eitaa logo
ارتباط موثر
1.5هزار دنبال‌کننده
906 عکس
330 ویدیو
7 فایل
مسیری برای یادآوری و تداوم مطالعه و آموختن مهارت‌های توسعه فردی به خصوص مهارت‌های ارتباطی مربوط به دوره‌های ارتباط موثرِ حجة الاسلام مخدوم این‌کانال با هدف تامل و به کارگیری مهارت‌ها، در هفته به طور متوسط با سه مطلب کاربردی به روز رسانی می‌شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی کسی ناراحت است چگونه با او برخورد کنیم؟(۴) 4️⃣تلاش عجولانه برای حل مشکل ، کار را بدتر می‌کند. خیلی دردناک است ببینید کسی که برای‌تان مهم است، گرفتار ناراحتی و رنج است. ممکن است در این مواقع دل‌تان بخواهد به او کمک کنید. گفتن جملاتی مثل «اگر من به جای شما بودم…» یا «فک کنم بهتر باشه…» مثل دو راهکار قبل، کمکی به دوست‌تان نخواهد کرد. چنین جملاتی فقط به او تلقین می‌کند در حالی که دیگران می‌دانند باید چه کار کنند، او در حل مشکلش ناتوان مانده است! به‌نظر می‌آید هرقدر دوست‌تان برای‌تان ارزشمندتر باشد، احتمال بروز این رفتار اشتباه بیش‌تر می‌شود. به خاطر داشته باشید: ارائه‌ی راهکارهای فی‌البداهه باعث نمی‌شود او حس بهتری پیدا کند. ناجی‌بودن به خود شما هم آسیب می‌رساند. وقتی دوستی با شما درددل می‌کند، می‌خواهد با شما «هم‌فکری» کند، پس از امرونهی یا نصیحت دست بردارید و با درک مسئله او شریک شوید تا به نتیجه‌ای مشترک برسید.
این مطلب ادامه دارد
@ertebatmoaserdini .
وقتی کسی ناراحت است چگونه با او برخورد کنیم؟(۵) 5️⃣ سراپا گوش شوید و به معنای واقعی به او بها دهید. مهم‌تر از همه‌ی موارد، دوست شما نیاز دارد شنیده شود. به او این فرصت را بدهید تا حرف بزند و شما صبورانه به حرف‌هایش گوش فرادهید. پیش‌داوری و قضاوت را کنار بگذارید. فکر خود را روی جوابی که می‌خواهید بدهید، متمرکز نکنید. به او فضا و فرصت بدهید. ✳️توجه کامل نشان دهید و با زبان بدن خود به او بفهمانید سراپا گوش هستید. تکان‌دادن سر و ارتباط چشمی عمیق، به او اطمینان می‌دهد که حواس‌تان هست و جسارت پیدا می‌کند مشکلش را بیرون بریزد. ✳️ به طور طبیعی نکات و راهکارهای مختلفی پیرامون مشکل و ناراحتی او به ذهن شما خطور می کند؛ اما بیان آنها در بین سخنان اش به جای ایجاد تسکین و آرامش، ممکن است ناراحتی او را بیشتر کند. با گوش دادن موثر ودقیق به سخنان فرد، می توانید اولا موجب آرامش و کاهش ناراحتی اولیه او باشید و ثانیا به سبب دقت در فهم مشکل او در حد خود می توانید برای حل مسئله به او کمک کنید.
این مطلب ادامه دارد
@ertebatmoaserdini .
وقتی کسی ناراحت است چگونه با او برخورد کنیم؟(۶) 6️⃣ واکنش متناسب نشان دهید. در بخش پیشین از گوش دادن دقیق و موثر سخن گفتیم. در حین گوش دادن لازم نیست به‌طور مداوم او را تأیید کنید؛ اما همواره مراقب میزان و نحوه مشارکت‌تان در بحث باشید. از جملاتی مانند: «می‌فهمم چی می‌گی» یا «می‌دونم هر کاری‌ هم بکنم، نمی‌تونم خودم رو جات بذارم، اما می‌فهمم چی داری می‌کشی» کمک بگیرید تا گوینده احساس ارزشمندی کند. برای واکنش و انعکاس گوش دادن، صرفا عبارات او را تکرار نکنید. اگر هرچه را او گفته است، به خودش برگردانید، مثل این است که پژواک مشکلش را به خودش برگردانده باشید. برای اینکه به او بفهمانید درباره‌ی مشکلش فکر کرده‌اید، مطالبی را که تعریف کرده است، به صورت خلاصه و در قالب جملات شخصی خودتان بازگو کنید. نکته مهم پایانی: اینکه بدانید چه بگویید و چگونه بگویید، چالش بزرگی است، و نیازمند مهارت و تمرین؛ اما اگر دوستی دارید که وقتی به مشکل برخورده، به‌سراغ‌تان آمده، نشانه‌ی این است که به شما اعتماد دارد. اعتماد او به شما هدیه‌ای است که باید قدردانش باشید؛ پس تمام تلاش‌تان را بکنید تا او را مأیوس نکنید. پایان این مطلب @ertebatmoaserdini . .