eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
55.2هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
حدود 25 سال پیش، مامان عزیزم یه چرخ گوشت خریده بود آقا این چرخ گوشت به هیچ صراطی مستقیم نبود و کلا یادش رفته بود کارش چی هست و اصلا گوشت ها رو چرخ نمی کرد فقط مشخص بود فشار زیاد روی موتورش هست خلاصه یه روز پدر گرامی و مامانم به سختی مشغول چرخ کردن گوشت ها بودن بابام عصبانی شد که این چه چرخ گوشتی هست و...یه لگد جانانه نثار چرخ گوشت جان کردن مامانم هر تیکه ی این چرخ گوشت رو جمع کرد و سرهم کرد و دوباره روشنش کرد در کمال ناباوری این بی نوا از چرخ گوشتای قصابی هم بهتر کار می کرد احتمالا یه قطعه سر جاش نبوده که با نوش جان کردن لگد درست شده، الان بعد این همه سال هنوز هم مثل ساعت کار می کنه بعد از این ماجرا خیلی به پدر اصرار کردیم که تعمیر لوازم منزل بزنن قبول نکرد😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام، یک بار اومدم ساندویچ مرغ درست کنم مرغ رو گذاشتم داخل زودپز که سریع پخته بشه، اومدم نشستم روی مبل و پیس پیس زود پز رو نگاه می کردم از روی مبل گفتم ده دقیقه دیگه خاموش می کنم که دیدم یه چیزی رو میز خودنمایی میکنه😳خوب که نگاه کردم دقت کردم دیدم بله مرغ روی میز هست و فقط آب و پیاز توی زودپز بوده، خانم مرغه روی میز نشسته بود برای خودش به من هرهر و کرکر می خندیده 😩😁🤣هیچی دیگه خدا این جوری آدم رو جلوی مرغ خجالت زده نکنه😁 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دایی من از دوران مجردی میگفت دختر دار بشم اسمش رکسانا پسر، پویا، تا اینکه ازدواج کرد و یه دختر ناز تو راهی داشتن خانمش می گفت باران داییم رکسانا😂 همه ما هم طرف زندایی که راست میگه و... داییم می گفت کسی که شناسنامه میگیره من هستم، خلاصه بچه‌اش به دنیا اومد و اسمش رو گذاشتن باران گفتم دایی چی شد؟ تو که گفتی نمیذارم😂گفت نصفه شب بچه به دنیا اومد من صبح از خواب بیدار شدم دیدم همه‌تون استوری گذاشتید باران جان خوش اومدی چاره دیگه ای داشتم مگه؟😆 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دقیق یادم نیست چند سالم بود ظرف شویی تازه مد شده بود داخل هر خونه ای پیدا نمیشد یه روز مامانم خونه نبود کلی ظرف نشسته بود من هم گفتم یه کمکی کنم تا مامانم نیومده ظرف‌ها رو بشورم  ظرف‌ها رو انداختم لباس شویی بعد در لباس شویی بستم دکمه شستن رو زدم اول لباس شویی کار نکرد بعدش با زور کار می کرد بعد مامانم اومد گفت ظرف‌ها کجا هست من با کلی افتخار گفتم انداختم لباس شویی بشوره مامان بدو بدو رفت سمت لباس شویی وخاموش کرد کل ظرف‌ها شکسته بود ولباس شویی هم خراب شد مامانم داشت فقط گریه میکرد باخودم فکر می کردم ظرف شویی مثل لباس شویی هست، بیچاره مامان بابام رو به چه خرج های انداختم. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دخترم یک ساله بود👶 دیده بود که باباش کف پای خودش رو پماد می ماله ولی دیگه نفهمیده بود کم میکشه و بعدش دمپایی می پوشه دیدم در قوطی کرم بازه و اونم جفت پاهاش رو کرده تو کرم و با همون پاها داره رو قالی تاتی تاتی می کنه☺️ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
