eitaa logo
اسلام
224 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
906 ویدیو
100 فایل
الاسلام یعلوولایعلی علیه ارتباط با ادمین: @eslam_20 کانال فقط و فقط برای رضای خدا و اهل بیت علیهم السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
روز💠 ❇️ثواب یک روز روزه در ماه رجب 🔻امام کاظم علیه السلام: رَجَبٌ نَهرٌ فِی الجَنَّةِ، أَشَدُّ بَیاضا مِنَ اللَّبَنِ وَأَحلَی مِنَ العَسَلِ، مَن صامَ یَوما مِن رَجَبٍ سَقاهُ اللّهُ مِن ذَلِکَ النَّهرِ ◻️رجب، نهری است در بهشت که سفیدتر از شیر و شیرین‌تر از عسل است. هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند از آن نهر به او می نوشانَد. https://eitaa.com/eslam20 📚تهذیب الأحکام: ج ۴، ص ۳۰۶، ح ۹۲۴
🔴گاهی انتخاب درست این است که... 🔸گاهی وقت‌ها انتخاب درست این است که لباسی که دلم می‌خواهد را انتخاب نکنم و نپوشم، 🔹یا چیزی که دلم میگه بخور، نخورم. گاهی انتخاب درست این است که به دلمان، شیطان و نفسمان نه بگوییم، ⬅️ اگر ما نظر خدا را انتخاب کردیم قطعاً توفیقات‌مان بیشتر خواهد شد. ✍🏻استاد ماندگاری https://eitaa.com/eslam20
🌺امیرالمومنین علی علیه السلام: 🔰ای کمیل اگر سختی و فشار به تو روی آورد، زیاد بگو: "لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم" تا سختی ها بر طرف گردد. 🔰و اگر نعمتی از جانب خدا به تو رسید زیاد بگو: "الحمدلله" تا نعمت افزون گردد 🔰و چون روزیت دیر رسید زیاد بگو: "استغفرالله ربی و اتوب الیه"تا روزیت، وسعت یابد. https://eitaa.com/eslam20 📙تحف العقول/ص168
✍️مسخره کردن ظاهر دیگران ، یعنی مسخره کردن خدا (نعوذبالله) به شخصی گفتند خیلی بدقیافه ای. لبخندی زد و گفت :از نقش ایراد می‌گیری یا از نقاش ؟ یکی ازپیامدهای مسخره‌ کردن دیگران فراموش کردن خداست. {هوَالَّذي يُصَوِّرُکُمْ فِي‌الْأَرْحامِ کَيْفَ يَشاءُ} اوست که شما را در رحم ها [یِ مادران] به هر گونه که می خواهد تصویر می کند . https://eitaa.com/eslam20 📚آل‌عمران آیه ۶
🌷امام صادق عليه السلام: ✍🏻خانه‌‏اى كه در آن، كتاب خداوند متعال خوانده شود، چنان نورى از آن بر آسمان مى ‏تابد كه در ميان خانه ‏ها، شناخته مى‌‏شود. 📚 بحارالأنوار ج ۹۲، ص ۲۰۳ https://eitaa.com/eslam20
⚠️ قشنگه🙃بخونید❤️🍃 یه موتور گازے داشت 🏍 که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و باش میومد مدرسه و برمیگشت . یه روز عصر ... که پشت همین موتور نشسته بود و میرفت❗️ رسید به چراغ قرمز .🚦 ترمز زد و ایستاد ‼️ یه نگاه به دور و برش کرد 👀 و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :🗣 الله اکبر و الله اکــــبر ...✌️ نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب .😳 اشهد ان لا اله الا الله ...👌 هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید 😂 و متلک مینداخت😒 و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد 😳 که این مجید چش شُدِه⁉️ قاطی کرده چرا⁉️ خلاصه چراغ سبز شد🍃 و ماشینا راه افتادن🚗🚙 و رفتن . آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو؟؟!! حالتون خُب بود که؟!! مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت👀 و گفت : "مگه متوجه نشدید ؟ 😏 پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود 😖 و آدمای دورش نگاهش میکردن .😒 من دیدم تو روز روشن ☀️ جلو چشم امام زمان داره گناه میشه ❌ به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !"👌 همین‼️✌️ 🎌برگےازخاطرات‌شهیدمجیدزین الدین🌟 https://eitaa.com/eslam20
