🌀 حج از رفع تکلیف تا سرمایهگذاری پرسود معنوی
🔻با توجه به مخارج بالای حج تمتع، این تلقی رایج است که بهرحال این یک واجب شرعی است و باید برای آن هزینه کنیم!
🔻ولی اگر به حج تمتع به عنوان نوعی سرمایهگذاری معنوی نگاه کنیم، محاسبه هزینه فایده آن شکل دیگری به خود میگیرد
🔻در این نگرش، هزینه کردن برای حج تمتع نوعی سرمایهگذاری پربازده است که فرد در کارخانه انسان سازی حج آب دیده میشود؛به علاج مریضیهای روحی خودش میپردازد و به تعبیر برخی علما به تنظیمات اولیه کارخانه برمیگردد و آنگاه کنتور عملش از ابتدا دوباره شماره میاندازد.
✍️ محمدجواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌀روایت جالب یک پزشک عرب از دلایل اقتصادی بمباران شرکتهای داروسازی ایران در جنگ تحمیلی سوم
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀 رسیدن قیمت نفت برنت به بشکهای ۱۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، ۶۷۸ یوان و حدود ۹۹ دلار
🔻 قبل از جنگ تحمیلی سوم قیمت نفت برنت بشکه ای ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزارتومان، ۴۹۲ یوان و ۷۲ دلار بود. یعنی قیمت آن پس از جنگ بیش از ۳۸ درصد افزایش یافته است.
🔻تذکر: نرخ برابری دلار به یوان ۶.۸۳۶۸ و نرخ برابری دلار به تومان ۱۵۰۰۰۰ محاسبه شده است.
✍️ محمدجواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀صحرای عرفات
🔻 انگار صحرای محشر است؛ حجاج از اقصی نقاط دنیا در لباس سفید هم شکل شدند؛ اول صبح گروهی بالای جبل الرحمه رفتند و برخی پایین کوه مشغول دعایند؛ این سرزمین انگار حس و حال خودش را دارد؛ جمعیت روی کوه مثل بلورهای درخشان در آفتاب صبحگاهی سوسو میزنند؛ انگار هنوز زمزمه های رسول اعظم پای جبل الرحمه به گوش میرسد ، این جبل الرحمه یادآور حج ناتمام سید و سالار شهیدان است.
🔻در مسیر بازگشت راه را گم کردم، و با دیدن تابلوی پایان عرفات متوجه شدم که مسیر را برعکس آمدم؛ توی این مسیر همه چادرها مثل هم است و همه یک رنگ و یک جور؛ از ملیتهای مختلف؛ یک جاهایی هم حجاج با دردسر از زیر فنس های پلاستیکی رد میشوند. با پرس جو از عرب و عجم مسیر را پیدا کردم.
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀 صحرای مشعر
🔹 انگار همین جا صحرای محشر است؛ از بعد غروب آفتاب جمعیت فوج فوج در صحرای مشعر اتراق کردند تا بین اذان صبح و طلوع آفتاب را در روز عید قربان در این منطقه بیتوته کنند و پس از آن رمی جمره عقبه، قربانی و تراشیدن سر.
🔻هر کاروانی میرسد دنبال یکسری فرش است که پیدا کند و زائرانش را مستقر کند؛ فرش که میگویم ، نه فرش ، بلکه یک گلیم دو در یک و نیم. برخی زایران مثل کاوشگران معدن همینجا زمین را زیر و رو میکنند تا سنگ رمی جمرات را جمع کنند. ما که قبلاً سنگهایمان را از توی مکه جمع کردیم و خیال خودمون و شیطون را راحت کردیم البته اگر زورمون بهش برسه.
🔻 یک نسیم خوبی میورزد و هوا خیلی خوب است؛ انگار نه انگار که تا یکی دو ساعت قبل مغز آدم زیر آفتاب بالای ۵۰ درجه جوش میآورد.
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀 سرزمین منی
🔻 با طلوع آفتاب حجاج پیاده از صحرای مشعر راهی سرزمین منی شدند؛ ۴ -۵ کیلومتری پیادهروی بود؛ و بعد از استراحتی در چادرها دوباره جماعت پیاده به سمت جمرات سرازیر شدند تا شیطان بزرگ را بزنند و چقدر گرم بود و مسیر خسته کننده، از خیمه تا آنجا ۳-۴ کیلومتری بود؛ البته امسال خیلی خلوت بود و میشد شیطان را بیدردسر و از نزدیک سنگباران کرد، نهار حجاج آب دوغ خیار بود و بعد از ساعتی خبر دادند که گوسفندهایتان را قربانی کردند؛ حالا صحنه محشر دیگری برپا شد برای کچل شدن؛ و چقدر کله های گرد و گمبلی حجاج دیدنی شده است؛ قبلا نشانی حجاج لباس سفید بود و اکنون لباس سفید و کله کچل،
🔹 هوا ناجوانمردانه گرم است و کولرهای چادرها کاری از دستشان نمیآید. شاید شب گرمای بالای ۵۰ درجه سرزمین منی فروکش کند؛ دو روز دیگر باید در همین جا ماند، جایی که فقط به اندازه درازکش جا داری و اگر کمی زیاد تکان بخوری دست و پای بغلی را له میکنی.
