو می‌زد.
جوری می‌خندید انگار هیچ‌وقت چشم هاش غم رو ندیده ولی یه جایی به بعد پسِ اون معرکه تاریکی؛ انقدر خندید که درد براش گریه می‌کرد..
امحا
ما تو دستای زمان گیر افتادیم استلا.
زمانو گم کردم استلا زمانو گم کردم.
کی اینقد بیکار شدم که وقت کنم تا این حد بشکنم؟
_ https://eitaa.com/emhaaa/2920 عزیزم ای کاش میدونستم کیه پادرمیونی میکردم برگرده ناراحت نباش.. +شما کی وقت کردین اینقد مهربون شین؟ بیاین دعا کنیم همونجوری که قول داده ازون بالا حواسش بهم باشه و زودتر ب قولش عمل کنه هوم؟ از دوری بدم میاد
_ای شرقی غمگین +رو ایشون کراش زدم بچه‌ها
:)
من‌ میگم‌، ولی‌ تو‌ نپرس‌ چرا.
می‌دونی همین "تنهایی" از ما؛ ما رو ساخت.
امحا
کی می‌دونه نویسنده‌ی ما چقدر درد کشیده که حالا این‌طوری داره داستان‌مون رو روایت می‌کنه؟ هرچند مطمئ
این‌بار می‌خوام نویسنده‌ی داستانمو در آغوش بگیرم.. بابت دردهایی که کشیده و داستانی که داره از دردهای خودش؛ عمیق‌تر و غم‌زده‌تر روایتش میکنه
امحا
خنده داره که هنوز باور نکردم نه؟ می‌دونی.. نباید یادت می‌رفت که چقدر می‌تونستم کم بیارم و نیاوردم. چ
نباید یادت می‌رفت چقدر می‌تونم شکسته باشم درحالی که قوی‌تر از هر وقتی دیده می‌شم.. نباید یادت می‌رفت از پسِ چه کارایی برمیام اما؛..