✨﷽✨ 🌼نشستن و برخاستن ✍️راهبی در خاندان تانگ چین بود که یک جایی نشسته بود و روز و شب تمرین ریاضت می‌کرد. او فکر می‌کرد سخت‌تر از هر کس دیگری تمرین می‌کند او بسیار مغرور از این بود. او روز و شب مثل صخره‌ای می‌نشست، اما رنج، او را متحول نمی‌کرد. یک روز آموزگاری از او پرسید: چرا این‌قدر سخت می‌نشینید؟ و راهب پاسخ داد: برای این که بودا شوم! آموزگار شروع به مالش او کرد، راهب پرسید: ای استاد !چه می‌کنید؟ استاد پاسخ داد: من دارم آینه‌ای را درست می‌کنم. راهب پرسید: چگونه می‌توانید مرا به آینه‌ای تبدیل کنید؟ آموزگار پاسخ داد: همانطوری که تو با نشستن می‌خواهی به بودا تبدیل شوی! ما عموما مردان و زنان نشستن نه، مردان و زنان حرف زدن هستیم و می‌خواهیم اقتصاد را، فرهنگ را، سیاست را، معنویت را با حرف زدن درست کنیم، آیا چنین چیزی ممکن است؟ نمی‌دانم آیا نیاز به برخاستن در حد توان برای حل مشکل اقتصاد و فرهنگ و.. داریم یا نه؟ اگر آری؛ حداقل به خودمان پاسخ بدهیم، ما چه کردیم یا می‌کنیم برای ارتقای حتی یک میلیمتری فرهنگ اقتصاد، سیاست، اخلاق و.. این کشور. https://eitaa.com/eslam20
✅خــــواص آیـه الکـــرسے حد اقل چهار مرتبه بخوانید 1️⃣ هنگام خارج شدن از منزل هفتاد هزار فرشته نگهبان شما خواهند بود 2️⃣ هنگام ورود به منزل ↯ قحطے و فقر هرگز به منزل تان نرسد 3️⃣ بعد از وضو هفتاد مرتبه درجه را بالا مے برد 4️⃣ قبل از خواب ↯ فرشته ها تمام شب محافظ شما باشند 5️⃣ بعد از نماز واجب فاصله بین شما و بهشت فقط مرگ مے شود 📚 ثواب الاعمال و عقاب الاعمال https://eitaa.com/eslam20
✨﷽✨ 🔴مثقالَ ذَرّه ✍️در قیامت نوبت حساب و کتاب مِثقالَ ذَرّه‌هاست! مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند یعنی همان چند لحظه‌ای که بوی عطر زنی تمام مردی را به‌هم می‌ریزد! مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند یعنی همان چند لحظه‌ای که شخصی به نامحرمی لبخند می‌زند ولی فکرش ساعت‌ها درگیر همان یک لبخند است! مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند یعنی حساب و کتاب زمانی که فردی با همسرش بلند می‌خندد و جوان مجردی هم در همان حوالی آن‌ها را با حسرت نگاه می‌کند. مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند یعنی حساب کردن زمانی که فردی در پایان صحبت‌هایش با نامحرم به خیال خودش از روی ادب، جانم و قربانت می‌گوید و رابطه‌ای را به همین اندازه سرد می‌کند! مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند یعنی همان چند لحظه‌ای که با فروشنده‌ای نامحرم، احساس صمیمیت می‌کند. و... قدر این‌ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی‌آید. اما مِثقالَ ذَرّه که می‌گویند امثال همین‌هاست، همین کارهای کوچکی که مثل ضربه اول دومینو خیلی کوچک است اما انتهایش را روزی که پرده‌ها کنار رفت، خواهیم دید! https://eitaa.com/eslam20
✅هرگز خدا دیر نمی‌کند ✍️هر آنچه که نیاز داری در زمان درستش به تو می‌دهد پس ناامید نباش. امام رضا علیه‌السلام: به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است؛ و هر که به رزق و روزی اندک خشنود باشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد. و هر که به رزق اندک، اما حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده‌اش در نعمت باشد؛ و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد؛ و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند. https://eitaa.com/eslam20 📚تحف‌العقول، ص499
✨﷽✨ 🌼طلبه‌ای که به لوسترهای حرم حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) اعتراض داشت! ✍️فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی از طلبه‌های حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرضه می‌دارد: شما این لوسترهای قیمتی و قندیل‌های بی‌بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده‌اید، در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟! شب امیرالمؤمنین (ع) را در خواب می‌بیند که آن حضرت به او می‌فرماید: اگر می‌خواهی در نجف مجاور من باشی اینجا همین نان و ماست و فجل و فرش طلبگی است، و اگر زندگی