eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
55.2هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹فوق العاده قشنگه👌 معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است.... یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت: آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت: بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت.... دانش آموز با پای لرزون رفت پای تخته و گفت: آقا من هشت سالمه علی هم هشت سالشه.... شب وقتی پدر علی میاد خونه با علی بازی میکنه اما پدر من شبها هر شب من و کتک میزنه.... چرا علی بعد از اینکه از مدرسه میره خونه میره تو کوچه بازی میکنه اما من بعد از مدرسه باید برم ترازومو بر دارم برم رو پل کار کنم.... محسن مثل من 8سالشه چرا از خونه محسن همیشه بوی برنج میاد اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم.... شایان مثل من 8سالشه چرا اون هر 3ماه یک بار کفش میخره و اما من 3سال یه کفش و میپوشم... حمید مثل من 8سالشه چرا همیشه بعد از مدرسه با مادرش میرن پارک اما من باید برم پاهای مادر مریضم و ماساژ بدم و... معلم اشکهاشو پاک کردو  رفت پای تخته و تخته رو پاک کردو نوشت... یک با یک برابر نیست...!!! تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🌳حكايت انسان بااصل و ریشه رانندۂ کامیونی در جنگلی، الوار درختان قطع‌شده بر پشت کامیون خویش بار کرده بود تا به سمت شهر حرکت کند. 🔸بعد از این‌که مسافتی را طی کرد به ناگاه در مسیر جادۂ جنگل هنگام پیچیدن از پیچ جاده، لبهٔ سپر کامیون به درختی در کنار جاده برخورد کرد و کامیون از توقف ایستاد و از این تصادف تکانی که به کامیون خورد، تمام الوار از درب عقب کامیون به بیرون پرتاب شدند. 🔸 رانندۂ کامیون که همراه پسرش در کامیون بودند بعد از آن اتفاق به پایین از کامیون آمدند و صحنه را دیدند. پدر گفت: پسرم! با دیدن این حادثه بیاموز که یک درخت صاحبِ ریشه توانست صد درخت بی‌ریشه را جابجا و واژگون کند. 🌸 همیشه سعی کن ریشهٔ خانوادگی و خداباوری خود را حفظ کنی که یک انسان صاحبِ ریشه می‌ارزد به صد انسان بی‌ریشه!!! و تکیه بر یک انسان صاحبِ ریشه تو را بسیار سودمندتر از تکیه بر صدها انسان بی‌ریشه است. یک انسان صاحبِ ریشه در برابر مشکلات مقاومت می‌کند. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک بار تابستون رفته بودیم مشهد اونجا که رسیدیم وسایل ها رو که جابه‌جا میکردیم دیدیم با خودمون اتو نیاوردیم حالا مونده بودیم چیکار کنیم بعد خواهرم با خودش یک شال آورده بود این هی چروک میشد آخرش وقتایی که میخواست بپوشه شب میذاشت زیر تشکی که روش میخوابید صبح که بیدار میشیدیم میدیدم چسبیده به موکت آخر دوسه نفری موکت رو بالا میکردیم تا شاله در بیاد ولی قشنگ این شاله صاف میشد خیلی خوب بود راه حلمون😅 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
من مامان دوتا پسربچه شیطونم که همیشه آتیش می سوزنن😂 خاطره بامزه سیزده بدر رو میخوام بگم. رفته بودیم بیرون ، مادرشوهرم به پسرکوچولوم که چهارسالش بود پول داد گفت با مامان یا عمه برو برای خودت و داداش هرچی دوست داری بخر اونم تشکر کرد و گفت باشه عمه اش گفت چی میخوای گفت بستنی خشک😳😂😂عمه اش اول فکر کرد اشتباه گفته چندبار دیگه هم پرسید ولی بازهم گفت بستنی خشک 🤣🤣🤣 اخه اونجا همه چیز داشتن به جز بستنی خشک حتی بستنی هم نداشتن😕😕 ایشونم قفلی زده بود روی بستنی خشک😂😁😁😁 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
