eitaa logo
تهی
3.4هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
3.6هزار ویدیو
19 فایل
مدیر👇 @admin40 ارسال سوژه و انتقاد و پیشنهاد👇 @ghorbani261 کانال در سروش👇 https://splus.ir/bohloool کانال دیگه در ایتا👇 @bohlool
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فروشگاه خلیج فارس
♦️ خود یک داروست ♦️ ✅انجیر رطوبت بدن را از بین برده ، استخوان را محکم کرده، مو را بر بدن می رویاند و درد را از بین میبرد ✅بهترین میوه برای رفع یبوست و پاکسازی روده @fars_buy
🔶 تهدید عجیب روس‌ها: جام جهانی امسال برگزار نمی‌شود! 🔸 نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت روسیه: امسال جام جهانی وجود نخواهد داشت. در هفته‌های آینده اتفاقاتی می‌فتد و همه چیز تغییر خواهد کرد. پیش از این هم روس‌ها تهدید کرده بودند که به خاطر حضور نداشتن تیم ملی فوتبال این کشور در جام جهانی اجازه برگزاری این رقابت را نخواهند داد و به نظر می رسد که اتفاقات تلخی قرار است رخ دهد. @emptyy
هدایت شده از المتقین
❗️، بیــت المــال رو ملک شخصــی اش میــدونــه و جامعــه رو ...✖️ 🆔 @Almotaqin 💯
🔆 نفست را قربانی کن خواجه ثروتمندی که کلاهبردار بازار بغداد بود، از بغداد عزم حج کرد. بار شتری بست و سوار بر شتر عازم شد تا با آن به مکه رود. چون مراسم عید قربان شد، شتر خود را قربانی کرد و بعد از اتمام حج، شتری خرید تا بازگردد. از حج که بازگشت، بعد از یک ماه در بغداد باز در معامله دروغ گفت و توبۀ خود بشکست. عهد کرد تا سال دیگر به مکه رود و رنج سفر بیند تا خداوند گناهان او را ببخشد. باز شتری برداشت و سوار شد تا به مکه رود. خواجه را پسر زرنگی بود، پدر را در زمان وداع گفت: ای پدر! باز قصد داری این شتر را در مکه قربانی کنی؟ پدر گفت: بلی! پسرش گفت: این بار شتر را قربانی و آنجا رها نکن. این بار نفس خودت را همانجا قربانی کن تا برگشتی دوباره هوس گناه نکنی. تو اگر نفس خود را قربانی نکنی اگر صد سال با شتری به مکه روی و گله‌ای قربانی کنی، تأثیر در توبۀ تو نخواهد داشت. @ahadiis
میدونید چرا ژینا امینی ترند نشد ولی مهسا امینی ترند شد؟ چون تو عربستان ژ ندارن😂 @emptyy
یه جای کار شدید میلنگه کجاش رو نمیدونم @emptyy
یادمه هشت سالم بود… یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت، مارو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن… ولی من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن، واسه همین تو صف موندم ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود… الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد. خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزارو زیر پا میزارن از بیسکویتای تو دستشون لذت میبرن… از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟ اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند؟!؟! 👤 پرویز پرستویی @emptyy
📚کچل و شیطان کچلی بود بسیار زرنگ یک نفر حاجی او را به همراه گوسفندهاش به چوپانی می فرستاد و به او قول داده بود که اگر با راستی و درستی کار کند دخترش را به او بدهد و کچل دامادش بشود . کچل ازاین حرف بسیارشاد بود خیلی در کارها کوشش می کرد . اتفاقاً برای دختر حاجی از جای دیگر خواستگار می آید برای او نامزد می گیرند . کچل از این ماجرا بسیار ناراحت می شود . اتفاقاٌ روزی به هنگام بهار همراه گوسفندها بود باران تندی آمد کچل عادت داشت همیشه در صحراگاش لاک را همراه می برد موقع ظهردو سه تا بزشیری داشت آنها را می دوشید شیرش را با نان توی لاک ترید می کرد و می خورد . کچل دید باران شدید است با داس گودالی کند . لباسهاش را از تن بیرون آورد توی گودال گذاشت . لاک را روی آن گذاشت اطرافش را با گل پوشانید روی لاک نشست . پس ازچند دقیقه باران ایستاد لباسش را بیرون آورد تن کرد . لباسش خشک بود بدون اینکه نمی داشته باشد . شیطان عبورش از آن مکان بود دید لباس کچل خشک است و نمی ندارد اما او که شیطان است خیس و تر شده است . شیطان گفت :« کچل چه کارکردی که لباست ترنیست ؟» گفت :« دراین امراسراربزرگی است.» شیطان گفت :« تو اول دعای اسم اعظم باریتعالی را به من یاد بده من آزمایش بکنم . من هم دعای خود را به تو یاد میدهم .» شیطان