مولای مظلوم من
وقتی که زهر بر جگرت چنگ می کشید
جز چند کبوتر دگر یار نداشتی...
شهادت نور چشم ولی نعمت ما
حضرت امام جواد علیه السلام
را تسلیت می گوئیم.
@ertebatmoaserdini
پاکبان خوزستانی، در گرمای طاقتفرسای این روزها...
ای مرد،
چقدر دیدن امثال تو حال ما را خوب می کند.
وقتی حرارت هوا به حدی است که حتی در سایه دمای بالای ۵۰ درجه دارد وغیر قابل تحمل، فارغ از هیاهوها به انجام وظیفهات می پردازی
و نمیگویی:
سخت است...
موانع زیادی هست...
چرا من...؟
چرا دیگران در انجام کارشان تعلل می کنند؟
مگر چقدر حقوق می گیرم؟
و ده ها چالش و پرسشِ بازدارنده دیگر...
تو به جای هر نگاه منفی دیگر، در حد وظیفه خود، خستگی ناپذیر ایستادهای.
شاید برخی قدر زحمات تو را نشناسند؛
شاید به سادگی از کنار تو بگذرند،
شاید کسی نداند و ثبت نکند ...
اما این تعهد و مسئولیت پذیری تو، این شکوه خدمت تو و این طلب روزی حلال تو ، مایه مباهات است.
من به تو افتخار می کنم، هموطن...
@ertebatmoaserdini
#من_ایرانی_ام
#انسانیت
#مسئولیت_پذیری
#خدمت
#عزت_نفس
#تلاش
#موفقیت
.
🖊اختیار دل خود را به دست دیگران نسپاریم
✍️ دکتر ایرج شهبازی
«رنجش» عاملِ «رنج» است. ما رنج میکشیم، چون از دیگران میرنجیم. با حذف رنجش، بسیاری از رنجها و دردها، به خودی خود، از زندگی ما حذف میشوند.
رنجیدن از دیگران درواقع به این معناست که ما به دیگران قدرت میدهیم مهار احساسات و عواطف ما را در دست خود بگیرند و ما را به هر سو که میخواهند، بکشند. باید بدانیم که هیچ کس، بدون اجازۀ ما، نمیتواند ما را برنجاند و به ما آزار برساند؛ چراکه هیچ کس به درون ما دسترسی مستقیم ندارد. سلطه و سیطرۀ دیگران، حد اکثر بر تن ماست و هیچ کس را یارای آن نیست که به درون ما راه یابد و عواطف ما را دستکاری کند.
وقتی رفتارها و سخنان دیگران باعث درد و رنج ما میشوند، درواقع این ماییم که خود را به عامل نفوذی دیگران، در درون خود، تبدیل کردهایم. دیگران تنها از طریق خودِ ماست که میتوانند بر ما سلطه یابند و ما را اذیت کنند. ما نباید خود را تا حد سگهای شرطیشدۀ پاولف پایین بیاوریم. سگهای پاولف به محض شنیدن صدای زنگ، ناخواسته و ناآگاهانه بزاق دهانشان ترشح میشد و ما نیز در برابر گفتارها و کردارهای دیگران، به شکلی کاملاً غریزی و شرطیشده، واکنش نشان میدهیم و این قدرت را به دیگران میبخشیم که هر بلایی که دوست دارند، بر سر ما بیاورند.
به هیچ روی از انفعال و ظلمپذیری و بیتفاوتی و تسلیم مذبوحانه دفاع نمیکنیم. شخص میتواند فعال و ظلمستیز و حساس باشد، ولی اختیار دل خود را به دست کسی ندهد. باید این حقیقت مهم را دریابیم که درون ما قلمرو پادشاهی ماست و ما نباید به هیچ وجه اختیار قلمرو درون خود را به دیگران بدهیم. وقتی ما از دیگران میرنجیم، گویا با زبان حال به آنها میگوییم: «من اختیار احساسات و عواطفم را به دست تو دادهام و تو میتوانی هر بلایی که میخواهی بر سر من بیاوری».
@ertebatmoaserdini
این مباحث به تفصیل در دورههای مدیریت ذهن بررسی می شود.
#توانمند_باشیم
#مدیریت_ذهن
#خود_کنترلی
#مدیریت_استرس
#انتخاب
.
بخشش ، گذشت و آرامش
✳️ بخشش میتواند شما را از خشم برهاند.
با بخشیدن خطای دیگران می توانیم از رنج و ناآرامی خود بکاهیم.
✳️ عفو و بخشش نوعی یادگیری است؛ یادگیری اینکه با احساسات منفی که به وجود آمدهاند تا شما را عصبانی و ناراحت کنند مقابله کنید.
✳️ یاد بگیرید چگونه با دیگران همدلی کنید(افراد را درک کنید) و آنچه را سبب تحریک آنها شده است دریابید.
