eitaa logo
اعتدال (عدالت‌پذیری)
130 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
767 ویدیو
42 فایل
ارتباط با مدیران کانال = hadi_moshfegh@
مشاهده در ایتا
دانلود
بشریت دشمنانش را تحقیر کرد☝️ علی‌رغم چندین قرن و و و و... در سال ۲۰۲۰، نام در صدر نام‌های انتخابی برای در بوده. حتی در که حاکمانش سابقه طولانی در دارند. ✍آری: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ [صف/۸] ترجمه: مى‌خواهند نور خدا را با دهان‌شان خاموش كنند! در حالیكه خدا نور خود را كامل خواهد کرد گرچه كافران را ناخوش‌آید اعترافات رسانه‌های شیطان را 👇ببینید👇 1⃣ https://www.bbc.com/news/uk-58957676 2⃣خبرگزاری اسپانیایی «خبر بد» https://noticialdia.com/2019/01/mohamed-el-nombre-que-domina-el-mundo-entero/ 3⃣خبرگزاری اسپانیایی «نامه» https://www.elcorreo.com/bizkaia/sociedad/201409/14/nombre-domina-mundo-20140911173818.html 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ببینید☝️☝️☝️👈این آقای کشیش دلیل را توضیح می‌دهد . 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را در مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک
. حکایت : يك روز صبح اميرالمؤمنين (عليه السلام) به فاطمه (سلام الله علیها) گفت: آيا چيزى در منزل هست بخوريم ؟ فاطمه (سلام الله علیها) گفت: ... دو روز است چيزى در منزل نبوده است مگر خوراکیِ كمى كه برای تو و حسن و حسين تهیه کردم و خودم چیزی نخوردم و حالا هم چيزى در منزل نيست تا براى شما آماده كنم . امام على (عليه السلام) گفت: اى فاطمه! چرا نگفتى تا چيزى براى شما تهيه كنم؟ فاطمه (سلام الله علیها) گفت: من از خداوند شرم دارم كه شما را به وادار كنم که توان ندارى. (چون مى‌دانستم توانائى خريد چيزى را ندارى در خواستى نكردم ). 📡ا https://b2n.ir/r23321 از 👇 📚 بحارالانوار، ج۴۳، ص۹۴ ✅ حکایت : اميرالمؤمنين (عليه السلام) به مردى از طابفه بنى سعد فرمود: آيا مى‌خواهى از وضع خود و فاطمه براى تو سخن بگويم؟ فاطمه آنقدر با مشك آب آورد که آثار به دوش گرفتن مشك بر بدنش پيدا شد و آنقدر [برای تهیه نان، گندم] آسيا كرد كه دست‌هايش پينه بست و آن چنان در نظافت خانه كار می‌كرد كه لباس‌هايش گرد آلود می‌شد و بقدرى برای تهیه غذا کنار آتش می‌نشست كه لباس‌هايش گرد سياه می‌گرفت وصدمه زيادى از اين كارها ديد. روزی به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) پیشنهاد کردم که «نزد پدرش برود و ازاو بخواهد برای گرفتن خدمتكارى به او کمک کند تا از صدمات اين كارها نجات یابد. او نيز نزد پدر رفت اما ديد جماعتى اطراف پدر را گرفته‌اند، حيا كرد و خواسته خود را بيان نكرد و بدون آنكه سختى بگويد برگشت . پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله) فهميد كه دخترش زهرا براى حاجتى نزد او رفته بود. روز بعد به خانه ماآمد و گفت: فاطمه، ديروز کاری داشتى؟ من [اميرالمؤمنين (عليه السلام)] گفتم: يا رسول اللّه! [بچه‌داری و کارهای منزل فاطمه را در فشار گذاشته و توضیح دادم:] آنقدر با مشك آب آورده که آثار بند مشك بر بدنش مانده و آنقدر آسيا كرده كه دست‌هايش پينه بست و آن چنان در نظافت خانه كار می‌كند كه لباس‌هايش گرد آلود می‌شود و بقدرى برای تهیه غذا کنار آتش می‌نشیند كه لباس‌هايش گرد سياه می‌گیرد و... پيامبر (صلى اللّه عليه و آله) فرمود: آيا مى‌خواهيد چيزى به شما بياموزيم كه از خدمتكار بهتر باشد؟ عرض کردیم: بله! فرمود: [شب‌ها وقتى برای خواب] به رختخواب رفتيد سى وسه مرتبه سبحان اللّه و سى سه مرتبه الحمداللّه و سى و چهار مرتبه اللّه اكبر بگوئيد. ترتیب گفتن این تسبیح در روایات معتبر دیگری به این صورت است: سى و چهار مرتبه اللّه اكبر و سى سه مرتبه الحمداللّه و سى وسه مرتبه سبحان اللّه فاطمه (عليه السلام) سه مرتبه گفت: از خدا و رسولش راضى شدم. 📡ا https://b2n.ir/r23321 از 👇 📚 كشف الغمه، ج۲، ص۹۷ 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd : 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
