•
خاطره شب عروسی
سلام خوبین اومدم یه خاطره قشنگ از شب عروسی خالم بگم. عروسی خالم تو یکی از روستاهای کنار زابل برگزار شد وقتی شب شد، صدای دُهُل و ساز محلی میومد و زنا با لباسهای رنگارنگ بلوچی دور آتیش میچرخیدن. بعد از مراسم، عروس و داماد رو با نخل و دعا بردن به اتاق حجله. زنای فامیل، با یه کوزه پر از آب و یه آیینه، دم در ایستاده بودن. مادر داماد قبل از اینکه عروس وارد بشه، یه قرآن بالای سرش گرفت و نون و نمک جلو پاش گذاشت.
فرداش صبح، مادربزرگم گفت: «اگه شب عروسی با آرامش بگذره و کوزه نشکنه، زندگیشون شیرین میشه.» کوزه هنوز هم تو ایوون خالهم هست؛ پر از خاطره، بیصدا🫠
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
#پیام_ناشناس
سلام وقتتون بخیر
من و همسرم چهار ساله ازدواج کردیم و زندگیمون خداروشکر خیلی خوبه
مشکلی که دارم اینه یه مدته که جای خوابمون از هم جدا شده
اونم بخاطر خر و پفای همسرمه
منم خیلی خوابم سبکه و با کوچیک ترین صدایی خوابم نمیبره
یه مدته حس خوبی اصلن به این جدایی ندارم
همش احساس میکنم رو رابطمون ممکنه بعدا. تاثیر بزاره
اخه از وقتی یادمه مامانم همیشه میگفت زن و شوهر هیچ وقت نباید جدا از هم بخوابن
همش حس بدی دارم اما خب از طرفی مجبورم چون خوابم نمیبره و شاغلم وصبح مجبورم با همسرم پاشیم بریم سرکار
دکترم رفته اما خب تاثیری نداشته حس میکنم بیشتر از خستگی و یکمم اضافه وزنشه اما خب حرکتی هم نمیزنه که وزنشو بیاره پایین چند بارم غر زدم میگ من ک خر و پف نمیکنم 😬
نظر شما چیه دوستان؟
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
✨﷽✨
#داستان_آموزنده
🌴 هیـزم شڪن پیـری از سخـتی روزگار وکهـولت ، پشتـش خمیـده شـده بـود.مشغـول جمـع ڪردن هیزم از جنگل بود.
آن قـدر خستـه ونا امیـد شده بود ڪه دستـه هیزم را به زمیـن گذاشت وفریاد زد:
دیگر تـحمل این زندگی را ندارم،
کاش همیـن الان مـرگ به سـراغم می آمـد ومرا با خود می برد.
همین که این حرف از دهانش خـارج شد،
مرگ به صورت یک اسڪلت وحشتنـاک ظـاهر شد و به او گفت:
چه می خـواهی ای انـسان فانی؟شنیدم مرا صـدا کردی.
هیـزم شکن پیر با صدایی لرزان جواب داد:
ببخشیدقربان، ممکن است کمک کنید تا من این دستـه هیزم را روی پشتم بگذارم.
گاهی ماازاینکه آرزوهایمان برآورده شوند،سخت پشیمان خواهیم شد پس مواظب باشیم که چه آرزویی می کـنیم چون ممکن است بر آورده شـود وآن وقت ...
#تفڪرخودراتغییـردهیـدتازندگیشماتغییـرڪند
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی
برخورد کرد،
به جای عذرخواهی و کمک کردن
به پیرزن
شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن،
سپس راهش را ادامه داد و رفت،
پیرزن صدایش زد و گفت:
چیزی از تو افتاده است،
جوان به سرعت برگشت و
شروع به جستجو نمود،
پیرزن به او گفت:
مروت و مردانگی ات به زمین افتاد، هرگز آن را نخواهی یافت!
"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است!
صدا می کنی و می شنوی،
پس به نیکی صدا کن تا به نیکی به تو پاسخ دهد ...👌🏻
.