نیازی نیست با هر آنچه آنها بیان می کنند و یا انجام میدهند موافقت کنید، فقط کافی است درک کنید.
@ertebatmoaserdini
#آرامش
#همدلی
#ارتباط_موثر
#بخشش
#انتخاب
.
گفتهاند: روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود، ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش فرو رفت. از شدت درد، فریادی زد، و سوزن را چند متر دورتر پرت کرد. مردی حکیم که از آن مسیر عبور میکرد، ماجرا را دید، سوزن را آورد و به کفاش تحویل داد، و شعری را زمزمه کرد،
“درختی که پیوسته بارش خوری،
تحمل کن انگه که خارش خوری”
این سوزن، منبع درآمد توست. این همه فایده از آن دیدهای، یک روز که از آن دردی برایت آمد، آن را دور میاندازی؟!
به سادگی خوبی ها و نعمت ها را فراموش نکنیم.
که این فراموشی و نادیده گرفتن، علاوه بر کفران نعمت، موجب رنجش و ناآرامی خود ما می شود.
از سوی دیگر ناملایمات را در حد و اندازه خود ملاحظه کنیم.
چرا که بزرگ نمایی مشکلات، قدرت مواجهه ما را کاهش می دهد و در عمل در مقابل مشکلات و موانع شکست بیشتری را تجربه می کنیم.
@ertebatmoaserdini
#انتخاب
#موفقیت
#عزت_نفس
#مثبت_نگری
#قدر_شناسی
#مدیریت_ذهن
#توانمند_باشیم
.
📃داستان کرونا و جهادیها
🌹انتظار...
پرستار توی تاریکروشنای اتاق، سرم مریضها را چک کرد و آمد سروقت من. سرش را نزدیک آورد و گفت «وضعیت اینجا خوبه. به اتاقهای دیگه هم سر بزنید»
چشمی گفتم و راه افتادم توی راهروی نیمهتاریک بخش. بیشتر بیمارها خواب بودند؛ اما بخش، دقیقهای از صدای سرفه و نالهشان خالی نبود. ساعت یک نیمهشب بود که داشتم سرک میکشیدم توی اتاقها. خوب گوش میخواباندی از یکی دو تا اتاق هم نجوا و زمزمه دعا میآمد.
اشتباه نمیکردم. صدا از اتاق 12 بود و مریض تخت آخر داشت خُرخُر میکرد و دستوپا میزد. فاصلهٔ در اتاق تا تختش را دویدم. صورتش کبود شده بود و نفسش بالا نمیآمد. با فریاد «کمک کمک» خیز برداشتم طرف ایستگاه سرپرستاری.
عمرش به دنیا بود و با یکی دو تا آمپول و ماساژ قفسه سینه، راه نفسش باز شد و رنگ صورتش برگشت. به پرستارها گفتم «فعلاً همینجا میمونم». صندلی را پیش کشیدم و نشستم توی زاویه دید مریض که هنوز وحشت خفگی توی چشمهایش دودو میزد.
از ماجرای چند دقیقه قبل تپش قلبم عادی نشده بود که دو تخت آنطرفتر، دستی توی هوا تکان خورد. رفتم کنارش. پیرمرد چشمهایش را دوخت به من. گوشی رنگ و رو رفته کوچکی را جلو آورد و شمرده شمرده گفت «باباجان ببین برق داره؟ دو سه روزه بچههام زنگ نزدن» با سرفهای راه گلویش را باز کرد و ادامه داد «میگم نکنه خاموش شده»
گوشی روشن بود و صدایش روی بلندترین درجه؛ بدون حتی یک تماس ازدسترفته.
به قلم لیلا پارسافر
نقل از خبرگزاری حوزه
بیشتر مراقب همدیگر باشیم.
@ertebatmoaserdini
#معنویت
#اخلاق_کاربردی
#مهربانی
#همدلی
#فرشتگان
#ارتباط_موثر
.
📚چند سطر از یک کتاب
بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیّت!
«آن چیست؟»
«روزشماری مکن! حتّی اگر فکر می کنی در مهلکه افتاده ای روزشماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن!
شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یکجا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
از کتاب طریق بسمل شدن | نوشتهی محمود دولت آبادی
@ertebatmoaserdini
#تغییر
#مثبت_نگری
📚چند سطر از یک کتاب
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. (اهل عبادت بودم و شبها بر میخاستم و نماز میگزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم!)
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفهای گرد ما خفته.
پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانهای(دو رکعت نماز) بگزارد. چنان خواب غفلت بردهاند که گویی نخفتهاند که مردهاند.
گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی.
نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدا بینی ببخشند
نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش
گلستان سعدی/ حکایت هشتم
@ertebatmoaserdini
گاهی به هوای اهمیت دادن به فضائل، ممکن است به رذایل و بلکه محرمات گرفتار شویم.
#تغییر
#انتخاب
#اخلاق_معاشرت
#اخلاق_کاربردی
#ارتباط_موثر
.