خلاصه و مفید بخوام بگم جوری که شما بفهمین این بود که: سمت محل زندگی مون سه تا بالگرد رد شدن ( بالگرد خودی بودن ) و رفتن سمت ساحل ( خونمون نزدیک دریاست )
و خیلی عجیب بود که سه تا همزمان رد شدن به همین خاطر رفتم پشت پنجره ببینم چه خبره
رفتم پشت پنجره و دیدم که یه موشک ( رنگش مشکی بود انتهاش هم دو سه تا تیغه داشت، شبیه همون موشکی که تو مدرسه میناب زدن، فک کنم تاماهاوک بود ) داره میاد سمت مون
وحشتناک بود واقعا وحشتناک بود
من خب اون لحظه نمیدونستم تو خوابم و دارم خواب میبینم ضربان قلبم رفته بود رو هزار و تو خواب داشتم اشهدمو میخوندم
این خوابای مربوط به جنگ رو ممبرای قدیمی میدونن که زیاد میدیدم
ولی نزدیک یک ماه بود که تموم شده بود
الان دوباره این کابوسا برگشته😭
مامانم اینا دارن قسمت ۸ درس عبرت رو میبینن
به نظرم برا هر پدر و مادری که بچه کنکوری داشتن و دارن واجبه این قسمت رو ببینه