eitaa logo
اعتقادات ، اثباتی
14 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
7.3هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صادق(علیه السلام): زمانی که مهدی ظهور کند، خداوند درد و بیماری را از هر مومنی برطرف خواهد کرد. 📚الغیبه للنعمانی؛ ص۶۶۱ حال ما در هجر مهدی کمتر از یعقوب نیست او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم
❁﷽❁ نکته ناب از بیانات آیت الله حسینی قزوینی ✍️ در اهمیت پاسخ به شبهات روایتی است که مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج، از امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید: 🔹 «عُلَمَاءُ شِيعَتِنَا مُرَابِطُونَ فِي الثَّغْرِ- الَّذِي يَلِي إِبْلِيسَ وَ عَفَارِيتَه يَمْنَعُوهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِيعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ يَتَسَلَّطَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ وَ شِيعَتُهُ وَ النَّوَاصِب‏ ‏...» 🔻«مُرَابِطُونَ» مرابط سرباز سرحدات را می گویند و تنها نیروی سلاح به دستی است که آتش به اختیار است برای شلیک نیاز به دستور از فرمانده ندارد؛ یعنی به مجرد این که احساس خطر کند دست روی ماشه می گذارد طرفی که می خواهد وارد مرز شود را به رگبار می بندد. 🔺 لذا حضرت علمای شیعه را به «مرابط» تعبیر می کند. که این ها مرزداران هستند که از ورود شیطان در حوزه دین و عقیده جلوگیری می کنند و از این که شبهاتی باعث شود جوان های که از نظر مبانی فکری ضعیف هستند اذهان این ها را مشوش کنند جلوگیری می کنند و بعد می فرماید: 🔹 «أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِكَ مِنْ شِيعَتِنَا كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ...» 🔸یک سرباز و یک افسری که در حوزه پاسخگویی به شبهات مشغول انجام وظیفه است از یک میلیون رزمنده در میدان نبرد افضل و با شرافت تر است. 📚 الإحتجاج على أهل اللجاج؛ طبرسى، احمد بن على، ج‏1، ص17 👈 عضویت در کانال رسمی آیت الله حسینی قزوینی https://eitaa.com/joinchat/280166401C0bce4a1497
امام زمانت رابشناس !❣ 💚امام‌ صادق علیه‌السلام در تفسیرآیه : «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» «روزی را (به یادآورید) که هر گروهی را با امام‌شان فرامی‌خوانیم» 📗:سوره اسرءایه ۷۱ فرمودند: امام‌ات را بشناس! همانا اگر امام‌ات را شناختی، دیر و زود بودن قیام صاحب الأمر، زیانی به تو نمی‌رساند. کسی‌که امام خود را بشناسد و قبل از قیام او از دنیا برود، همانند کسی است که در لشگر ایشان،بلکه زیر پرچم ایشان حضور داشته باشد. 📚 :کافی، جلد۱، ص۳۷۱ @Emamkhobiha🌹
شاگرد ایرانی مکتب امام صادق(عليه‌السلام) که پدر علم شیمی شد. «جابربن حیان» شاید یکی از معروف ترین شاگردان امام صادق(عليه‌السلام) باشد
جابربن حیان ، کتابی مشتمل بر هزار برگ و ۵۰۰ رساله ، تالیف کرده است. جابر شاگرد امام صادق (عليه‌السلام) بود و امام را شخصی والا و مهربان یافت؛ بطوری که نمیتوانست از او جدا ولی بی نیاز بماند. جابر میکوشید تا با راهنمایی استادش ، علم شیمی را از بند افسانه‌های کهن مکاتب اسکندریه برهاند و در این کار تا اندازه‌ای به هدف خود رسید. برخی از کتابهایی که جابر در زمینه شیمی نوشته عبارتند از : الزیبق ، کتاب نارالحجر ، خواص اکسیرالذهب ، الخواص ، الریاض و ... .
جابر به آزمایش بسیار علاقه مند بود. از این رو ، می توان گفت نخستین دانشمند اسلامی است که علم شیمی را بر پایه آزمایش بنا نهاد. جابر نخستین کسی است که اسید سولفوریک یا گوگرد را از تکلیس زاج سبز و حل گازهای حاصل در آب بدست آورد و آن را زینت الزاح نامید. جابر اسید نیتریک یا جوهر شوره را نیز نخستین بار از تقطیر آمیزه‌ای از زاج سبز ، نیترات پتاسیم و زاج سفید بدست آورد.
