eitaa logo
ارتباط موثر
1.5هزار دنبال‌کننده
906 عکس
330 ویدیو
7 فایل
مسیری برای یادآوری و تداوم مطالعه و آموختن مهارت‌های توسعه فردی به خصوص مهارت‌های ارتباطی مربوط به دوره‌های ارتباط موثرِ حجة الاسلام مخدوم این‌کانال با هدف تامل و به کارگیری مهارت‌ها، در هفته به طور متوسط با سه مطلب کاربردی به روز رسانی می‌شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔶 آیا نه گفتن، بی‌احترامی به مخاطب است؟ مادامی که درخواستی را با متانت، صداقت و احترام رد می‌کنید، مسئولیت عکس‌العمل طرف مقابل به عهده شما نیست. اگر شخصی پس از این که درخواستش را رد کردید، باز هم اصرار کرد، به خود یادآور شوید که اصرار این فرد ربطی به حق انتخاب‌های شما ندارد. خصلت بعضی از آدم‌ها این است که حرف‌شان را تحمیل می‌کنند. مادامی که نسبت به طرف مقابلم احترام قایلم، با «نه» گفتنم، مسئول بروز هیچ‌گونه رنجشی نیستم. در عین حال به خاطر داشته باشید گاهی اصرار طرف مقابل به سبب دلسوزی و آگاهی، از جوانبی است که ممکن است از آن بی اطلاع باشیم.(مثل برخی اصرارهای والدین و یا معلم ) در چنین مواردی سرعت در نه گفتن ، معقول به نظر نمی رسد. 📚از کتاب‌ هنر نه گفتن @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از خدا آمده‌ای آیت رحمت بر خلق وان کدام آیت لطفست که در شأن تو نیست شعر: سعدی @ertebatmoaserdini
هدایت شده از ارتباط موثر
⭕️ تفاوت افراد پرمشغله و افراد بهره‌ور : پرمشغله ⬅️ همواره از این‌که وقت ندارند شاکی هستند. بهره ور ⬅️ برای اولویت هایشان همیشه زمان خالی دارند. 🔶 بهره‌وری حاصل چند مهارت است از جمله: مدیریت زمان برنامه‌ریزی هدفمندی 🔶 بهره‌وری موجب موفقیت و افزایش عزت نفس می‌شود. @ertebatmoaserdini .
برخوردی انسانی و اخلاقی از سوی بازیکن امریکا برخلاف دولت مردان خشن و نامهربانِ امریکایی... همدلی و درک انسان غمگین، و سپس دلجویی از او، رفتاری اخلاقی و از توصیه های مورد تاکید دین ما است. @ertebatmoaserdini .
⭕️ داستانی از مشکلات و امید به خدا روزی در بدترین حالت روحی بودم. فشارها و سختی‌ها جانم را به تنگ آورده بود. سردرگم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، با حالتی غریب و روحی بی‌جان و بی‌توان به زندگی خود ادامه می‌دادم. همسرم به من نگاه کرد و از من دور شد. چند دقیقه بعد با لباس سرتاپا سیاه روی سکوخانه نشست. دعاخواند و سوگواری کرد. با تعجب پرسیدم: چراسیاه پوشیده ای؟ چرا سوگواری می‌کنی؟ همسرم گفت مگر نمی‌دانی او مرده است؟ پرسیدم چه کسی؟ همسرم گفت خدا... خدا مرده است! با تعجب پرسیدم مگر خدا هم می‌میرد؟ این چه حرفی است که می‌زنی؟ همسرم گفت: رفتار امروزت به من گفت که خدا مرده و من چقدر غصه دارم حیف از آرزوهایم... اگرخدا نمرده پس تو چرا این‌قدر غمگین و ناراحتی؟ او در ادامه می‌نویسد: در آن لحظه بود که به زانو در آمدم، گریستم. راست می‌گفت گویا خدای درون دلم مرده بود... بلند شدم و برای ناامیدی ام از خدا طلب بخشش کردم. خدا هرگز نمی‌میرد! از: خاطرات مارتین لوترکینگ @ertebatmoaserdini .
درگیری‌ها و جنگ‌های درونی، انسان را برای مدت‌ها خسته از میدان نبردی نگه می‌دارد که پایانی برایش وجود ندارد... با خودت صلح کن @ertebatmoaserdini .
💢 امام صادق به او فرمود: از من دور شو! ❇️ امام صادق (علیه‌السّلام) دوستی داشتند که همه‌جا همراه ایشان بود. نقل شده روزی آنها در بازار با هم می‌رفتند که آن مرد به‌خاطر بی‌توجهی غلامش عصبانی شد و او را حرام‌زاده خطاب کرد. همین که امام این کلمه را شنیدند، با دست به پیشانی خود زدند و فرمودند: 🔷 «سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَا لَيْسَ لَكَ وَرَعٌ» سبحان الله! مادر او را به بی‌عفتی متّهم می‌کنی؟! قبلاً فکر می‌کردم اهل پرهیز از گناهی، امّا حالا می‌بینم پرهیزی از گناه نداری! 🔶مرد گفت: فدایت شوم! مادر او اهل هند و مشرک است. امام فرمودند: «أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً؟ تَنَحَّ عَنِّي!» مگر نمی‌دانی که هر امّتی ازدواج خاص خودشان را دارد؟ از من دور شو! ⛔️ راوی می‌گوید: دیگر ندیدم آن مرد با امام همراه شود تا اینکه مرگ میانشان فاصله انداخت. 📚 کافی، ج ۲، ص ۳۲۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مراقب باشید: گاهی گناهانی که به ظاهر ناچیزمی‌دانیم، و یا حتی رفتاری شایسته می‌شمریم، ما را از امام‌مان دور می کند. @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔷 یک داستان، یک درس دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود، سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شن‌های بیابان نوشت امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد. آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود، لغزید و در آب افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت، بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد. دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی تو را آزردم، تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟ دیگری لبخند زد و گفت وقتی کسی انسان را آزار می دهد، باید روی شن‌های صحرا نوشت تا بادهای بخشش، آن را پاک کنند، ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می‌کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد... @ertebatmoaserdini .