. ۱آیه_در۲روز سهم دیروز و امروز👇 ۷۵سورۀیونس 🌷ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَى وَ هَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ ‏ ‏🌷ترجمه 👇 سپس بعد از آنان موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم و[لى آنان] گردنكشى كردند و گروهى تبهكار بودند ‏ ‏ ✍️ در صورت تمایل، نکته‌ها و پیام‌ها آیه را اینجا ببینید👇 ا https://b2n.ir/m42234 ❣️لطفاً ❣️ برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاکمان 🤲 دعابفرمایید 🤲 اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
. از ابن عبّاس نقل کرده‌اند: روزى جمعى از بنى اميّه به مدینه رفته بودند و در محلّى نشسته بودند و در جمع ايشان يك نفر از اهالى شام نيز حضور داشت . همان زمان امام حسن مجتبى عليه السلام به همراه عدّه‌اى از بنى هاشم از آن محلّ عبور مى‌كردند، مرد شامى از دوستان خود پرسید: اين‌ها چه كسانى هستند، كه با چنين هيبت و وقارى حركت مى‌كنند؟! امام مجتبی (علیه‌السلام) را نشان دادند و گفتند: او حسن، پسر علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) است و همراهان او از بنى هاشم مى‌باشند. مرد شامى [که نیرنگ‌های دستگاه معاویه او را گمراه کرده بود] با شنیدن نام «امام حسن و علىّ بن ابى طالب (عليهما السلام)» از جاى برخاست و به سمت امام حسن مجتبى (عليه السلام) رفت وقتی نزديك حضرت رسيد گفت: آيا تو حسن ، پسر علىّ هستى؟! حضرت (سلام اللّه عليه) با آرامش و متانت فرمود: بلى. مرد شامى گفت: آیا دوست دارى همان راهى را بروى كه پدرت رفت؟ حضرت فرمود: واى بر تو! آيا مى‌دانى پدرم [که بود و] چه سوابق درخشانى داشت؟! مرد [فریب‌خوردۀ] شامى با خشونت و جسارت گفت: خداوند تو را همنشين پدرت گرداند، چون پدرت كافر بود و تو نيز همانند او كافر هستى و دين ندارى!! در اين لحظه ، يكى از همراهان حضرت، کنترل خود را از دست داد و سيلى محكمى به صورت مرد شامى زد و او بر زمين افتاد [دیگران نیز به طرف او حمله کردند]. ولی امام حسن عليه السلام فورا عباى خود را روى مرد شامى انداخت و مانع از آسیب زدن به او شد و از او حمايت نمود و... به همراهان خود فرمود: شما برويد در مسجد و نمازتان را بخوانید تا من بيايم. وقتی دوستان امام (علیه‌السلام) رفتند، امام مجتبی دست مرد شامى را گرفت و با مهربانی به گفت: بیا با هم به منزل من برویم و با اصرار او رابه منزل بردند و پس از رفع خستگى و خوردن غذا، يك دست لباس نيز به او هديه داد و روانه‌اش نمود. بعضى از اصحاب به حضرت مجتبى عليه السلام گفتند: يا ابن رسول اللّه ! او دشمن شما بود، نبايد چنين محبّتى در حقّ او می‌کردید! حضرت فرمود: من ناموس و آبروى خودم و دوستانم را با این برخورد و اندکی مال دنيا خريدم. این☝️☝️یعنی؛ او چنان تحت تأثیر دروغ‌های قرار داشت که ممکن بود به هرچیزی که بتواند آسیب بزند. ولی ... از آنطرف، پس از آن روز، مکرر دیده شد که مرد شامى، هرجا سخنی پیش می‌آمد مى‌گفت: روى زمين كسى بهتر و محبوب‌تر از حسن بن علىّ (عليهماالسلام) وجود ندارد. 📡ا https://b2n.ir/j76053 از 👇 📚 چهل داستان وچهل حدیث ازامام حسن مجتبی علیه السلام از 👇 📚 ترجمةالامام الحسن(ع)؛ ص۱۴۹ از 👇 📚 طبقات ابن سعد 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd : 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