هشام بن حکم: از بزرگترین متکلمین شیعه و از اصحاب امام صادق علیه‌السلام بود. جایگاه او در نزد امام صادق علیه‌السلام تا حدی است که در مورد او می‌‌فرماید: هشام بن حکم مراقب و نگهبان حق ما و مؤید صدق ما و نابودکننده نظرهای باطل دشمنان ماست. کسی که از او پیروی کند، از ما پیروی کرده است و کسی که با او مخالفت کند با ما مخالفت ورزیده است
قسمت اول مناظره امام صادق علیه‌السلام و اصحاب با مرد شامی طبرسی در کتاب احتجاج از یونس بن یعقوب نقل کرده است که گفت: روزى نزد امام صادق علیه‌السلام بودم که مردى از أهل شام بر آن حضرت وارد شده و گفت: من مردى وارد به کلام و فقه و فرائض مى باشم، خدمت شما براى مناظره با اصحابت رسیده ام. حضرت بدو فرمود: این کلامى که مى گویى ریشه در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد یا از خودت مى باشد؟ گفت: برخى از سخنان نبوى و برخى از جانب خود من است. فرمود: پس تو شریک پیغمبرى؟ گفت: نه، فرمود: از خداى عزوجل وحى شنیده اى؟ گفت: نه، فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب مى دانى اطاعت خودت را هم واجب مى دانى؟ گفت: نه. حضرت روى به من داشته و فرمود: اى یونس، این مرد پیش از آن که وارد بحث شود خودش را محکوم کرد (زیرا گفته خودش را حجت دانست بى آن که دلیلى بر حجیتش داشته باشد)، سپس فرمود: اى یونس اگر علم کلام خوب مى دانستى با او سخن مى گفتى، یونس گوید: من گفتم: واى و افسوس! قربانت گردم من شنیدم که شما از علم کلام نهى مى نمودى و می‌فرمودى: واى بر أصحاب علم کلام زیرا مى گویند این درست مى آید و این درست نمى آید، این به نتیجه مى رسد (و آن نمى رسد)، این را مى فهمیم و این را نمى فهمیم! فرمود: من گفتم. واى بر گروهى که گفته ام را رها کنند و دنبال خواسته خود بروند. سپس به من فرمود: برو بیرون و هر کس از متکلمین را دیدى، بیاور. یونس گوید: من حمران بن اعین و أبوجعفر احول و هشام بن سالم را که علم کلام خوب مى دانستند همراه با قیس ماصر که به عقیده من در کلام بهتر از آنان بود و علم کلام را از على بن حسین علیهماالسلام آموخته بود را آوردم، چون همگى در مجلس حاضر شدیم، آن حضرت سر از خیمه بیرون کرد - و آن خیمه اى بود که در کوه کنار حرم براى حضرت مى زدند که چند روز قبل از حج آنجا تشریف داشت - چشم حضرت به شترى افتاد که به دو مى آمد، فرمود: قسم به ربّ کعبه که این هشام است! ما فکر کردیم مقصود حضرت؛ هشام از اولاد عقیل است که او را بسیار دوست مى داشت، که ناگاه هشام بن حکم وارد شد و او در آغاز روئیدن موى رخسار بود و همه ما از او بزرگسال‌تر بودیم. امام صادق علیه‌السلام برایش جا باز کرد و فرمود: هشام با دل و زبان و دستش یاور ماست، سپس فرمود: اى حمران با مرد شامى سخن بگو. پس او وارد بحث شد و بر شامى غلبه کرد.