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عزیز علی ان تحیط بک دونی البلوی و لا ینالک منی ضجیج و لا شکوی بنفسی انت من مغیب لم یخل منا بنفسی انت من نازح ما نزح عنا بنفسی انت امنیه شائق یتمنی من مومن و مومنه ذکرا فحنا بنفسی انت من عقید عز لا یسامی بنفسی انت من اثیل مجد لا یجاری بنفسی انت من تلاد نعم لا تضاهی بنفسی انت من نصیف شرف لا یساوی چقدر بر من سخت است که (ببینم) بلا تنها تو را احاطه کرده و من از بلا دور باشم! و صدای زاری و شکوه من به تو نرسد! جانم به فدایت! تو از غایبانی هستی که از جمع ما بیرون نیستی! جانم به فدایت! تو از کسانی هستی که از وطن خود دورند اما در واقع دور نیستی! جانم به فدایت! تو آرمان مشتاقانی هستی که آرزو (ی دیدارش را) می کنند، همان مردان و زنان با ایمانی که یاد تو می کنند و می نالند! جانم به فدایت! تو از دانه های سلسله عزتی که هیچ عزتی به پایه آن نمی رسد! جانم به فدایت! تو از ریشه های مجد و بزرگواری هستی که هرگز خواری و ذلت به آن راه نیافته است! جانم به فدایت! تو برخاسته و ثمره نعمتهایی هستی که مشابه ندارد! جانم به فدایت! تو از آن تلّه ی شرف و بزرگواری هستی که هیچ کس با آن برابری نمی کند. "دعای ندبه" @ertebatmoaserdini .
📃داستان کرونا و جهادی‌ها 🌹فضایی‌های خط‌خطی در خانه را که باز کردم ریحانه نیامد استقبالم. برعکس همیشه. چشم چرخاندم دورتادور خانه و صدایش کردم. مادرشوهرم نماز می‌خواند و خبری از ریحانه نبود. داشتم مطمئن می‌شدم واحد بالاست و دارد با کوثر بازی می‌کند که چشمم افتاد به مداد رنگی‌هایش. خودش را بین فاصله دیوار و مبل جا کرده بود. دمر خوابیده بود روی زمین و دفتر و مدادرنگی‌هایش جلویش پخش بود. وقت‌هایی که قهر می‌کرد می‌رفت آنجا. دراز کشیدم و صورتم را چسباندم به زمین. از زیر مبل نگاهش کردم و گفتم: «سوختی! پیدات کردم» نه گره ابروهایش باز شد، نه لب‌های کجش تکانی خورد. دستم را دراز کردم زیر مبل و دفتر نقاشی‌اش را کشیدم سمت خودم. دو فضانورد سفیدپوش بود که رویش را خط‌خطی کرده بود. یک جاهایی از فشار مداد، کاغذش سوراخ شده بود. از باریکه بین زمین و زیر مبل نگاهش کردم. گفتم: «نقاشی کارتون میمون فضانورده؟ خیلی خوشگله ماما...» جمله‌ام را قطع کرد و با صدای مخلوطی از بغض و فریاد گفت: «نخیرم. شما و بابا رو کشیدم» یخ کردم. ریحانه که نمی‌دانست این روزها کجا می‌رویم. برای اینکه ثابت کند می‌داند گفت: «خودم تو گوشی بابا عکستون رو دیدم، لباس فضانوردی پوشیده بودین» پرسیدم: «پس چرا خط‌خطی‌مون کردی؟» جوابم را نداد. رویش را برگرداند. هرچه ترفند مادرانه توی این شش‌ساله یاد گرفته بودم به کار بستم. فایده نداشت. از آن قهرهای طولانی بود که با بی‌توجهی تمام می‌شد. گفتم: «باشه ریحانه خانم هر وقت خواستی حرف بزنی مامان می‌شنوه» داشتم بلند می‌شدم که گفت: «کوثر میگه مامانش گفته...» صدایش شروع کرد به لرزیدن «...دیگه اجازه نداره پیش من بیاد یا من برم پیشش چون...» بین صدای گریه، کلمه‌هایش را به‌سختی می‌شنیدم «چون شما و بابا آدمایی که از کرونا مردن رو میشورین». آخر جمله‌اش به هق‌هق افتاد. صبر کردم. گریه‌اش که تمام شد دفترش را از زیر مبل سراندم طرفش. نقاشی‌اش را کامل کرده بودم. تصویر فضانورد کوچکی که دست دو فضانورد خط‌خطی را گرفته بود. اشک‌هایم روی صفحه دفتر نقاشی‌اش موج انداخته بود. به قلم وجیهه غلامحسین زاده نقل از خبرگزاری حوزه @ertebatmoaserdini .
سواد، حاصل خواندن زیاد نیست، بلکه حاصل تعمق و تفکر در آن مطالبی است که خوانده شده است. @ertebatmoaserdini .