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀ابعاد نمادی حج
🔹 طراحی هر یک از مراحل حج تمتع را باید بخشی از معجزه تمدنی اسلام دانست؛
🔻روی بومرنگ نقاشی حج هر خطی نماد (symbol)یک مهندسی اجتماعی پیچیده است؛ از گشتن همه دور یک خانه تا وقوف در صحرای بی آب و علف، سنگ زدن به شیطان و حتی بریدن از همه تعلقات دنیا با تراشیدن سر؛
🔻کنار هم قرار گرفتن این همه طراحی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اصلأ تصادفی نیست. هر کدام از این اعمال فلسفه خودشان را دارند و در طراحی نمادی خودشان کارکردهای متعددی دارند.
🔹 در حدیثی دیدم که به حجاج توصیه شده بود که وقتی موی سرشان را زدند، آن را دفن کنند؛ توصیه ای که نظم اجتماعی در پی این عمل گروهی را بدنبال دارد.
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀 آخرین سنگ
🔹 امروز باید آخرین بار به سه شیطان کوچک، متوسط و بزرگ سنگ بزنیم؛ دیروز سنگهایم فقط کفاف شیطان کوچک را داد؛ به شیطان وسطی که رسیدم، دیدم سنگ هایم گم شده است؛ مثل سربازی که خشابش خالی شده و گلوله ندارد.
🔹 از یکی از هم کاروانی ها ۷ سنگ قرض گرفتم؛ امدهم چندتایی را هم از سنگهای افتاده روی زمین جمع کنم، که یک جوان افریقایی دست در کیسه اش کرد و یک مشت سنگ کف دستم ریخت؛ و کمک کرد که مدیون شیطان نشوم.
🔹 دیروز اول صبح رفته بودیم و خیلی شلوغ بود؛ باید با کلی زحمت جلو میرفتی که بتوانی مسیر حرکت سنگت را ببینید که خورد یا نخورد. انگار شیطان هم جا خالی میداد و خیلی همراهی نمیکرد.
🔻 اینکه همه حجاج سه روز پشت سر هم با کلی مشقت به شیطان سنگ میزنند، یکی از جلوههای تربیتی و حتی سیاسی حج است. وقتی مسیر حدودا سه کیلومتری را میرفتی خیلی سخت نبود؛ ولی مسیر برگشت برای آدم، نا نمیگذاشت؛ هرچه می آمدی نمیرسیدی. بیچاره این پیرمردها و پیرزنها که رمق نداشتند و گاهی در مسیر ولو میشدند.
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌀شکوه بازگشت
🔹 بعد از اتمام اعمال منی، همه حجاج پیاده فوج فوج به سمت مکه راه افتادند و چه شور و حال وصل ناشدنی داشت؛ در ورودی مکه جماعتی نذری میداند؛ البته نه به اندازه نذری های پیاده روی اربعین؛ برخی هم با آبپاش حجاج را خنک میکردند؛
🔻 فکر کنم ۴-۵ کیلومتری از جمرات تا شهر فاصله بود؛ یک باد نیمه خنکی هم میوزید؛ حال حجاج باید طواف زیارت کنند و سعی صفا و مروه و طواف نساء و خلاص.
✍محمد جواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀 از عقلانیت محدود هربرت سایمون تا عقلانیت روبه تکامل اسلامی
🔻هربرت سایمون جایزه نوبل اقتصاد ۱۹۷۸ را به خاطر بسط نظریه عقلانیت محدود (Bounded Rationality) دریافت کرد و به محدودیتهای بشر در مسیر انتخاب عقلایی توجه کرد: کاهنمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲، مبحث تفکر سریع و کند را به آن اضافه کرد و ریچارد تالر، استاد برجسته اقتصاد رفتاری و برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۷، هم از «سقلمه» به عنوان یادآوری برای بازگشت به عقلانیت سخن گفت.
🔹 وقتی در مورد مهندسی اجتماعی اسلام برای سنگ زدن به شیطان در سه روز متوالی فکر میکردم، باز هم معجزه اسلام را در فهم محدودیتهای عقلانیت بشر و راههای درمان آن دیدم.