قسمت دوم مناظره امام صادق علیه‌السلام و اصحاب با مرد شامی سپس امام صادق علیه‌السلام فرمود: اى طاقى (مؤمن الطّاق) تو با او سخن بگو. او هم سخن گفت و غالب شد. سپس فرمود: اى هشام بن سالم تو هم گفتگو کن، او با شامى برابر شد و کارشان به تعارف کشید و پیروز و غالبى نداشت. سپس امام صادق علیه‌السلام به قیس ماصر فرمود: تو با او سخن بگو، او وارد بحث شد و حضرت از مباحثه آن دو مى خندید زیرا مرد شامى گیر افتاده بود. پس به مرد شامى فرمود: با این جوان - یعنى هشام بن حکم - صحبت کن، گفت: حاضرم. سپس شامى به هشام گفت: اى جوان درباره امامت این مرد از من بپرس، هشام (از این بى ادبى) آنچنان به خشم آمد که مى لرزید، پس هشام گفت: اى مرد، آیا پروردگارت به مخلوقش خیراندیش تر است یا مخلوق به خودشان؟ شامى: بلکه پروردگارم نسبت به مخلوق خود خیراندیش تر است. هشام: در مقام خیراندیشى براى مردم چه کرده است؟ شامى: براى ایشان حجت و دلیلى بپا داشته تا متفرق و مختلف نشوند و او ایشان را با هم الفت دهد و ناهمواری‌هاى ایشان را هموار سازد و آنان را از قانون پروردگارشان آگاه سازد. هشام: او کیست؟ شامى: رسول خدا صلی الله علیه و آله است، هشام: بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله کیست؟ شامى: قرآن و سنت است، هشام: قرآن و سنت براى رفع اختلاف امروز ما سودمند است؟ شامى: آرى، هشام: پس چرا من و تو اختلاف کردیم و براى مخالفتى که با تو داریم از شام به اینجا آمدى؟! و تو پندارى که رأى و نظر راه دین است و تو خود معترفى که رأى و نظر بر یک قول واحد مختلف جمع نمى گردد! مرد شامى در حالت تفکر و اندیشه خاموش ماند، امام صادق علیه‌السلام به او گفت: چرا سخن نمى گویى، گفت: اگر بگویم اختلاف نکرده ایم ستیزه و جدل کرده ام و اگر بگویم قرآن و سنت از ما رفع اختلاف مى کند، باطل گفته ام زیرا عبارات کتاب و سنت معانى مختلفى را متحمل است. ولى همین استدلال به سود من و زیان هشام است! حضرت فرمود: از او بپرس تا بفهمى که سرشار است. پس این بار شامى به هشام گفت: اى مرد، چه کسى به خلق خیراندیش تر است؛ پروردگارشان یا خودشان؟! هشام: پروردگارشان از خودشان خیراندیش تر است. شامى: آیا پروردگار شخصى را بپا داشته است که ایشان را متحد کند و ناهمواریشان را هموار سازد و حق و باطل را به ایشان بازگوید؟ هشام: آرى. شامى: او کیست؟ هشام: در ابتداى شریعت؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله بود اما پس از او عترت آن حضرت مى باشند. شامى: عترت پیامبر کیست که قائم مقام او و حجت مى باشد؟ هشام: امروز یا در گذشته؟ شامى: امروز کیست؟ هشام (با اشاره به امام صادق علیه‌السلام) گفت: همین شخصى که بر مسند نشسته و از اطراف جهان بسویش رهسپار گردند و به میراث علمى که از پدرانش دست به دست گرفته خبرهاى آسمان و زمین را براى ما بازگوید. شامى گفت: من چگونه مى توانم آن را بفهمم؟ هشام گفت: هر چه خواهى از او بپرس. شامى گفت: عذرى برایم باقى نگذاشتى، بر من است که بپرسم. امام صادق علیه‌السلام فرمود: اى شامى، می‌خواهى گزارش سفر و راهت را به خودت بدهم؟ چنین بود و چنان بود. شامى با سرور و خوشحالى مى گفت: راست گفتى، اکنون به خدا اسلام آوردم. امام علیه‌السلام فرمود: نه، بلکه اکنون به خدا ایمان آوردى، اسلام پیش از ایمان است به وسیله اسلام از یکدیگر ارث برند و ازدواج کنند و به وسیله ایمان ثواب برند. شامى عرض کرد: درست فرمودى؛ من نیز شهادت مى دهم که جز اللَّه هیچ معبودى شایسته عبادت نیست و محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا است و تو جانشین اوصیایى. سپس امام صادق علیه‌السلام رو به حمران