. ۱آیه_در۲روز سهم امروز و فردا👇 ۷۶سورۀیونس 🌷 فَلَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ‏ ‏ ‏🌷ترجمه 👇 پس هنگامى كه از جانب ما حقّ به سراغ آن‌ها آمد، گفتند: قطعاً این یك جادوى آشكار است. ‏ ‏ ✍️ در صورت تمایل، نکته‌ها و پیام‌ها آیه را اینجا ببینید👇 ا https://b2n.ir/j56751 ❣️لطفاً ❣️ برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاکمان 🤲 دعابفرمایید 🤲 اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
. #۱۳آبان روزتحقیر گرامی باد #۱۳آبان در تاریخ مبارزات 🔻ا🔻 🔷 اول: (ره) در اعتراض به قانون ننگین ، در ۱۳۴۳ 🔷 دوم: در اجتماع دانشگاه تهران در ۱۳۵۷ 🔷 سوم: و مرکز فرماندهی عملیات‌های و علیه ملت ایران، ۱۳۵۸ لطفا برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاکمان 🤲 دعابفرمایید 🤲 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👇👇👇 ا @etedalhamrah با حذف یا تغییر لینک
. روزى امام حسن و امام حسين (عليهمالسلام) و شوهر خواهرشان ، عبداللّه بن جعفر به قصد مكّه و انجام مراسم حجّ از مدينه خارج شدند. در مسير راه اتفاقاتی رخ‌داد که موجب شد آذوقه خوراكى آن‌ها تمام شود و آنان در بیابان تشنه و گرسنه ماندند و بدون آب و غذا به راه‌شان ادامه دادند تا به چادرى یک بیابان‌نشین رسیدند، پيرزنى را در كنار آن مشاهده كردند، به او گفتند: ما تشنه‌ايم، آيا نوشيدنى دارى؟ پيرزن عرض کرد: بلى هر سه نفر از مَركب‌هاى خود پياده شدند و پيرزن بُزى را كه جلوى چادر خود بسته بود، به آنان نشان داد و گفت: خودتان شير بُز را بدوشيد و بنوشید. ميهمانان بعد از رفع عطش، گفتند: آيا غذایی برای خوردن دارى تا ما را از گرسنگى نجات دهى؟ پاسخ داد: من فقط همين حيوان را دارم، خودتان آن را سر ببرید و آماده كنید تا من برايتان كباب نمايم درست کنم. گوسفند را سر بريدند و پوست آن را كَنْدند و پيرزن داد آن را گوشت آن را کباب کرد و جلوى ميهمانانِ ناخوانده گذاشت و آن‌ها خوردند تا سیر شدند. و هنگامى كه خواستند خداحافظى نمايند و بروند گفتند: ما از خانواده قريش هستيم و اكنون قصد مكّه داريم، چنانچه از اين مسير بازگشتيم و شما اینجا باشید، حتما لطف تو را جبران خواهيم كرد. اتفاقا موقع برگشت موفق نشدند پیر زن را ببینند و... مدتی بعد از اين جريان، پیر زن و همسرش سخت در مضيقه قرار گرفتند و به شهر مدينه رفتند، پيرزن از كوچه بنى هاشم حركت مى‌كرد که امام حسن مجتبى (عليه السلام) از منزل خارج شد و جلوى خانه‌اش پيرزن را دید و او را شناخت . حضرت مجتبى (عليه‌السلام) به پيرزن فرمود: آيا مرا مى‌شناسى؟ عرض کرد: خير. امام (عليه‌السلام) فرمود: من یکی از آن ميهمان ناحوانده هستم كه در فلان زمان به همراه دو نفر ديگر بر تو وارد شديم و تو به ما خدمت كردى و ما را از گرسنگى و تشنگى نجات دادى. و امروز وقت جبران لطف آن روز است پيرزن که تازه امام مجتبی (علیه‌السلام) را شناخته بود، عرض کرد: پدر و مادرم فداى تو باد! من برای خوشنودى خدا به شما خدمت كردم و انتظار چيزى نداشتم . اما حضرت به پاس ايثار آن روزِ پيرزن، تعدادى گوسفند و يك هزار دينار به او دادند و سپس او را به برادر خود، حسين (عليه‌السلام) و شوهر خواهرش، عبداللّه معرّفى نمود و آن ها هم، هر کدام، همان مقدار به پيرزن و شوهرش دادند. 📡ا https://b2n.ir/f62997 از 👇 📚 چهل داستان وچهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام از 👇 📚 بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴۱ 📚 اعيان الشّيعة، ج۱، ص۵۶۵ 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd : 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
