تجربه درمان اگزما :
سلام
من از بچگی اگزما داشتم و هنوزم دارم از فصل پاییز تا بهار درگیرش بودم میرفتم دکتر برام پماد های دست ساز مینوشت بعدش خوب میشدم ولی سال بعدش دوباره برمیگشت، تو بچگی روی پام پایین تر از انگشتای پام در می اومد ولی چند سالیه که روی دستم در میاد به صورت دایره های بزرگ و کوچیک که بهش اگزما سکه ای میگن تاول میزدن و میترکیدن و بعدش دستم پوست می انداخت بعضی ها بهم گفتن خاک ذغال با آب قاطی کنم و بعد که حالت خمیری شد بذارم روی دستم جواب داد ولی تاثیرش موقت بود بعضی ها هم گفتن حنا و شیر قاطی کنم که دستم رنگ نگیره و بذارم این روشم خوب بود یه حس خنک کنندگی برای خارش و سوزش اگزما داشت ولی این روشم موقت بود...بعدش یکی از آشناهامون بهم دوتا پماد و یه نرم کننده معرفی کرد و رفتم داروخونه گرفتمشون و شبا قبل از خواب دوتا پماد رو میزدم و در طول روز هم نرم کننده میزدم بعد از یک هفته استفاده پوست دستم صاف شده بود و دیگه خبری از اگزما نبود اسم پماد ها یکیش (بتامتازون ۱ درصد) یکی دیگش (مگاکورت) بود اسم نرم کننده هم (ثمین حاوی اوره) بود
امیدوارم که با راهنماییم مشکلتون حل بشه.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه پیشگیری و درمان سرما خوردگی:
من همیشه سرما میخوردم حتی توی تابستان و سوراخ دماغم همیشه بسته بود، عطسه هم که طبیعیه؛ راه های مختلفی رو امتحان کردم، چای و مایعات گرم و پوشیدن لباس زیاد و آنتی بیوتیک و .... اما این راه حل ها مشکل رو کامل حل نمیکرد.
بعد به پیشنهاد یکی از دوستان، روزانه از چای گیاه کاکوتی استفاده کردم (خیلی معمولی مثل چای دم میکنی و میخوری، میتونی با چای عادی هم قاطی کنی) از اون روز به بعد نه سرما رو خیلی حس میکنم و نه سرما میخوردم و سوراخ های دماغم همیشه بازه و حالم بهتره.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
از حاتم پرسیدند: بخشندهتر از خود دیدهای؟
گفت:آری! مردی که داراییاش تنها دو گوسفند بود. یکی را شب برایم ذبح کرد. از طعم جگرش تعریف کردم. صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد.
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم.
گفتند: پس تو بخشندهتری.
گفت: نه! چون او هرچه داشت به من داد، اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
فریدون شاه باستانی که بر ضحاک ستمگر پیروز شد و خود به جای او نشست؛ دستور داد خیمه بزرگ شاهی برای او در زمینی وسیع ساختند. پس از آنکه آن سراپرده زیبا و عالی تکمیل شد، به نقاشان دستور داد تا این را در اطراف آن خیمه با خط زیبا و درشت چنین بنویسند و رنگ آمیزی کنند: ای خردمند! با بدکاران به نیکی رفتار کن، تا به پیروی از تو راه نیکان را برگزینند.
فریدون گفت نقاشان چین را
که پیرامون خرگاهش بدوزند
بدان را نیک دار، ای مرد هشیار
که نیکان خود بزرگ و نیک روزند
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
زنی به حضور حضرت داوود آمد و گفت: ای پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟
داوود فرمود: خداوند عادلی است که هرگز ظلم نمیکند؛ سپس فرمود: مگر چه حادثهای برای تو رخ داده است که این سؤال را میکنی؟
زن گفت: من بیوهزن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگی میکنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچهای گذاشته بودم و به طرف بازار میبردم تا بفروشم و با پول آن غذای کودکانم را تهیه سازم. ناگهان پرندهای آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزی ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم.
هنوز سخن زن تمام نشده بود که در خانه داوود را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد. ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید.
حضرت داوود از آنها پرسید: علت این که شما دستهجمعی این مبلغ را به اینجا آوردهاید چیست؟
عرض کردند: ما سوار کشتی بودیم، طوفانی برخاست، کشتی آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم. ناگهان پرندهای دیدیم، پارچه سرخ بستهای به سوی ما انداخت، آن را گشودیم، در آن شال بافته دیدیم، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتی را محکم بستیم و کشتی بی خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آوردهایم تا هر که را بخواهی، به او صدقه بدهی.
