eitaa logo
؏ــــشـق بـہ مۅڵا
80 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
57 فایل
🔮نـسݪ مـا نـسݪ ظـهور اسـٺ اڱـر بـرخـیزیـمـ✌🏼❣️ ڪانال مربـوط به امـام زمـان [عج] و رهـݕـر عـزیزمـوݩ✨ لطفالفت ندید🌹..!
مشاهده در ایتا
دانلود
نیروهای جهادی سریع خاکبرداری را شروع کردند. ما در گورسفید شورای ده داشتیم و شورا مشخص کرد خانه هرکس کجا ساخته شود. نصرت کمری و حسین علیخانی و بهروز کیانی شورای ما بودند یک روز مردم را جمع کردند و خودشان هم کاغذ دست گرفتند ردیف ردیف جای خانه ها را مشخص کردند که می خواست برای من خانه بسازد اعلام کرد که باید خانه ها را آن طرف خانه های قبلی بسازند جایی که مشخص کردند از خانه های قبلی مان زیاد دور نبود مهم این بود که سرپناهی داشته باشیم. به نوبت خانه‌های مردم را می‌ساختند مردم هم کمک شان می کردند و برای ایشان غذا می‌پختند تا وقتی خانه ها درست شود با چوب و شیروانی برای خودمان کپر درست کردیم حتی داخلش را گل و گچ کردیم و خوشگل شد. وقتی یک روز آمدند و گفتند این روزنامه آمده شماست تا خانه تان را بسازند و بعد کاغذ و خودکار دستشان گرفتند و گفتند اینجا خانه علیمردان حدادی است دلم پر از شادی شد. خانه ها را با سنگ و چوب و تخت بالا آوردن هر روز برایشان غذا درست می کردم و دم دستشان این طرف و آن طرف می‌رفتم. همه اش می‌گفتند: فرنگیس خانوم شما نمی خواهد کار کنید. اما دلم طاقت نمی آورد می گفتم خودم دوست دارم کمک کنم. ولی مردان هم کمک می کرد. گاهی من مواظب رحمان بودم و او کار می کرد. گاهی از رحمان مواظبت می کرد. و من کار می‌کردم. وقتی برق و آب را هم کشیدند خانه را تحویل مان دادند. ساختن خانه ما حدود دو ماه طول کشید. در آن زمان رحمان خیلی بی‌قراری می‌کرد و من مجبور بودن هم از بچه نگهداری کند و هم مشغول کارهای دیگر شوند اما خوشحال بودم از اینکه به ده برگشته‌ام و به زودی خانه خواهم داشت. بعد از چند ماه همه مردم خانه‌دار شدند. گورسفید دوباره زنده شده بود. مردم برگشته بودند و می‌خواستند دوباره کار و زندگی کنند همه خوشحال بودیم از اینکه باز توی خانه خودمان هستیم. شوهرم آرام آرام کارگری توی مزرعه ها را از سر گرفت و من بیشتر حواسم بر همان بود که گاهی به آور می‌رفتم و به خانواده‌ام سر می‌زدم برای آنها هم خانه ساختند همه دارای سرپناه شده بودند. اما دوباره عراقی‌ها بدتره بیشتر شروع کردند به بمباران هوایی انگار گورسفید نقطه اصلی و هدف آنها بود بیشتر بمب‌های خوشه‌ای می‌زدند گاهی هم از نزدیک رگبار می‌گرفتند به مردمی که توی دشت و ده بودند. ادامه دارد..