🔹شارع مقدس انگار مثل طبیبی حاذق که چرک خشک کن تجویز میکند، بعد از تجویز کلی وقوف و بیتوته برای مقابله با محدودیت های شناختی، انگیزشی و ارادی، در نسخه اش مینویسد؛ روز اول ۷ تا سنگ به جمره عقبی میزنی؛ روز دوم یادآوری اش سه تا ۷ سنگ به هرکدام از جمره های اولی و دومی و سومی میزنی؛ روز سوم هم یادآوری سوم را باز با شلیک ۷ تا سنگ به هرکدام از جمره های کوچک، متوسط و بزرگ میزنی؛ پس از آنکه همان روز اول با قربانی گوسفند از دلبستگی به مال دنیا دست کشیدی و پس از آنکه با تراشیدن موی سر از تعلقات ظاهری دست کشیدی؛
🔻 این یعنی یک مهندسی دقیق حرکت به سمت عقلانیت رو به تکامل اسلامی که برخلاف عقلانیت محدود، آرمانش بیشینه سازی نفع شخصی نیست؛ بلکه مقصدش پا گذاشتن روی هوای نفس است؛ انگار مثل کپسول آتشنشانی داری وجود خودت را که از خودخواهی گر گرفته، خاموشی میکنی.
🔻 پینوشت: اگر حوصله کردید مقاله «چشم انداز های عقلانیت محدود در اقتصاد اسلامی» (اینجا) که چند سال پیش نوشتم را مطالعه کنید.
✍ محمد جواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀چشمهایم را در منا جاگذاشتم
🔹 انگار هر کسی باید گمشدهای در سرزمین منا داشته باشد که بعدها به دیگران سفارش کند، دنبالش بگردند؛ من هم عینکم را در این سرزمین گم کردم. یکی از دوستان اصفهانی قبلا برایم نوشته بود که سالها پیش ۵۰ ریال در منا گم کرده و اگر پیدا کردم، نصف-نصف شریک! آدرس خواستم، گفت:بین آتش نشانی و جمرات؛ شاید هم بین چادر و آتش نشانی !
🔻 واقعیت این است که خیلیها دلهایشان را در سرزمین منا جاگذاشتند؛ واقعا منا سرزمین عجیبی است؛ مکانی برای گذشتن از اموال با قربانی گوسفند، جایی برای گذشتن از موی سر و تعلقات ظاهری و مهمتر از همه مکانی برای جنگ با شیطان؛ آن هم نبردی نمادین با پرتاب سنگ به مجسمههای شیطان!
✍ محمد جواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2
🌀تراکم جمعیت
🔹دیروز حوالی ساعت ۵ عصر راهی مسجدالحرام شدم؛گفته بودند هنوز اتوبوسها فعال نشده، ولی بعد نیم ساعتی پیادهروی،در میان ازدحام زیاد جمعیت، سوار اتوبوس شدم که به سرعت تونل خیابان عزیزیه را طی کرد و در کمتر از ۵ دقیقه مسافران را در باب علی پیاده کرد. ساعت حوالی یک ربع به ۶ بود؛ خوشحال از اینکه زود رسیدم راهی مسجد الحرام شدم؛ ولی هرچه جلوتر میرفتی با انبوه جمعیت مواجه میشدی که حرکت را کند میکرد
🔻همینطور جمعیت را هدایت کردند به آسانسوری که ما را به طبقه دوم طواف برد؛ جمعیت کیپا کیپ دور میزند و فقط یک دورنمایی از کعبه را میشد از بین ویلچری ها دید، بعد مدتی دور زدن، تازه تابلوی بدایه المطاف با یک مهتابی سبز هویدا شد؛ گفتم این هم قسمت امروز ماست
🔻طواف را از ساعت ۶ شروع کردم؛ مگر میشد جلو رفت؛دور اول طواف یک ربع طول کشید؛چرتکه انداختم دیدم باید تا ساعت ۷ و۴۵ دقیقه بچرخم تا هفت دور تمام شود یعنی حتی ۴۵ دقیقه بعد از اذان مغرب که آن زمان طواف متوقف میشد.
🔻کم کم کنار کشیدم و از مسجدالحرام بیرون آمدم و یکجایی نزدیک های برج ساعت میان صفوف انبوه جمعیت به انتظار نماز نشستم؛ تاریک نشده خیلی زود نماز را خواندند و بعد از آن جمعیت انبوه که تا حالا این قدر ندیده بودم، راه افتادند: برخی میخواستند از مسجد خارج شوند و گروهی هم انگار میخواستند داخل مطاف شوند.
🔹راه برگشت را مجبور شدم پیاده بیایم؛بخش سختش تونل برگشت خیابان عزیزیه بود که یک راه تنگ پیاده رو داشت؛۴۵ دقیقه طول کشید که از ابتدا به انتهایش برسم.حوالی ساعت ۹ شب، خسته و کوفته به هتل رسیدم.
✍ محمد جواد توکلی
👁🗨eitaa.com/eqmoq2