دعای اسم اعظم را به او یاد داد . کچل رفت دو تا گوسفند نر آورد دعا را خواند آنها را به هم جنگ داد هر دو بهم چسبیدند . گفت :« دعای بازشدن را هم به من یاد بده : کچل آن را هم آموخت و خواند گوسفندهای نرازهم باز شدند . چون اطمینان حاصل کرد گفت :« آقا شیطان تو باید یک داس و یک گاش لاک همیشه با خودت داشته باشی تا هنگام باران زمین را بکنی لباس هایت را در گودال بریزی . لاک را روی آن بگذاری تا لباست تر نشود .» شیطان از این گفتار ساده افسوس خورد که کاش چنین گولی نخورده بودم . نادم و پشیمان غایب شد . اما کچل شاد و خرم شد که چنین عملی بدست آورده است . کم کمک عروسی دختر به پا می شد حاجی به کچل گفت :« برو قاضی را برای عقد کردن عروس بیار.» کچل می رود ملا را با وسایلش سوارمی کند وحرکت می کنند . نزدیکی های منزل حاجی کچل دعا را خواند قاضی در حالی که دستهاش در زین اسب بود همانجا چسبید . جلو حیاط آمد هرچه خواست پایین بیاید نشد . دست به دامان کچل زدند او را از روی اسب جدا کرد منتهی قاضی نمی توانست دیگر حرکت کند او را مجسمه وار بردند بالاخانه نشاندند . کچل گفت :« چرا خواهر خانم را خبر نکردید تا در مجلس عقد حاضر باشد ؟» او را فرستادند دنبال خواهر زن حاجی . هنگام آمدن رسیدند به رودخانه . کچل گفت :« خانم بیا ترا بدوش بگیرم » زن حاضر نشد گفت :« پس لباسهات را بیرون بیاور روی سرت بگذار آن طرف آب که رسیدی بپوش من می روم پشت آن بوته ها پنهان می شوم تا ترا نبینم » زن بیچاره شلوار و لباس خود را بیرون آورد روی سرگرفت آن طرف آب رفت کچل او را هم سحر کرد . به همان حال چوخای خود را از تن بیرون آورد لنگ مانند به او پیچید او را آورد منزل حاجی . چون آنها این ماجرا را دیدند بیشتر به کچل ظنین شدند خلاصه دختر را ملا به همان عقد کرد عروسی برپا شد شب زفاف کچل در کمینگاه حجله ماند همینکه داماد دستش برای عروس دراز شد با او چسبید . پس از ساعتی داماد برار و یکی دیگر رفتند توی اتاق تا آنها را سواکنند آنها هم به آن دو تا چسبیدند . کار به جائی رسید که پدر داماد حاضر شد عروس را طلاق بگوید برای کچل عقد کند و عروس مال کچل باشد . پس از اینکه کچل اول آنها را به قرآن قسم داد اول ملا و خواهر زن حاجی را نجات داد بعد طلاق دختر را گرفت و برای خودش عقد کرد و آن وقت دختر و داماد را نجات داد و خودش صاحب عروس شد . همان طور که کچل به مراد و مطلبش رسید انشاءالله شما هم به مراد و مطلبتان برسید . @emptyy
گاهی برتر بودن را به دیگران واگذار کنید، و خوشبخت زندگی کنید... @emptyy
💡چشم دانشگاه صنعتی شریف روشن ! 🔶 وقتی در استخدام اساتید دانشگاه شرطتون فقط داشتن تخصص هست و تعهد ارزشی براتون نداره ، نتیجه اش میشه استادی که دانشجوهاش رو به شورش دعوت کنه بعد از دستگیر شده ها حمایت هم کنه و تهدید به تعطیلی کلاس هاش هم کنه! @emptyy
هدایت شده از فروشگاه خلیج فارس
📌 مصرف اشتباه گیاهان دارویی عوارض دارد ✍عده‌ای به نام طب سنتی و اسلامی همه را به خط داروهای گیاهی می‌اندازند، این كار غلط است و گاهی خطرناک..،نباید هیچ داروی گیاهی را به صورت مستمر مصرف كنیم؛ مگر اینكه به یک علت موجه مانند درمان یک بیماری و با اذن متخصص و عالمانه باشد 🔖هر گاه خواستیم یک برنامه دارویی مستمر گیاهی یا درمانی را رعایت كنیم حتماً باید همه جوانب آن‌ را در نظر بگیریم ⬅️ مثلاً آویشن، بابونه یا گل گاوزبان یا... همه این‌ها دارای عوارض هستند یا گرمند یا كم‌خونی و یا سرگیجه، یا فشارخون را بالا یا پایین یا تپش قلب را به وجود می‌آورند، پس باید عوارض منفی هر گیاهی شناسایی و رفع شود 🔖 مثلاً فردی می‌خواهد بلغم و سردی بدنش را درمان كند، از بس داروی تركیبی گرم می‌خورد كه یبوست می‌گیرد یا بدنش خارش و كهیر می‌گیرد و یا شهوانی شود یا غضبناک شود یا بواسیر و ضعف اعصاب و... بگیرد ⬅️ در حالی كه با اصلاح تغذیه و... قابل حل است ✅ البته لازم به تذکر است که عوارض داروهای گیاهی هرگز قابل مقایسه با عوارضات شدید و غیر قابل جبران داروهای شیمیایی نمی‌باشد @fars_buy
هدایت شده از عقلب
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 چرا وقتی از دیگران می کنیم، معمولا واکنش تندی نشان می دهند!؟ 🧐😤🤬 ✏️ برگرفته از کتاب (( )) : مصطفی بیت سعید 🆔 @aghalb 💯