هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟! چنین چرا بیزار
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار
اگر چه میگذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر، من از شما بیزار
به مسجد آمدم و ناامید برگشتم
دل از مشاهده تلخی ریا بیزار
صدای قاری و گلدستههای پژمرده
اذان مرده و دل های از خدا بیزار
به خانهام بروم؟ خانه از سکوت پر است
سکوت میکند از زندگی مرا بیزار
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار...
- فاضل نظری
@enzevae🍃
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچوقت تصور نمیکردم که
تمام دنیا بتواند در یک نفر خلاصه شود!
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
مرا با یك لبی پرخنده میبینی نمیدانی... به ظاهر خوبم اما سخت در پندار غمگینم، چهمیپرسیتوازحالم
غمیگنم،
غمم در سطرهایِ ریز این کاغذ نمیگنجد؛
مرا بسیار بنویسید ك یک طومار غمگینم!
تو رفتیسالها اینجابهعکست خیرهمیمانم
من از اینچشمهایِ مانده بر دیوار غمگینم،
#حسینوصالپور
@enzevae🍃
در خیالات خودم ، در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیست
می نشینم روبرویت ، خستگی درمیکنم
چای میریزی برایم ، توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسی ، كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت ، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم ، توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت ، میشود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو…
پشت پایت اشک می ریزم ، روی ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم ، با یاد مهمانی که نیست…!
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی ، کار آسانی که نیست . . .
@enzevae🍃