کرده و فرمود: تو سخنت را دنبال حدیث مى برى (سخنانت مربوط است) و به حق مى رسى، و به هشام بن سام متوجه شده و فرمود: تو در پى حدیث مى گردى ولى قدرت تشخیص ندارى (قصد دارى مربوط سخن بگوئى ولى نمى توانى)، پس رو به احول نموده و فرمود: تو بسیار قیاس مى کنى، از موضوع خارج مى شوى، مطلبى باطل را به باطلى رد مى کنى و باطل تو روشنتر است. سپس رو به قیس ماصر کرده و فرمود: سخن تو به گونه اى است که هر چه خواهى به حدیث پیامبر نزدیکتر باشد دورتر شود، حق را به باطل مى آمیزى با آن که حقِ اندک از باطل بسیار بى نیاز مى کند، تو و احول از شاخه اى به شاخه اى مى پرید و بامهارتید. یونس گوید: به خدا من فکر مى کردم آن حضرت نسبت به هشام همتاى آنچه درباره آن دو گفت، مى فرماید ولى فرمود: اى هشام تو به هر دو پا به زمین نمى خورى (یعنى طورى که جوابى برایت نباشد) تا خواهى به زمین برسى پرواز مى کنى (یعنى به محض شکست خود را نجات مى دهى) همچو تویى باید با مردم سخن بگوید، خود را از لغزش نگهدار، شفاعت ما در پى آن - به خواست خداوند - مى آید. احتجاج - ترجمه جعفرى، ج ۲، ۲۸۳ تا ۲۸۹.
مالک بن انس مدنی یکی دیگر از پیشوایان مذاهب اربعه یعنی مالکی ها، که در زمان جعفر بن سلیمان عبّاسی در مدینه به سر می برد و توسط او شلاق زده شد و به قدری او را کشیدند که بازوی او از جا کنده شد و سرانجام در سال 179 هـ از دنیا رفت. او نیز از شاگردان حضرت صادق(عليه‌السلام) بود از جمله کسانی که به این مسئله اعتراف نموده اند، نووی در تهذیب، شبلنجی در نورالابصار، سبط جوزی در تذکرة، شافعی در مطالب، ابن حجر در صواعق، شیخ سلیمان در ینابیع المودة و ابونعیم در حلیه و...می باشند. خود او می گوید: «مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد می کردم، او را همواره در یکی از سه حالت دیدم. یا نماز می خواند یا روزه دار بود و یا قرآن تلاوت می کرد و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند: «ولایتکلّم بمالایعینه و کان من العلماء العباد و الزهاد الذین یخشون اللّه؛ و به چیزی که کمکش نمی کرد (مفید نبود) تکلّم نمی کرد، و از علمای عابد و زاهد و خدا ترس بود.» «و ما رات عین و لا سمعت اذن ولاخطر علی قلب بشرٍ افضل من جعفر بن محمد الصادق علماً و عبادةً و ورعاً؛ در علم و عبادت و پرهیزکاری، برتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ کسی خطور نکرده است.
هدایت شده از علم الحدیث
4_5836860804372106435.pdf
221.9K
به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، سالروز بزرگداشت شاعر بزرگ شیعه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی 📖 مقاله جالب توجه جناب دکتر مهدی دشتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، با عنوان «تأثیر پذیری فردوسی از کلینی»، چاپ شده در مجلهٔ «متن شناسی ادب فارسی دانشگاه اصفهان»، سال چهل و نهم، شماره یک، بهار 1392، صص 1-12نویسنده در این مقاله به مقایسهٔ مقدمهٔ دو کتاب «کافی»، نوشته محمد بن یعقوب کلینی، و «شاهنامه» سروده فردوسی پرداخته است. ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
هدایت شده از مغز خاکستری
5.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخورد با بی حجابی در زمان امیر المومنین به چه صورت بوده است؟ حجت الاسلام خسروپناه: 🔸هیچ کشوری در گذشته گرایش بی حجابی نداشته است و همگی پوشش داشته اند، ویل دورانت هم در کتابش این موضوع را کاملا توضیح داده است. 🔸بحث بی حجابی موضوع ۲۰۰ سال اخیر است و در زمان ائمه و پیامبر با همچین موضوعی مواجه نبودیم. 🇮🇷 اتحادیه عماریون 🔺همدلی 🔻انقلابی گری @khakestary_amar