eitaa logo
اِتِّفآق؛
103 دنبال‌کننده
160 عکس
99 ویدیو
0 فایل
"بِسمِ رَبِّ الحُسَین" يذيبنى شوقى الیک یا اباعبدالله . . : )) _ جایی برای تخلیه احساسات من . بمونید باهام . کپی؟ با ذکر صلوات میشنوم تون : https://daigo.ir/secret/91789672455
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
_
یه صلوات برا ظهور آقامون بفرستیم؟
. حضرت‌حیدرب‌نام‌فاطمه‌حساس‌بود خلقت‌از‌روز‌ازل‌مدیون‌عطر‌یاس‌بود ای‌که‌بستی‌راه‌را‌در‌کوچه‌هابرفاطمه گردنت‌رامیشکست‌آنجااگرعباس‌بود (:💔! .
تمام شد؛
اِتِّفآق؛
من ک رفتم و خیرشو دیدم . . : )
. "هر کس که حسینی است حقیرش مشمار در رتبه کبیر است صغیرش مشمار عنوان گدائی درش آقائی است آقاست گدای او فقیرش مشمار" .
بسم الله الرحمن الرحیم
در دفتر فرماندهی سر و صدا به حدی رسید که فرمانده سپاه منطقه هفت از اتاقش بیرون آمد و جویای قضیه شد. مسئول دفتر گفت:" این سرباز تازه از مرخصی برگشته ولی دوباره تقاضای مرخصی داره". فرمانده گفت:" خب! پسر جان تو تازه از مرخصی آمدی نمیشه دوباره بری". یک دفعه سرباز جلو آمد و سیلی محکمی نثار شهید بروجردی کرد. در کمال تعجب دیدم شهید بروجردی خندید و آن طرف صورتش را برد جلو و گفت:" دست سنگینی داری پسر! یکی هم این طرف بزن تا میزان بشه". بعد هم او را برد داخل اتاق. صورتش را بوسید و گفت:"ببخشید، نمی دانستم این قدر ضروری است.می گم سه روز برات مرخصی بنویسند". سرباز خشکش زده بود و وقتی مسئول دفتر خواست مرخصیش را با کارگزینی هماهنگ کند گوشی را از دستش گرفت و گفت:"برای کی می خوای مرخصی بنویسی؟برای من؟نمی خواد. من لیاقتش را ندارم". بعد هم با گریه بیرون رفت.بعدها شنیدم آن سرباز راننده و محافظ شهید بروجردی شده؛یازده ماه بعد هم به شهادت رسید.آخرش هم به مرخصی نرفت. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
_