eitaa logo
کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
30.9هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
118 فایل
جدیدترین اشعاروسرودهادرکانال ما خوش آمدین🌹 @ewwmajmamolodi #کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین مدیریت👇 @khadeem110 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما در روبیکا 👆
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت سلطان طوس آقا.هوایت کرده ام طعنه هاخوردم ولی مولا.هوایت کرده ام دیده ام در خواب خود  یکشب ارادتهای روبروی گنبدت گویا.هوایت کرده ام آمدم درصحن سقاخانه ات با کاسه ای آمدم آبی  بده سقا.هوایت کرد ه ام   من جوانم آمدم جان جوادت کن نظر درجوانی آمدم زیرا.هوایت کرده ام ضامن آهو ببین درحسرت روی توام آمدم در روضه ات حالا.هوایت کرده ام یک شبی صحن رضا تاصبح سینه میزدم سرخوشم افتاده ام ازپا.هوایت کرده ام حال(مجنون)تاسحر سرمستی ودیوانگی است گوید ای سلطان طوس مولا.هوایت کرده ام آرمین غلامی(مجنون)
  ای ذوالکرم بیاو دوچشم ترم بده درگوشه ای لیاقت بال وپرم بده حالاکه دورگشته ام ازفیض دیدنت ازلطف امشبی توبرات حرم بده قابل نبوده ام که بیایم به صحن تو درمانده ام بیا  درمی  ازکرم بده امشب لباس معرفتت میکنم به تن   مولابیاوجامه ی تقوا برم بده هستم گداوخادم دولتسرای تو خرج توشدجوانی من باورم بده یاحضرت رضابه سرایت کبوترم درصحن خودبیا وتوبال وپرم بده شمس الشموس  من به رضای تو دلخوشم امشب بیاوزمزمه ی آخرم بده خادم شدم دوباره به خدمت گذاریت امشب پناه بر دل دربه درم بده شاید رضای خاطرتان جلب گشته است (مجنون )این درم تو   می کوثرم بده -آرمین غلامی (مجنون)  
امشب گداشدن به کنار رضا خوش است احساس بندگی به جوار رضاخوش است  با آبرواگرشده ام در میان خلق این کسب آبرو ز غبار رضاخوش است آنجاکه یک زیارت حج درطواف اوست آرم  قدم اگربه دیار رضاخوش است امشب به گریه کنج سرایش نشسته ام هرگوهری به دیده  نثار رضاخوش است دلتنگ گرشوم حرمش آرزوکنم  طوف مزار حضرت موسی الرضاخوش است   _آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)
به خواب رفته ام و شب نشسته دورو برم دلم گرفته از این جانماز بی ثمرم درخت خشکم و افسوس میخورم همه عمر تبر به دست خودم خورده است بر کمرم مرا محاصره کردند یاغیان گناه شکسته نیزه و افتاده بر زمین سپرم نگاه می کنم و کوپه کوپه می گذرند قطارهای تو از اشک های در به درم رسیده اند به تو خیل زایران و هنوز منم که خیره به این ریل مانده چشم ترم دلم گرفته برایم فقط همین کافیست که سیر گریه کنم روی شانه های حرم برای چای دلم جای زعفران بگذار غبار از قدم کفشداری ات ببرم مرا اگر که نخواهی طلب کنی آقا چه سود دارد اگر من بلیط هم بخرم
اینکه هرصحنی به‌روی شانه‌اش یکساعت است یعنی اینکه این حرم درجای‌جایش فرصت است دست خالی آمدن سخت است از پیش رئوف حاجت خود را گرفتن از تو خیلی راحت است خادمت که هیچ در جمهوری صحن و سرات باد هم جاروکشان، هرشب بفکر خدمت است صبح‌ها خورشید می‌آید به گودِصحن پس درحقیقت نالهء نقّاره زنگ رخصت است بعدازآن درها که باحکمت به‌رویم بسته شد هردری وامی‌شوداینجا به‌رویم رحمت است پخش گشته بارگاهت بین ایران اینچنین «گنبدت» درشهری وشهری برایت «تربت» است یک ضریح وزائران یک گنبد وگلدسته‌ها این حرم درعین وحدت نیز عین کثرت است این حرم لبریز شفافیت است و در دلش سنگ قبر عالمان آیینه‌های عبرت است اینکه درهای حرم بازاست روی هرکسی جلوه‌ای از جلوه‌های عام رحمانیت است من که هربار آمدم دورضریحت جا نبود شوکت سلطان به تعداد زیادرعیت است 🔸شاعر:
