همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويی
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزویی؟!
به كسی جمال ِخود را ننمودهیی و بينم
همه جا به هر زبانی ، بُوَد از تو گفت و گویی!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد ِقتلم
تو بِبُر سر از تن ِمن ، بِبَر از ميانه ، گویی!
به ره تو بس كه نالم ، ز غم تو بس كه مويم
شدهام ز ناله ، نالی ، شدهام ز مويه ، مویی
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار ، چنگی
من از آن خوشم كه چنگی بزنم به تار ِمویی!
بنموده تيره روزم ، ستم ِسياه چشمی
بنموده مو سپيدم ، صنم سپيدرویی!
چه شود كه راه يابد سوی آب ، تشنه كامی؟
چه شود كه كام جويد ز لب ِتو ، كامجویی؟
بشكست اگر دل من ، به فدای چشم ِمستت!
سر خُمّ می سلامت ، شكند اگر سبويی
شود اين كه از ترحّم ، دمی ای سحاب رحمت!
من خشک لب هم آخر ، ز تو تَر كنم گلويی؟!
@enzevae🍃
گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه
گفته بودی عاشقم هستی ، ولی انگار نه
هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست
خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه
تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه
دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز
با غرورم می خرم آن را ، در این بازار نه
قصد رفتن کرده ای ، تا باز هـم گویم بمان
بار دیگر می کنم خواهش ، ولی اصرار نه
گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه
@enzevae🍃
مرا با یك لبی پرخنده میبینی نمیدانی...
به ظاهر خوبم اما سخت در پندار غمگینم،
چهمیپرسیتوازحالم! چهمیدانیتوازحالم؟
من از دردی ك هردم می شود تکرار غمگینم! ›
#حسینوصالپور
@enzevae🍃
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟! چنین چرا بیزار
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار
اگر چه میگذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر، من از شما بیزار
به مسجد آمدم و ناامید برگشتم
دل از مشاهده تلخی ریا بیزار
صدای قاری و گلدستههای پژمرده
اذان مرده و دل های از خدا بیزار
به خانهام بروم؟ خانه از سکوت پر است
سکوت میکند از زندگی مرا بیزار
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار...
- فاضل نظری
@enzevae🍃