💐یادآوری: اگر با دیگران ارتباطات خوبی داشته باشید می‌توانید در زندگی به پیشرفت‌های خوبی دست پیدا کنید؛ اما اگر ارتباطاتی ماهرانه و دقیق داشته باشید،می‌توانید معجزه کنید. هر زمانی مقدور بود، برای توسعه و ارتقاء مهارت های ارتباطی خود اقدام کنید. زمانی که سپری می شود سرمایه بی بدیل و بدون بازگشت ما است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام: چه‌بسا از دست رفته‌ای که دیگر قابل جبران نیست! (شرح غرر، ج ٤، ص ٣٥٥) @ertebatmoaserdini .
دنیا آدم های زیادی را به خود دیده است که: می خواستند... ،اما ... اگر هدفی با ارزش دارید، برنامه بریزید و تعلل نکنید. برای شروع کار خوب منتظر نمانید. @ertebatmoaserdini .
🔴 ماجرای خواندنی دعای شهید مطهری برای راننده بداخلاق اتوبوس! 🔹در ایامی که در قم بودیم، تازه این شرکتهای مسافربری راه افتاده بود. به قصد مشهد سوار شدم. بعد از مدتی احساس کردم راننده اتوبوس نسبت به شخص من که معمّم هستم، یک حالت بغض و نفرتی دارد. نه من او را می ‏شناختم و نه او مرا می‏ شناخت. در ورامین که توقف کرد، وقتی خواستم از او بپرسم که چقدر توقف می ‏کنید، با یک خشونتی مرا رد کرد که دیگر تا مشهد جرأت نکنم یک کلمه با او حرف بزنم! 🔹پیش خودم توجیهی کردم، گفتم لابد مسلمان نیست، مادّی است، یهودی است. آن طرف سمنان که رسیدیم، من وقتی رفتم وضو بگیرم تا نماز بخوانم، همین راننده را دیدم که دارد پاهایش را می‏ شوید. مراقب او بودم، دیدم بعد وضو گرفت و نماز خواند. حیرت کردم: این که مسلمان و نمازخوان است! ولی رابطه ‏اش با من همان بود که بود. 🔹شب شد. پشت سر من دو تا دانشجوی تربتی بودند. آنها هم می ‏خواستند ایام تعطیلات بروند خراسان (تربت). او برعکس، هرچه که نسبت به من اظهار تنفر و خشونت داشت، نسبت به آنها مهربانی می‏ کرد. شب از یکی از آنها خواهش کرد که بیاید کنارش با هم صحبت کنند تا خوابش نبرد. او هم رفت. دیدم این راننده دارد سرگذشت خودش را برای آن دانشجو می‏ گوید. من هم به دقت گوش می‏ کردم که بشنوم. اولًا از مردم مشهد گفت که از آنهایشان که با آخوندها ارتباط دارند بدم می ‏آید. گفت: خلاصه این را بدان که در میان همه فامیل من، تنها کسی که راننده است منم. باقی دیگر، دکتر و مهندس و تاجر و افسر هستند. 🔹من سرگذشتی دارم. پدر من آدم مسلمان و بسیار متدینی بود. من بچه بودم، مرا به دبستان فرستاد. پیشنماز محلّه از این مطلب خبردار شد، آمد پیش پدرم گفت: تو بچه ‏ات را به مدرسه فرستاده‏ ای؟! ای وای! مگر نمی‏ دانی که اگر بچه ‏ات به مدرسه برود لامذهب می‏ شود؟ پدر من هم از بس آدم عوامی بود، این حرف را باور کرد و دیگر نگذاشت دنبال درس بروم. یک روز بعد از اینکه زن و بچه پیدا کردم فهمیدم که اصلًا من سواد ندارم. 🔹معمّا برای من حل شد که این آدم، بیچاره خودش مسلمان است ولی خودش را بدبختِ صنفِ من می ‏داند، می‏ گوید: این عمامه به سرها هستند که ما را بدبخت کردند. 🔹این یک جور نهی از منکر است، یعنی رماندن، بدبخت کردن مردم و دشمن ساختن مردم با دین و روحانیت. بعد من پیش خود گفتم: خدا پدرش را بیامرزد که فقط با آخوندها دشمن است، با اسلام دشمن نشد؛ باز نمازش را می ‏خواند، روزه‏ اش را می ‏گیرد، به زیارت امام رضا(ع) می ‏رود. 📙 کتاب حماسه حسینی، ج1، ص8-236 (با اندک تلخیص) ✳️ گاهی یک ارتباط می تواند در طول زندگی فرد تاثیر گذارد. پس مراقب ارتباطات ، تعاملات و سخنان خود باشیم. ای بسا با قصد انجام تکلیف(و شاید راهنمایی و هدایت)، رفتاری داشته و یا حرفی بزنیم؛ اما رفتار یا گفتار، به باورهای فرد، آسیب‌هایی وارد می‌کند که شاید بعدها قابل جبران نباشد. در ارتباط با دیگران مسئولیم. @ertebatmoaserdini .
اگر شاخه های یک درخت، کج و منحرف شده باشد؛ به آرامی و با روش های ماهرانه باید اصلاح شود. در اصلاح رفتار دیگران(به خصوص نسل آینده) لازم است با مهارت، دقت، احتیاط و روشمند اقدام کنیم. @ertebatmoaserdini .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا