eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
55.3هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
2.1هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
مهربان از خردسالی یه روز با همسرم رفته بودیم خرید. محمد رضا کوچیک بود و سپردمش به همسایه. وقتی برگشتم دیدم سرش خونی شده و داره گریه می‌کنه. ظاهراً با دوچرخه خورده بود زمین. تا من رو دید، گریه‌اش رو قطع کرد. می‌خواست ناراحت نشم. گفتم: محمدرضا! چی شده مادر؟!!! با همون شیرین زبونیِ بچگی‌ گفت: هیچی نشده مامان. ناراحت نشیا! درد ندارم... از همون کودکی مراقب بود کاری نکنه که من غصه بخورم. سرش رو شستم و زخمش رو بستم. اما به جای آه و ناله مدام تکرار می‌کرد: مامان! درد ندارم... گریه نکنیا... غصه نخوریا... من خوبم ... هیچیم نیست... نگرانم نشیا... ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
مهربان از خردسالی یه روز با همسرم رفته بودیم خرید. محمد رضا کوچیک بود و سپردمش به همسایه. وقتی برگشتم دیدم سرش خونی شده و داره گریه می‌کنه. ظاهراً با دوچرخه خورده بود زمین. تا من رو دید، گریه‌اش رو قطع کرد. می‌خواست ناراحت نشم. گفتم: محمدرضا! چی شده مادر؟!!! با همون شیرین زبونیِ بچگی‌ گفت: هیچی نشده مامان. ناراحت نشیا! درد ندارم... از همون کودکی مراقب بود کاری نکنه که من غصه بخورم. سرش رو شستم و زخمش رو بستم. اما به جای آه و ناله مدام تکرار می‌کرد: مامان! درد ندارم... گریه نکنیا... غصه نخوریا... من خوبم ... هیچیم نیست... نگرانم نشیا... ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک لنگه کفش روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شود و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد. یکی از همسفرانش علت امر را پرسید. گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می‌تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نماید. ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
آیت الله حائری شیرازی (رضوان الله تعالی علیه) ماهی و نهنگ پدر وقتی خوش‌اخلاق و با تحمل و با حوصله باشد، بچه باشخصیت می‌شود. حوصلۀ پدر، حوضی است که بچه در آن رشد می‌کند. بچه، مثل «ماهی» است و «حوصلۀ پدر» مثل حوض. آن پدری که حوصله‌اش زیاد است، مثل دریاچه است و بچه تا حدّ ماهی‌های دریاچه رشد می‌کند و بزرگ می‌شود. پدری که از این هم باحوصله‌تر است، مثل یک دریاست، بچه مثل ماهی در دریا، به اندازۀ نهنگ قدرت و جرأت پیدا می‌کند. شما ببینید حسین بن علی (علیه‌السلام) فرزند دریاست، در دریای حوصله پدرش و جدّش رشد کرده است، از این جهت است که یک شخصیت زنده و بزرگ است. ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی اسب پیرمردی فرار کرد: مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیرمرد گفت: فقط خدا میدونه خوب شد یا بد ...! فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت : مردم گفتند: چقدر خوش شانسی ! پیرمرد گفت: فقط خدا میدونه خوب شد یا بد ...! پسر پیرمرد از روی یکی از اسبها افتاد و پایش شکست : مردم گفتند: چقدر بدشانسی ! پیرمرد گفت: فقط خدا میدونه خوب شد یا بد ...! فرداش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند بجز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود. مردم گفتند: چقدر خوش شانسی ! پیرمرد گفت: فقط خدا میدونه خوب شد یا بد ...! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
.. ما تا نقش انسان در هستی را درک نکرده‌باشیم، نقش معلم در کلاس را نخواهیم‌فهمید. ممکن است معلم در کلاس سخنان خیلی خوب و جالبی به زبان آورد اما تنها کلام خوب و سخنان خوب مهم نیست. پیش از حرف‌ها این حرکات و رفتار ماست که در دیگران تأثیر می‌گذارد. معلم باید بیش از هر‌کس صداقت داشته‌باشد و صدق چیزی نیست جز هماهنگی میان حرف، عمل و نیت. معلم باید ابتدا هدفش را بشناسد، بداند دانش‌آموزانش را تا کجا می‌خواهد برساند و راه رسیدن به این هدف کدام است. ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دو جمله حکیمانه‌ی ابن سینا: هر کس عادت کند بدونِ دلیل هر حرفی را باور کند، از صورتِ انسانی خارج است مَنْ تَعَوَّدَ اَنْ یُصَدِّقَ بِغَیْرِ دَلیلٍ فَقَدِ انْخَلَعَ مِنْ كَسْوَةِ الاِْنْسانِیَّةِ كسانی كه عادت دارند هرچیزی را بی دلیل انكار كنند؛ این هم بد است كُلُّ ما قَرَعَ سَمْعَكَ مِنَ الْعَجائِبِ فَذَرْهُ فی بُقْعَةِ الاِْمْكانِ ما لَمْ یَذُدْكَ عَنْهُ قائِمُ الْبُرْهانِ اگر یك چیز عجیبی شنیدی، مادامی كه دلیلی بر امكان یا عدم امكانش نداری رد نكن و قبول هم نكن، بگو ممكن است باشد انسان واقعی آن است كه قبول و ردش بر معیار دلیل باشد و هرجا كه دلیل نبود لاادری و نمی‌دانم بگوید ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
محکوم به موفقیت: سال ۱۳۸۸ سازمان سنجش یک داوطلب را مجبور کرد دوباره کنکور بدهد، معدل این داوطلب ۱۱/۳۰ بود. از یک منطقه دورافتاده از یک خانواده با ده فرزند، پدر کارگر ساختمانی، ظاهرا پسر، بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و فقط حدود ۵ ماه فرصت مطالعه داشت، اتفاق عجیبی افتاد! سازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود، آزمون دوم در شرایط ویژه ای برگزار شد بدون هیچ سروصدای رسانه ای، این بار پسر همه درس ها را ۱۰۰٪ زد، نام این پسر "رستگار رحمانی تنها" بود، رتبه یک کشور در رشته تجربی- رتبه یک کشور در رشته زبان و رتبه ۴۴ کشور در رشته هنر. اولین بار که از او پرسیدند چرا موفق به کسب این رتبه شدی؟ پاسخش این بود: ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
✨پندانه 🔹یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن. یه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟ 🔸گفت : یه مرد هیچ وقت عیب زنش و به کسی نمی گه.... 🔹وقتی از هم جدا شدن پرسیدم چرا طلاقش دادی ؟! گفت آدم پشت سر دختر مردم حرف نمیزنه .... 🔸بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد... یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی ؟ 🔹گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمی زنه... 🔸یادمان نرود کثیفترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شود و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد. یکی از همسفرانش علت امر را پرسید. گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می‌تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نماید. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