نوجوون که بودم وقتی سرما می خوردم 🤧🤒برا خودم آش بار می ذاشتم یه آشی بود آش چل(چهل) پیاز🧅.همون آش برنجی بود فقط داخلش پیاز درسته می انداختیم که آب پز بشه، این قسمتش رو که می خوام بگم من یادم نیست ولی خواهرزاده ام قسم می خوره میگه پیاز ها رو می شمردی دقیق چهل تا کوچولو می ریختی تو آش🫕 حالا چهل تا پیاز ریختن هیچی چه جوری تنهایی می خوردمشون 😄 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تصادف کرده بودم، پام شکسته بود، توی پام پلاتین گذاشته بودن، دورچشمم کبود وسیاه بود... مادرشوهرم که از اقوام دور بودن اومده بودن برای عیادت. منو پسند کردن و چندماه بعد اومدن خواستگاری؛ ومن درشرایطی که هنوز درست راه نمی‌رفتم و می‌لنگیدم عقد کردم😐😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یه دخترخانومی رو میخواستم، بابام ناراضی بود. پنج سال صبر کردم، نیومد بریم خواستگاری؛ خودم تنهایی رفتم. مامان عروس گفت ۱۱۴ تا سکه. گفتم نخیر ۱۴ تا! قبول کردید کردید؛ نکردید من میرم صدبار دیگه میام پاشنه‌ی درتونو از جا میکنم😐😂 خلاصه دخترشونو گرفتم. الانم سه تا بچه داریم😁 امین-آرمین-رامین تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
من ی خواستگار داشتم اول گفتن پسر 19 سالشه وقتی میخواستیم بریم تو اتاق صحبت کنیم، روش نمیشد تنها بیاد، مامانش و مامانمم اومدن ک آقا روش باز بشه و یخش آب شه بعد ک پرسیدم، فهمیدم 18 سالشه و ازم کوچیکتره 😕 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه تلخ من : سلام من فقط ۱۶ سالم بود که بخاطر بدهی و چک برگشتی پدرم با آقایی میان سال ازدواج کردم ، از همون اول من از این آقا خوشم نمیومد و همش ساز مخالف میزدم تا اینکه یک روز بهم گفت که من خودم تورو دوست داشتم و قصدم ازدواج بود و بعد از گذشت یکی دوسال همه چیز درست شد و الانم خداروشکر یه زندگی خوبی داریم علت اینکه نوشتم تجربه تلخ من این بود که کلا ازدواج توی سن پایین زیاد درست نیست ولی خب تقدیر این بود که ما اینطوری بهم برسیم و این چیزا همش بهونه بود و یجورایی کمکای همسرم توی گذشته به پدرم برای پرداخت بدهیاش باعث این ازدواج شد مرسی که خوندید ببخشید زیاد شد❤️ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه : سلام من هم می‌خوام تجربه ازدواج ناموفقم رو بگم من اوایل که خانوادش اصرار کردن برا خواستگاری من و خانوادم مخالف بودیم و چون یه بار نامزد طلاق داده بود و اختلاف سنی زیاد بود من خودم به شخصه مخالف بودم خاله هام خیلی اصرار کردن و همش زنگ میزدن تا اینکه آخرش گفتم بریم مشاوره ببینیم اون چی میگه رفتیم پیش مشاور و بعداز چند جلسه و تست شخصیتی که از هر دومون گرفت گفت که یه ماهی تلفنی با پیام سوالات رو از هم بپرسین تا ببینین که چقدر تفاهم دارین ما یه ماهی با پیام حرف زدیم و من هرچی میگفتم اونم می‌گفت منم همینطورم پس باهم تفاهم داریم منم خام حرفاش شدم و شهریور پارسال عقد کردیم و من دوماه بعد عقد فهمیدم که همه حرفا و وعده وعید هایی که داده بود همش دروغ بود وخیلی هم بددهن هست الان هم می‌خوام ازش جدا شم خواستم بگم که بقیه شناختشون رو از طرف مقابل بیشتر کنن و زود حرفاشون رو باور نکنند تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه : سلام من 14 ساله ازدواج کردم همسرم طلبه هست هیچ چی نداشت حتی پول خریدن یه دسته گل برای مراسم عقد توجیبش نبودمن با قناعت زندگی کردم همیشه شاکر بودم وهستم زندگی که همش پول نیست اخلاق ومحبت وسازش باعث میشه زندگی به کام باشه سه تا فرزند داریم ای کاش همه جوون ها به خاطر خودشون زندگی کنن نه به خاطر دیگران وسلام. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.