  ای ذوالکرم بیاو دوچشم ترم بده درگوشه ای لیاقت بال وپرم بده حالاکه دورگشته ام ازفیض دیدنت ازلطف امشبی توبرات حرم بده قابل نبوده ام که بیایم به صحن تو درمانده ام بیا  درمی  ازکرم بده امشب لباس معرفتت میکنم به تن   مولابیاوجامه ی تقوا برم بده هستم گداوخادم دولتسرای تو خرج توشدجوانی من باورم بده یاحضرت رضابه سرایت کبوترم درصحن خودبیا وتوبال وپرم بده شمس الشموس  من به رضای تو دلخوشم امشب بیاوزمزمه ی آخرم بده خادم شدم دوباره به خدمت گذاریت امشب پناه بر دل دربه درم بده شاید رضای خاطرتان جلب گشته است (مجنون )این درم تو   می کوثرم بده -آرمین غلامی (مجنون)  
دراشتیاق صحن تو بال و پرم بود این دل کبوتربچه ای کنج حرم بود هرگز حواسم پرت این و آن نبوده همواره یادت هرکجا دوروبرم بود  ثبت  نذوراتت  شما کردم به دفتر نذر قدوبالای توچشم ترم بود  شمس الشموس عالمین یک جلوه ای کن بردامن عشقت همه خاکسترم بود  بغض غم عشق تورا درسینه دارم بر شانه ی گلدسته های تو سرم بود آیینه کاری رواقت را چو دیدم دیدم بهشتی راکه کنج این حرم بود کردی توآقا لطف خودشامل بحالم این بارهم زائربه صحنت مادرم بود ایوان زيبايت مرا از شک در آورد لبریز  عشق تو تمام  باورم بود   _آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)
  یا رضا  امشب بیارخصت بده برگدای بی نوا  فرصت  بده   پر زنان همچون کبوتر درحرم پرگشایم گرده سلطان کرم سرخوشم  دعوت شدم با زائران   پر زدم يك گوشه ای با عاشقان سرخوشم آقا صدایم کرده ای سائل صحن وسرايم كرده اي كي شود آقا رسم پا بوس تو تاشوم يك زائر مخصوص تو قبله گاه من تویی درهر جهت پرزنددل تا به سوی مزجعت طفل بودم مادر م باعشق تو رونوشتم داده هرشب مشق تو دعوتم دربزم مهمانی تو زنده شد در صحن نورانی تو صد گره در کارم افتاده رضا بانگاهی کن تو دردم را دوا درد مندت  هستم  آقا ده  دوا دستگیری کن بده مارا شفا بین این صحن وسرایت یارضا  اشک میریزم برایت یارضا این دل پر درد شد همپای تو در زمستان حس کنم گرمای تو کرده ام عکس تورا درسینه  قاب با نگاهت برف این دل گشته آب   دست خود رامن  به دستت میدهم صورتم بر سنگ فرشت مینهم صحن وایوان   تو راطی می کنم من جدایی ازحرم کی می کنم میرسی  آقا به دادماشبی دعوت مامیکنی آقاشبی گرچه بی صبرم به دادم میرسی در شب قبرم به دادم میرسی حضرت موسی الرضا عشق من است عشق  اوهمواره سرمشق من است من گدایی درسرایت میکنم هستی خودرافدایت میکنم  یارضا بردرگهت بد بوده ام لیک در روز جزا آسوده ام من گدایم بهرمن کاری بکن سائل   بیچاره  را  یاری  بکن رزق وروزي محرم رابده اين گدارا دست این مردم مده   غلامی(مجنون کرمانشاهی)_
‍ ‍ سفره بازست و تمام عالم اینجا دعوت است هرچه صاحب خانه میبخشد بما ، بی منت است آسمانش زیر پای زائرانش ریخته بارگاهش زادگاه ، عشق و جود و رحمت است مور می آید در اینجا تا سلیمانی کند بس که صاحب خانه اهل مهر و لطف و رأفت است اصلا اینجا ناز از زائر خریدارند و بس کرکس اینجا چون کبوترهای گنبد ، راحت است در شلوغیه حرم ، گم میشود هر درد و آه روبروی گنبدش وقت نیاز و خلوتست بس که در دورو برش بال کبوتر ریخته حس من اینست که اینجا دری از جنت است حس بی وصفیست ریزه خوار این درگه شدن تا تو صاحب خانه باشی ، هرسلیمان رعیت است نان خور این سفره ها هستم که سیرم دائما بر در ملک کرم ، زانو گرفتن عادت است با نبات و با نمکهای تبرک دلخوشم اصلا اینجا هرچه میبخشند عین حاجت است کاسه ى خالیه من هر روز پرتر میشود بس که نان سفره های رأفتت پر برکت است باز مهمان توام در روز میلادت ببخش دائما محتاجم و حاجت اساس زحمت است عادتم دادی از اول بر سر این سفره ها اين گدا بر هرچه غیر از سفره ات بی رغبت است روز میلادت مقیم بارگاهت عالم است بارگاه تو پدید آرنده ی این وحدت است رزق سالم را بده امسال بیش از دیگران دور از تو شاعر دلسوخته بی طاقت است لیلة الدفنم خودت تلقین آخر را بخوان بی حضور تو یقینا گور جای وحشت است أشهد أن علی بی عشق تو بی فایدست بی تولای تو یوم الحشر یوم الحسرت است
01.mp3
4.8M
|⇦•رأفت در آستان تو.... علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۲به نفسِ سید مجید بنی فاطمه