. ۱آیه_در۲روز سهم دیروز و امروز👇 ۷۶سورۀیونس 🌷 فَلَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ‏ ‏ ‏🌷ترجمه 👇 پس هنگامى كه از جانب ما حقّ به سراغ آن‌ها آمد، گفتند: قطعاً این یك جادوى آشكار است. ‏ ‏ ✍️ در صورت تمایل، نکته‌ها و پیام‌ها آیه را اینجا ببینید👇 ا https://b2n.ir/j56751 ❣️لطفاً ❣️ برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاکمان 🤲 دعابفرمایید 🤲 اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👇👇 ا @etedalhamrah یا تغییر لینک
این☝️یعنی✊ یکی از کمترین ثمرات ۴۳سال تاوان‌های‌سنگین، برای دفع‌شرارت‌های 🔻پس🔻 تنها راه نجات از انواع و ، [[بعد از توکّل و استمداد از خداوند]] و تحمل تاوان‌های آن است. 💓درود بر ، سلام و صلوات بر و و و و خدا نگهدار 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک
. از حضرت امام صادق صلوات اللّه عليه نقل شده که فرموده‌اند: امام حسن مجتبى (عليه‌السلام) دوستى شوخ طبع داشت كه مرتّب به ديدار آن حضرت مى‌رفت و نيز در جلسات شركت مى‌كرد، تا آن كه مدّتى گذشت و هيچ خبرى از اين شخص نبود. حضرت از اين جريان متعّجب شد و از اطرافيان جوياى احوال او گرديد و برخی گفتند حالش خوب است و... تا آن كه پس از چند روزى، مجدّدا آن شخص به ملاقات امام (عليه‌السلام) آمد. حضرت جوياى احوال او شد و به او فرمود: چند روزى است كه به اين جا نيامده‌اى، مشكل یا ناراحتى خاصّى برايت پيش آمده بود؟ گفت: ياابن رسول اللّه ! در حالتى قرار گرفته‌ام كه آنچه را دوست دارم، به آن دست نمى‌يابم و آنچه را خداوند دوست دارد، من انجام نمى‌دهم و آنچه را كه شيطان مى‌خواهد برآورده نمى‌كنم. امام حسن مجتبى (عليه‌السلام) تبسّمى نمود و فرمود: يعنى چه؟ منظورت چيست؟ گفت: چون خداوند متعال دوست دارد كه من هیچ گناهی نكنم و من چنين نيستم. و شيطان دوست دارد كه من در همه كارهايم با خداوند مخالفت كنم و من چنين نيستم و فقط گاهی با خدا مخالفت می‌کنم. و من مرگ را دوست ندارم و علاقه دارم هميشه سالم و زنده باشم كه هرگز چنين نخواهد بود. وقتی سخنان مرد به اینجا رسید، يكى از اشخاصى كه در آن مجلس حضور داشت، گفت: ياابن رسول اللّه! چرا ما از مرگ می‌ترسیم؟ امام حسن مجتبى (عليه‌السلام) فرمودند: کسانی از مرگ می‌ترسند که برای آباد كردن دنياى خود، آخرت‌شان را ويران کرده‌اند و هيچ انسانى دوست ندارد از منزل و محلّى كه آن را آباد كرده دست بردارد و به محلّى برود که خراب و ویران است و به همین دلیل از رفتن به خانه ویرانه وحشت دارند و... 📡ا https://b2n.ir/b26123 از 👇 📚چهل داستان وچهل حدیث از امام حسن مجتبی (ع) از 👇 📚 معانى الا خبار، ص۲۸۹، ح۲۹ 🤲 پروردگارا 🤲 بشریت را مقابل و شرارت‌های حاکمان محافظت بفرما 🌷اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک
. ۱آیه_در۲روز سهم امروز و فردا👇 ۷۷سورۀیونس 🌷 قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ‏ ‏ ‏🌷ترجمه 👇 موسى (به آنان) گفت: آیا چون حقّ به سراغ شما آمد، (به آن سحر و جادو مى‌گویید و مى‌پرسید:) آیا این سحر است؟ در حالى كه جادوگران هرگز رستگار نمى‌شوند. ‏ ‏ ✍️ در صورت تمایل، نکته‌ها و پیام‌ها آیه را اینجا ببینید👇 ا https://b2n.ir/p23348 ❣️لطفاً ❣️ برای نجات بشریت از و شرارت‌های حاکمان 🤲 دعابفرمایید 🤲 اینجا 👇 ا https://t.me/etedal_naghd 👈@etedalhamrah یا تغییر لینک