حضرت داوود به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا برای تو هدیه میفرستد، ولی تو او را ظالم میخوانی؟
سپس هزار دینار را به آن زن داد و فرمود: این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاهتر از دیگران است.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه درمان یبوست :
من از بچگی مشکل دفع داشتم یبوست و تنبلی روده هم نداشتم ولی خیلی دیر به دیر میرفتم دستشویی مثلا سه چهار روز یکبار و خب من یه چیزی میگم شما یه چیزی میشنوید این تجربه واقعا بده شما همش احساس سنگینی میکنید شکمتون همیشه بزرگ و سفته و همیشه اضافه وزن دارید و چاقید و لاغری براتون خیلی سخته پوستتون کدره و همیشه جوش میزنید پتانسیل گرفتن هزار تا بیماری رو دارید وقتی روده هاتون همکاری نکنن ،من قرص و دارو های زیادی امتحان کردم محرک روده یا نرم کننده و مصرف سبزیجات ، کاهش کربوهیدرات ، مصرف زیاد آب ، انجیر ، آلو ، سنا ، ورزش ، ماساژ ، روغن کرچک ، زیتون ، آب لیمو ، شیر ، چیزای شیرین ، ترش ، میوه هیچی تاثیر نداشت کلا هر کسی باید همه چیز رو امتحان کنه وقتی این مشکل رو داره تا ببینه چی رو خودش جوابه برای من قهوه تنها چیزیه که اثر گذاره اونم در صورتی که هر روز نخورم همچنین رژیم فستینگ به همراه کالری شماری خیلی روی سبک شدن بدنتون تاثیر داره امیدوارم هیچکس این تجربه نیازش نشه چون واقعا خیلی اذیت کننده اس.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه رفع سفیدی مو در نوجوانی :
سلام میخواستم براتون از تجربه رفع سفیدی مو بگم من تقریبا یک سال پیش موهام به قدری سفید شده بود که نصف کلم و گرفته بود هرکاری هم بگی کردم امپول زدم دارو و... که هیچ کدوم جواب نداد و روز به روز بدتر میشد تا اینکه از طرف یکی از اشنا ها روشی و بهم گفت منم انجام دادم و واقعا الان موهای سفیدم 5 تا به زور میشه
خب اول یکم روغن سیاه دانه رو قبل از حموم(نیم یا یک ساعت قبل حموم)روی سر ماساژ بدین تمام قسمت های سر بعدش خوب که سرتون چرب شد برین حموم و سرتون و بشورین(هر روز همین کارو کنین)و کاره دیگه ای که انجام دادم از شامپو سبغ مخصوص رفع سفیدی مو استفاده کردم(شامپو های سبغ چون انواع مختلفی داره حتما از رفع سفیدی مو استفاده کنین چون بقیه اثر نداره)شامپو سبغ رو هم 15دقیقه میذاشتم روی سرم باشه و بعد میشستم همین... چون مشکل من هورمونی بود زود نتیجه گرفتم تو دو هفته تغییر رو دیدم.فقط صبر و حوصله و منظم بودن رو رعایت کنین حتما نتیجه میگیرین).
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
نادر شاه کبیر در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت: پادشاه فرق من با وزیرت چیست؟ من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او در ناز و نعمت زندگی میکند و از روزگارش لذت میبرد.
نادر شاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند. هر دو آمدند. نادر شاه گفت: در گوشه باغ گربهای زایمان کرده بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده.
هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و گزارش خودرا اعلام نمودند.
ابتدا باغبان گفت: پادشاها من آن گربهها را دیدم سه بچه گربه زیبا زایمان کرده.
سپس نوبت به وزیر رسید. وی برگهای باز کرد و از روی نوشتههایش شروع به خواندن کرد: پادشاها من به دستور شما به ضلع جنوب غربی باغ رفتم و در زیر درخت توت آن گربه سفید را دیدم، او سه بچه به دنیا آورده که دوتای آنها نر و یکی ماده است؛ نرها یکی سفید و دیگری سیاه و سفید است. بچه گربه ماده، خاکستری رنگ است. حدوداً یکماهه هستند. من بصورت مخفی مادر را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم آشپز هر روز اضافه غذاها را به مادر گربهها میدهد و اینگونه بچه گربهها از شیر مادرشان تغذیه میکنند. همچنین چشم چپ بچه گربه ماده عفونت نموده که ممکن است برایش مشکلساز شود.
نادر شاه رو به باغبان کرد و گفت این است که تو باغبان شدهای و ایشان وزیر.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه از بین بردن جوش :
بچها یه چیزی که ازتون خواااهش میکنم فقط بگم
اگر هنوز سنی ندارید لطفا لطفااا وارد چرخه روتین پوستی نشید
من این اشتباهو کردم
تا فقط بعد چندین میلیون خرج و دکتر و ...
به سه چیز رسیدم
شوینده خوب. ابرسان خوب. ضدافتاب خوب.