📝از انچه بر دیگران گذشت، درست زیستن را بیاموزیم°';🕯;'`°
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
#داستان_آموزنده
🔆جوان یهودی
روزى سلمان فارسى از اميرالمؤ منين عليه السلام كشف يكى از اسرار نهان را درخواست كرد، اميرالمؤ منين عليه السلام او را به قبر يهودى راهنمائى فرمود.
سلمان به امر امام به قبرستان رفت و برزخ آن يهودى را كه محب اميرالمؤ منين بود با چشم بصيرت ديد و مشاهده كرد كه : در جايى بسيار دلگشا و خوب ، بر قصرى عالى نشسته است .
سلمان از او سئوال نمود كه : تو را كدام طاعت بدين مقام و منزلت رسانيده است با اينكه بر دين يهود بوده اى ؟
گفت : مرا از شرف اسلام بهره اى نبود، ولى اميرالمؤ منين على عليه السلام را دوست مى داشتم و همان محبت خالصانه ، در برزخ موجب اين مقامات شده است
📚رياض المحبين ص 133
📝از انچه بر دیگران گذشت، درست زیستن را بیاموزیم'
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
•
خاطره خواستگاری
ا سلام داستانی که براتون می گم سال ۸۴ اتفاق افتاده و برای دخترخالم خواستگار اومده بود و این بنده خدارو اصلا نذاشته بودن اماده شه که اقا اینو کارندارن کهههه خلاصه مامان من چای برد وسط مجلس برشگردوندن که مگه تو عروسی. اون بدبختم تند یه چادر انداختن سرش که چای ببر بعد چای گفتن برن عروس و داماد تو اتاق حرف بزنن این بنده خدام از هول به مامانم گفت باید چی بگم مامانم گفت بگو من دوست دارم همسرم صادق باشه بعد این همه سال داماد هنوز می خنده می گه اون شب من هر چی گفتم این فقط گفت صادق باش باهام😁 الانم کنار همن و دو تا دختر کوچولوی ناز دارن
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
•
اخوان ثالث تو بخشی از شعر قاصدکش میگه:
"برو آنجا که تو را منتظرند..."
ببین خیلی حرفش قشنگه!
اینکه زور بزنی تو دل کسی جا شی و التماس توجه و همراهیش رو بکنی، هیچ ثمری برات نداره؛ جز اینکه غرورت بشکنه، عزت نفست بیاد پایین و به خودت حس بدی داشته باشه.
پس لطفا تموم کن یک طرفههای زندگیتو...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
بنظرم این صحبت دکتر هلاکویی رو باید با طلا نوشت:
« من از آنچه که هستم و آنچه چه که دارم خجالت نمیکشم!
این خانواده ی منه، این هوش منه، این ماشین منه، این خونه منه!
من از هیچ چیز مربوط به خودم شرمنده و خجالت زده نیستم
از سنم، قدم، وزنم، پدرم و مادرم و.. خجالت نمیکشم؛
اینها واقعیت زندگی منه!
قراره من خوبِ خودم باشم نه اینکه خوب و بد بودنم رو با متر شما
اندازه بگیرم؛ من به این دنیا نیومدم تا تا با ملاک های دیگران زندگی کنم..🌱
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
•
تجربه ی اعتماد به آگهی های دیوار :
دوستان عزیزی که در سایت دیوار دنبال کار میگردید پشت اون تبلیغات و صدای فریبنده ممکنه نیت شومی باشه
اول اینکه هیچ کارخونه معتبری نمیاد تو دیوار اگهی استخدام انبوه بزنه
دوم اینکه اگر زد ادرس کارخونه برای کارگزینی رو حتما درج میکنه با شماره تماس عمومی و کد اپراتور مربوطه
سوم اینکه ۹۹ درصد اگهی ها با جای خواب وجود خارجی ندارند و بچه های شهرستانو میبرند خوابگاه گروگان میگیرند و اخاذی میکنند در نهایت هم ناپدید میشند
برای بانوان اوضاع وحشتناکتره و به عنوان مدل میبرند و...
