eitaa logo
امحا
67 دنبال‌کننده
610 عکس
21 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bq4mj66&btn=می‌شنوم
مشاهده در ایتا
دانلود
امحا
و ای‌کاش به‌جای اینهمه بدِ نزدیک تو کنارم بودی خوبِ مطلقِ من
بی‌رنگی؛ می‌تازد‌ به‌پیش.
_خوبی؟ نبودی...خوبی؟! +خوبم. احساس سبک بودن دارم خیلی وقت بود تجربه‌ش نکرده بودم و خب این واقعا خوبه
حسِ پرستیدنیِ برگشتن ب آغوشِ امنی که از دستش داده بودم
اومده انگشتای کوچولوشو گذاشته رو لبام و می‌گه آروم صحبت کن ماهی کوچولو هنوز خوابهTT
می‌پرستم لحظه رو
گوشه‌ترین صندلی زیر پنجره؛ در حالی‌که the don رو تکراره*
کم لبخند می‌زد، از اون آدم‌هایی بود که سخت می‌تونستی دلیل خنده‌اش بشی و با لذت خندیدنش رو تماشا کنی. یه‌شب رازِ کلماتم رو بهش گفتم وقتی جلوی آینه نشسته بود و آروم آروم تار و پودِ قلب من رو به هم می‌بافت تا حالت بگیره؛ اول مکث کرد اما وقتی بهش گفتم: «اگر یهو و بی‌دلیل بهت می‌گم "خوشگلی" منظورم این نیست‌که فقط از نظر ظاهری، اندام، چهره یا موهایِ آبشار مانندت خوشگلی، منظورم روحته، درونته، انرژیِ قویِ توئه ولی حتی نفس می‌کشی ولی خوشگلی...» اون‌جا بود که بلند خندید؛ خیال می‌کرد دیوونه شدم ولی خب حقم داشت... کی جلوی اون همه خوشگلی ذهن و روح می‌تونست مقاومت کنه وقتی امن‌ترین حصار بود؟ من دیوونه‌ی "امن‌بودنش" بودم.