#نقل_خاطره_کوتاه
#شهید_مسعود_عسگری🕊
#زندگینامه_شهدا
#قسمت_چهارم♡
موضوع: #بیت_المال
بعد از فتح شهر الحاضر بود که به لطف خدا و مدد اهل بیت بدون شهید و مجروح، عملیات تموم شد. رزمنده ها خیلی خوشحال بودن و هر کسی به نحوی شکر گذاری میکرد و درحال شادی بود. منم اسلحه رو مسلح کردم و دوتا تیر هوایی زدم یه دفعه یه نفر زد رو شونم برگشتم دیدم #مسعودِ با ناراحتی گفت چیکار میکنی!!؟ گفتم: خب خوشحالم. شهر و فتح کردیم دارم #تیر_هوایی می زنم. مسعود گفت: #بیت_الماله برادر #بیت_المال...☝️☝️
با اینکه من بزرگتر بودم و تقریبا #مسعود هم سن بچه من بود، ولی این حرفش تا #عمق_وجودم رفت و همیشه صداش تو گوشمه و خدارو شکر میکنم که لیاقت همراهی و همرزمی شهدا رو نصیبم کرده😍🤲
#نقل_از_همرزم_شهید♡
#ما_ملت_امام_حسینیم 🏴
#شهید_مسعود_عسکری♡
#شادی_روح_شهدا_صلوات♡
؏ــــشـق بـہ مۅڵا
#زندگینامه_شهدا 🕊 #قسمت_دوم♡ ✅ صفات بارز اخلاقی:🌹🌹🌹 انجام کارها با ایمان و اعتقاد ، مومن ، متعهد و
#نقل_خاطره_کوتاه
#شهید_مسعود_عسگری🕊
#زندگینامه_شهدا
#قسمت_چهارم♡
موضوع: #بیت_المال
بعد از فتح شهر الحاضر بود که به لطف خدا و مدد اهل بیت بدون شهید و مجروح، عملیات تموم شد. رزمنده ها خیلی خوشحال بودن و هر کسی به نحوی شکر گذاری میکرد و درحال شادی بود. منم اسلحه رو مسلح کردم و دوتا تیر هوایی زدم یه دفعه یه نفر زد رو شونم برگشتم دیدم #مسعودِ با ناراحتی گفت چیکار میکنی!!؟ گفتم: خب خوشحالم. شهر و فتح کردیم دارم #تیر_هوایی می زنم. مسعود گفت: #بیت_الماله برادر #بیت_المال...☝️☝️
با اینکه من بزرگتر بودم و تقریبا #مسعود هم سن بچه من بود، ولی این حرفش تا #عمق_وجودم رفت و همیشه صداش تو گوشمه و خدارو شکر میکنم که لیاقت همراهی و همرزمی شهدا رو نصیبم کرده😍🤲
#نقل_از_همرزم_شهید♡
#ما_ملت_امام_حسینیم 🏴
#شهید_مسعود_عسگری♡