در کنار اینها اگر از کرم پودر استفاده میکنید یه تونر خوب هم استفاده کنید
درگیر برندای اوردینری و دنبال ضد لک آنوا و دور چشم فلان چیزو ضد جوش اکسیس وای و ... نباشید
بچها وقتی یه شوینده خوب ندارید سِرُمای چند میلیونی هم جواب نیست برای پوست شما
خواهش میکنم برای صورت هایی که مستعد جوشه انقدررر خودشو درگیر اسکراب و لایه بردار و ضد جوش های عجیب غریب نکنه
بابا اجازه بده به اون پوست
بذار سد دفاعی پوست خودشو پیدا کنه یه دقیقه
اول فقط توجهتون به شوینده خوب باشه
هر روز صبح وقتی بیدار میشید و شب قبل خواب صورت رو بشورید
چیز دیگه حتماااااااااااا رو بالشتی ها تند تند عوض شه
باورتون نمیشه بعد چقدر ضرر فهمیدم ماسکای خونگی مثل ماسک عسل و قهوه. ماسک ماست و خیار... چقدر بیشتر سرم ها برای جون بخشی به پوستتون پاسخگوعه
یه چیز دیگه بگم
ازش غافل نشید
بچها کاسه که حاوی آب و یخه صورتتون و چند ثانیه قرار بدید و در بیارید
هفته ای چند بار (سه الی چهار)
کوچیک شدن منافذ و کم شدن جوشاتون رو با چشم میبینید
مرسی که خوندید
عمل کنید مطمئن باشید پوستتون قطعا بهتر میشه عزیزای دلم❤️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ی برنامه ریزی کردن :
اگه افسرده هستین یا تو حالت یخ زده اید (منظورم زمانیه که کلی کار دارید ولی نمی تونید از تختتون بیاید پایین و مدام توی گوشی هستین) اول اینکه با قانون ۵ ثانیه سعی کنید از جاتون بلند شید(۵ ثانیه به خودتون زمان بدین برای بلند شدن) اگه واقعا میخواید زندگیتون و تغییر بدین قانون ۵ ثانیه میتونه کمکتون کنه ولی اگه واقعا اراده و هدفی ندارید هیچ قانونی شمارو از جاتون بلند نمیکنه
دفتر برنامه ریزی داشته باشید و برای کاراتون زمان مشخص کنید حتما
اینجوری هم به درستون میرسید هم به تفریحاتتون
اینکه بخواین بخاطر یه تفریح از کارای مهمتون عقب بیفتین یا اینکه فکر میکنید بخاطر درس داشتن نمیتونید کتاب بخونین یا بیرون برین فکر اشتباهیه
اصلا هم نیازی نیست ۶ صبح بیدار بشین ۸ و نیم یا ۹ صبح بیدار میشین و تا عصر میتونین علاوه بر استراحتای یک ربعه ۷ یا ۸ ساعت درس بخونین
اگه شب درس خوندن براتون سخت نیست هم حتما ازش استفاده کنید
هیچ کاری نشد نداره فقط باید گوشیو از خودمون دور کنیم و برنامه ریزی کنیم.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
به سلیمان پیامبر گفتند: آب حیات در اختیار توست میخواهی بنوش. سلیمان با بوتیمار در این باب مشورت کرد و بوتیمار عرض کرد: اگر فرزندان و دوستان هم از این آب بهرهای داشته باشند چه بهتر، وگرنه چه ثمر دارد این زندگی که هر چهار روزی فراق و مرگ یکی از عزیزان را دیدن؟
بگو به خضر که از عمر جاودانه تو را
چه حاصل است بجز مرگ دوستان دیدن
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
بزرگمهر وزیر دانای انوشیروان هرروز صبح زود خدمت انوشیروان میرفت و پس از ادای احترام رو در روی انوشیروان میگفت: سحر خیز باش تا کامروا گردی.
شبی انوشیروان به سرداران نظامیاش دستور داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر منتظر بمانند. چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید لباسهایش از تنش در بیاورند و از هر طرف به او حمله کنند تا راه فراری برای او باقی نماند.
صبح روز فردا وقایع طبق خواسته انوشیروان اتفاق افتاد. بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. چون صلاح ندید برهنه به درگاه انوشیروان برود، به خانه بازگشت و دوباره لباس پوشید. آن روز دیرتر به خدمت پادشاه رسید.
پادشاه خندید و گفت: مگر هر روز نمیگفتی سحر خیز باش تا کامروا باشی؟
بزرگمهر گفت: دزدان امروز کامروا شدند، زیرا آنها زودتر از من بیدار شده بودند. اگر من زودتر از آنها بیدار میشدم و به درگاه پادشاه میآمدم، من کامرواتر بودم.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.