آیا مرگ تطهیرکننده است؟ 🖋 مسلم حقی چند سال پیش، در مراسم خاکسپاری یکی از اقوام، افرادی بودند که به قاریِ داخل ماشین پول می‌دادند تا نام درگذشتگانشان را لابه لای مداحی‌های متوفی اخیر بگنجاند. من به اشتباه تصور کردم که دارند «پِرسانه» (مبلغی که در مناطق کردنشین به عنوان کمک به خانواده متوفی اهدا می‌شود) جمع می‌کنند. پس رفتم و مبلغی را که برای این کار کنار گذاشته بودم، به قاری دادم. فردی که کنارش نشسته بود و اسامی را یادداشت می‌کرد، پرسید: *«به نام چه کسی بنویسم؟»*  من هم، بی‌خبر از همه‌جا، نام خودم را گفتم. قاری که فکر می‌کرد نام یکی از درگذشتگان است — و از آنجا که مبلغ پرسانه با هزینه‌ی چنین کارهایی تفاوت چشمگیری دارد — جوگیر شد و چند دقیقه‌ای در وصف خوبی‌هایِ نداشته‌ام داستان‌سرایی کرد!  داشتم با خودم فکر می‌کردم: *«چه انسان خوبی بودم و خودم خبر نداشتم!»* به قول جلال آل‌احمد: *«در ایران، زنده‌ی خوب و مرده‌ی بد وجود ندارد.»*  ### آیا مرگ تطهیرکننده است؟  برای پاسخ به این پرسش، نیازمند باستان‌شناسی تاریخی هستیم: جستجوی کسانی چنان دور که بدی‌هایشان محو شده و تنها فسیلی از خوبی‌هایشان باقی مانده باشد. همین نگاه است که باعث می‌شود از انسان‌های زنده تقدیر نکنیم؛ چون می‌ترسیم امروز تحسینشان کنیم و فردا حرفی بزنند یا کاری بکنند که به مذاقمان خوش نیاید. تنها وقتی می‌میرند و مطمئن می‌شویم دیگر حرفی نمی‌زنند و کاری نمی‌کنند، با زندگیِ سانسورشده‌شان، آن‌ها را به الگوی جامعه تبدیل می‌کنیم.  - ایرادهای کوچک و جزئی زنده‌ها را بزرگ می‌کنیم، اما وقتی می‌میرند، همان اشتباهات را به شکلی دیگر توجیه می‌کنیم.  - برای زنده‌ها گل نمی‌بریم، اما وقتی می‌میرند، مزارشان را با انبوهی از گل‌ها می‌پوشانیم.  - برای عزیزِ ازدست‌رفته جامه‌ی سیاه بر تن می‌کنیم — شاید نه برای دل خود، بلکه از ترس قضاوتِ اطرافیان.  - برای زنده‌ها هزینه نمی‌کنیم، اما وقتی می‌میرند، صدها میلیون خرج سنگ‌قبرهای بی‌خاصیت می‌کنیم که هیچ تأثیری در حیات پس از مرگشان ندارد.  ### فشار اجتماعی و ازخودبیگانگی  فشار اجتماعی حتی شعور انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از ما، با وجود آگاهی از نادرست بودن چنین رفتارهایی، برای آنکه خود را جزوی از جمع بدانیم و از فشار جامعه بکاهیم، به سرعت به سمت همسان‌شدن می‌رویم تا مبادا جامعه ما را «ناسازگار» بنامد.  باید پیش از هر چیز، تضادهای درونی خود را شناسایی کنیم و با آن‌ها مقابله نماییم — بدون ترس از متفاوت دیده شدن.  > «به خاطر مردم تغییر نکن. این جماعت هر روز تو را به شکلی دیگر می‌خواهند.»  > — *هرتا مولر*  تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
به کاکتوس اگه زیاد آب بدی بی‌حال می‌شه و کم‌کم می‌پوسه ؛ اما این موضوع برای خیلی از گل‌های دیگه صدق نمی‌کنه. کاکتوس اگه نور نداشته باشه می‌میره؛ اما گل‌های زیادی هستن که بدون نور هم دووم میارن. ماهی اگه بیاد رو ساحل انقدر بالا و پایین می‌پره تا نفسش بند میاد و خفه می‌شه؛ اما همون دریا می‌تونه خیلی از حیوونای دیگه رو غرق کنه! آبی که سیب زمینی رو نرم می‌کنه، تخم مرغ رو سفت می‌کنه؛ می‌بینی؟ تو زندگی نمی‌شه برای همه نسخه‌ی یکسان پیچید. تحمل آدما شبیه به هم نیست؛ یکی با غمی که از نظر بقیه کوچیکه داغون می‌شه. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.