کمی چاقاله بادام بهم رسیده بود گفتم به همسایه ها هم بدم برای هرکدام یکی یک کاسه کوچک دادم پسر شش ساله ام برد😊 همسایه ها هم هرکدوم خوراکی گذاشته بودن ظرف خالی برنگرده... امروز اومدم با بقیش خورشت چاقاله درست کنم دیدم نیست. پرس و جو کردم ، پسرم میگه همه رو دادم همسایه ها دوباره خوراکی بیارن برامون 😕😢😩🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
رفته بودم شیراز خونه دوستم اونم میخواست خونه تکونی کنه منم کمکش کردم اون کفی میکرد منم اب دستم بود بعد تموم شدن کار دوتا سطل رو یکی کردم فضولیم گل کرد که از بالکن آب بریزم پایین طبقه سه بودیم ولی عمدی نکردم نفهمیدم کسی اون زیره موقعی فهمیدم که داد پسره رفت هوا 😬 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام زهرا هستم اولین باره که میخوام سوتیم رو بفرستم یک روز خونه عمم بودیم با عموم اینا بعد من داشتم سفره رو میچیدم که زن عموم سیر ترشی آورد منم گفتم آخ جون بواسیر بعداز چند دقیقه که فهمیدم چی گفتم داشتم آب میشدم🥵🥵 بعد زن عموم گفت چی؟، گفتم آخ جون سیر ترشی خدار و شکر مامانم اومد وگرنه من میمردم از خجالت😓 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
راننده اسنپ زنگ زده میگه قربان درو بزنید غذاتون و بیارم بالا گفتم من غذا سفارش ندادم از طرف کیه؟ گفت والا نمیدونم یک آقایی که اسنپ گرفته تو توضیحات نوشته گیرنده دارای معلولیت جسمی و عقلیه لطفا براش ببرید بالا بعد فهمیدم بابام واسم فرستاده😂😂😬 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام🌺 چطورین 🌹 میخوام برای اولین بار یک خاطره تعریف کنم😉 یک بار موبایلم خراب شده بود . مامان و بابام رفتن تو موبایل فروشی منم بیرون ایستاده بودم حوصلم سر رفت رفتم داخل یه خانومی بود کپی مامانم رفتم پیشش نگاه دستش کردم دیدم یه گوشی مثل گوشی من تو دستشه با ذوق گفتم گوشی منه 😁 بعد که دقت کردم دیدم تصویر زمینش فرق داره سرمو آوردم بالا دیدم غریبه است از خجالت داشتم آب میشدم 🥴یعنی خیلی حس بدی بود😑 معذرت خواهی کردم😕 وباخنده ای الکی نگاه انداختم و مادرم رو پیدا کردم🤭 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک خاطره هم من بگم در مورد بحث از شیر گرفتن بچها من دختر اولم رو گول زدم گفتم : زیاد شیر خوردی شیرش تموم شد این بچه هم باور کرد😂😂😂 ولی بچه دوم و سوم نه به همین راحتی شیر رو ول نکردن دیگه مجبور شدم شیشه شیر رو قایم کنم یک روز من که خواب بودم رفتن پیدا کردن بیدار که شدم مثل عزرائیل بالا سرم بودن گفتن: پس این چیه هان؟؟ دیگه هیچی تا۴سالگی شیشه شیر دستشون بود دیگه یک روز تو شیرشون فلفل قرمز ریختم که ول کردن و ختم بخیر شد😂😂 قیافه بچه هام🥺😭طفلکی ما قیافه من😏😏بهتررررر قیافه بچه اولم😇😇من مظلومم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
💫 🦋 دو رفیق 🍃 دو رفیق در جنگل متوجه شدند که یک شیر به طرفشان می آید. یکی از آنها بلافاصله مشغول محکم کردن بند کفشهایش شد. دیگری از او پرسید: چه کار میکنی؟ تا بحال هیچ انسانی نتوانسته است، از شیر تند تر بدود... رفیق اولی پاسخ داد: برای اینکه جانم در امان باشد تنها کافی است که از تو تندتر بدوم... دوست مشمار آنکه در نعمت زند‌، لاف یاری و برادر خواندگی 🍃دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان حالی و درماندگی...🍃 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.