مادّی قابل توجّهی می‌خواهی باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنی، چون حلقه به در زدی و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از این خواب، دوباره به حرم مطهّر مشرف می‌شود و عرضه می‌دارد: زندگی من اینجا پریشان و نابسامان است، شما مرا به هندوستان حواله می‌دهید! بار دیگر حضرت را خواب می‌بیند که می‌فرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع می‌توانی استقامت ورزی اقامت کن، اگر نمی‌توانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی: به آسمان رود و کار آفتاب کند. پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتاب‌ها و لوازم مختصری که داشته به فروش می‌رساند و اهل خیر هم با او مساعدت می‌کنند تا خود را به هندوستان می‌رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را می‌گیرد، مردم از این که طلبه‌ای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب می‌کنند! وقتی به در خانه آن راجه می‌رسد در می‌زند، چون در را باز می‌کنند، می‌بیند شخصی از پله‌های عمارت به زیر آمد، طلبه وقتی با او روبرو می‌شود می‌گوید: به آسمان رود و کار آفتاب کند. فوراً راجه پیش خدمت‌هایش را صدا می‌زند و می‌گوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید، و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگی‌اش وی را به حمام ببرید، و او را با لباس‌های فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام می‌گیرد، و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی می‌شود. فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند، و هر کدام در آن سالن پر زینت در جای مخصوص به خود قرار گرفتند، از شخصی که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟ گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد، همه به احترامش از جای برخاستند، و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ می‌شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم، و همه می‌دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است، یکی از آن‌ها را هم که از دیگری زیباتر است برای او عقد می‌بندم، و شما ای عالمان دین، هم اکنون صیغه عقد را جاری کنید. چون صیغه جاری شد، طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟ راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (ع) شعری بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم. به شعرای فارسی زبان هندوستان مراجعه کردم، مصراع گفته شده آن‌ها هم چندان مطلوب نبود، به شعرای ایران مراجعه کردم، مصراع آنان هم چندان چنگی به دل نمی‌زد، پیش خود گفتم: حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (ع) قرار نگرفته است، لذا با خود نذر کردم اگر کسی پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتی مطلوب بگوید، نصف دارایی‌ام را به او ببخشم، و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم. شما آمدید و مصراع دوم را گفتید، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند... طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند: به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند؛ به آسمان رود و کار آفتاب کند. 📚کتاب عبرت آموز، تالیف استاد شیخ حسین انصاریان https://eitaa.com/eslam20
✅خدایا به حق علی، علی را بیامرز! ✍️یک بار از رسول خدا خواستم که برایم دعا کند و آمرزش بخواهد. فرمود: خواهم خواند، آنگاه برخاست و نماز خواند؛ چون دست به دعا برداشت شنیدم که می‌گفت: خدایا! به حق علی در نزد خودت، علی را بیامرز. گفتم ای رسول خدا! این چه دعایی است؟ فرمود: مگر نزد خدا گرامی‌تر از تو هست که او را شفیع درگاه خدا سازم؟! 📚شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج20، ص316 https://eitaa.com/eslam20