البته ممکنه این افراد بیان و از طریق معرفی اقدام کنند پس اگر دامادتون دوست سربازیتون و غیره بهت یهو زنگ زد گفت بیا ایرانخودرو من کار واسه ت سراغ دارم اعتماد نکنید و اگر هم همجوره خیالتو راحت کرد ابدا تنها جایی نرید.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
بنظرم این صحبت دکتر هلاکویی رو باید با طلا نوشت: « من از آنچه که هستم و آنچه چه که دارم خجالت نمیکش
#پیام_ناشناس
سلام دوستان،روزتون بخیر🙏
من ۲۶و همسرم ۲۸ سالمونه، دومین سالی هست که عید خونه خودمون هستیم( قبلش چند سال عقد بودیم) و با خانواده همسرم و دایی های همسرم همه تو یه کوچه هستیم، خونه هامون کنار همه. عید سال قبل رو مسافرت بودیم و بخاطر این دایی همسرم سال رو آوردن تو خونه(نمیدونم رسم همهی شهر ها هست یا نه، ولی منظورم اینه که موقع سال تحویل با سینی قرآن و آب میان داخل و به اصطلاح سال رو میارن داخل)، امسال ما سال تحویل خونه هستیم و همسرم میگن که رسمشونه و باید دوباره دایی همسرم سال رو بیارن تو خونه(برای همهایشون میبرن الان چندین ساله) ، ولی خب من دوس دارم که مرد خونه ینی همسرم این کار رو انجام بدن و همیشه آرزوی این لحظات رو با همسرم داشتم به نظرم لزومی نداره که داییشون بخواد برای خونه ما هم اینکارو انجام بده، به همسرم که گفتم شدیدا برخورد کردن و عصبانی شدن و گفتن هرکسی سال اول آورد، تا آخر هم ایشون باید بیاره ، و من برخلاف باورم حتی استخاره هم گرفتم به اسم همسرم و بسیار خوب اومد،
میخواستم نظر شما رو هم بدونم🙏🙏 لطفا آقایون گروه هم نظر بدن 🙏 ببخشید طولانی شد
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
✨﷽✨
✅ #حکایتی زیبا و خواندنی
شکر نعمت
✍روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا می زند. اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازد
تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند!
کارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شود! بار دوم مهندس ۵۰دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می گذارد!! بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می کند. در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید!! این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمتها را برای ما می فرستد اما ما سپاسگزار نیستیم و لحظه ای با خود فکر نمیکنیم این نعمتها از کجا رسید!! اما وقتی که سنگ کوچکی بر سرمان می افتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند. به خداوند روی می آوریم!!
💥بنابراین هر زمان از پروردگارمان نعمتی به ما رسید لازم است که سپاسگزار باشیم قبل از اینکه سنگی بر سرمان بیفتد!!
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
🔴عمل عجیب و غیرمنتظره حضرت مسیح(ع) برای آموزش تواضع به علما
شهید مطهری: حضرت عیسی علیه السلام به حواریین گفت: «من خواهش و حاجتی دارم، اگر قول میدهید آن را برآورید بگویم».
حواریین گفتند: «هرچه امر کنی اطاعت میکنیم». عیسی از جا حرکت کرد و پاهای یکایک آنها را شست. حواریین در خود احساس ناراحتی میکردند، ولی چون قول داده بودند خواهش عیسی را بپذیرند تسلیم شدند و عیسی پای همه را شست.
همینکه کار به انجام رسید، حواریین گفتند: «تو معلم ما هستی، شایسته این بود که ما پای تو را میشستیم نه تو پای ما را».
عیسی فرمود: «این کار را کردم برای اینکه به شما بفهمانم که از همه مردم سزاوارتر به اینکه خدمت مردم را به عهده بگیرد «عالم» است.
این کار را کردم تا تواضع کرده باشم و شما درس تواضع را فرا گیرید و بعد از من که عهدهدار تعلیم و ارشاد مردم میشوید راه و روش خود را تواضع و خدمت خلق قرار دهید.
اساسا حکمت در زمینه تواضع رشد میکند نه در زمینه تکبر، همان گونه که گیاه در زمین نرم دشت میروید نه در زمین سخت کوهستان».
📚داستان راستان، ج۱، ص۲۳۴-۲۳۳
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.