eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
55.2هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام من میخوام تجربه ازدواجم از روی کتابهای انگیزشی بگم رفته بودم مسافرت پیش خالم که یک کتاب انگیزشی بهم داد که نوشته بود به هرچی میخواین برسین آرزوهاتون و بنویسین و هی تکرار کنین و اینا منم چون سنم زیاد شده بود و ازدواج نکرده بودم شروع کردم به گفتن خصوصیاتی که دلم میخواست همسرم داشته باشه دندانپزشک باشه و... خلاصه هر چی هر چی هرچی دلم میخواست گفتم و شاید باور نکنید خدا همه ی همه ی همه ی اونها رو به من داد ولی چیزای دیگه ای هم بهم داد که فکرش و نکرده بودم و من یکی از بدبخت ترین زنهای ایران هستم شاید اگر به خدا میگفتم خدایا هر چی خودت صلاح میدونی همون و بهم بده الان خوشبخت شده بودم چون خداوند در یک حدیث قدسی فرموده ای بندگانم به من چیزی یاد ندید و من این حدیث و تازه خوندم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
ما اصلاً برای خواستگاری نرفته بودیم، یه مهمونی معمولی خانوادگی بود. چند تا خانواده دعوت بودن، از جمله یه خونواده‌ی ساکت و آروم که زیاد هم نمی‌شناختیمشون. همه نشسته بودن، حرف می‌زدن، منم طبق معمول آشپزخونه بودم، گفتم بذار یه چیز ساده ولی دل‌چسب درست کنم. نون فطیر خونگی پختم با کیک یزدی تازه. نه برای اینکه خودی نشون بدم، نه… فقط چون دوست داشتم بوی نون تو خونه بپیچه. وقتی نون‌ها رو گذاشتم وسط، مادر یکی از مهمونا گفت: "این نونو شما پختی؟" گفتم: "آره، دست‌گرمی بود." با همون لبخند خاصِ مادرای حسابگر، یه نگاه به پسرش کرد، یه نگاه به من، گفت: "آدم اگه دست‌پخت داشته باشه، دل آدمم خوب نگه می‌داره." چند روز گذشت. مامانم اومد گفت: "یادتِ اون خانومه که از نونت تعریف کرد؟ زنگ زده گفته می‌تونیم یه بار دیگه همدیگه رو ببینیم، این‌بار یه‌کم جدی‌تر!" همون شب شوخی‌طور گفتم: "ببین کار به کجا رسیده… با نون فطیر مردم میان خواستگاری!" تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه ازدواج موفق : سلام خسته نباشید.خوشحالم با کانالتون آشنا شدم منم خواستم از تجربم بگم من24سالم دوتا دختر دارم.خیلی همسرم دوسدارم طوری که صبح بلند میشم از خواب دعا میکنم اخلاقش خوب باشع و روز خوبی رو بگذرونیم.مادرش اذیت میکنه ولی خداروشکر نزدیک هم نیستیم .کلا نه طرف من هست نه مادرش میگه خودتون باهم درس کنید😃.منم سعی میکنم زیاد کاریش نداشته باشم.خواهر شوهرم سال دوم هست ولی رابطه خوبی باهم داریم.به حدی که مثل خواهر برام اونم همچنین حسی به من دارع ومنو اجی صدا میکن توصیه من این زیاد به مادر شوهر ها فکر نکنید و یه جوری کنار بیاید و به زندگی خودتون برسید.مهم همسر نه مادر همسر.ببخشیدطولانی شد برای همتون عشقی پایدار آرزو میکنم. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
---- گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ اما حواسمون باشه...هر تجربه‌ای فقط یه نگاهه، نه نسخه‌ی قطعی برای زندگی! --- 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو تا اینجا با همه قسمت کنیم 👇 👈 منتظریم! @AaRr46 ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه ترک اعتیاد : سلام من یه مرد ۳۵ ساله ام کلی سال از عمرم پای دود و خماری رفت اوایل فکر میکردم واسه حال خوبه واسه فرار از درد خوبه ولی نمیدونستم خودم دارم درد میشم کم کم همه چی از دست رفت ،زنم رفت، آینه ازم میترسید یه شب افتاده بودم توی خرابه دورم موش بود تن و بدنم میلرزید چشمام تار میدید اون شب انقدر حالم بد بود که فکر کردم همه چی تمومه همون شب روز بعدش که دیدم اون شب آخریش نبوده با خودم گفتم این آخرشه یا باید تمومش کنم یا تموم میشم ترک کردم ،با گریه با درد با لرز با فحش با دندون روی جیگر روزای اول میمردم و زنده میشدم ولی هر روز یه قدم دورتر شدم از اون جهنم ،الان چند ساله پاکم نه این که همه چی گل و بلبله ولی دیگه خودمو گم نمیکنم دیگه صبحا از خودم بدم نمیاد دیگه میتونم با افتخار بگم من ترک کردم و واسش جنگیدم کسایی که ترک کردن میدونن چه راه سختی رو پشت سر گذاشتم ترک کردن سخته ولی نشد نداره ،اگه تصمیمت جدی باشه میشه اول از همه باید بخوای ،نه الکی ،واقعی از ته دل،تا نخوای هیچی شروع نمیشه دوم باید دور خودت خط بکشی با اون رفیقایی که باهاشون میزدی قطع ارتباط کنی ،مهم نیست چند ساله باهاشن اونا اگه بخوانت باهات ترک میکنن و نمیکشن سوم باید بری کمک بگیری ،از کمپ از مشاور از یه آدم پاک ،خودت تنهایی نمیتونی این جنگ سرباز میخواد چهارم باید درد رو قبول کنی ،ترک درد داره بدن درد ، روان درد ، ولی گذراست ، میگذره پنجم باید یه جایگزین پیدا کنی مثل ورزشی ،کار دستی ای چیزی حتی یه پیاده‌ روی معمولی،بدن باید تخلیه بشه ،فکر باید مشغول بشه ششم باید به خودت جایزه بدی یه روز پاکی ، یه چای داغ با بیسکویت یه دوش آب گرم،یه وعده غذای مورد علاقت همین چیزای کوچیک انگیزه میدن هفتم با خدا حرف بزن ،با خودت حرف بزن تو این راه فقط خودتی و خدای خودت اگه باورش کنی قوی‌تر میشی و هشتم اگه افتادی دوباره برگرد نترس همه زمین میخورن ولی مهم اونیه که پا میشه. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تجربه دودل شدن بعد از ازدواج : سلام من چهارسال پیش به طور سنتی (خیلی راضی ام از سبک زندگیم و باهاش مشکلی ندارم) با یکی از اقوام خیلی دور ازدواج کردم و اومدم یه شهر دیگه همه چیز خوبه همه خوبن مهربونن ولی من پشیمون شدم حس میکنم دیگه طاقت دوری ندارم ، نه که وابسته باشم ، اصلا وابسته نبودم به خانوادم فکر همه چیزم کرده بودم ولی واقعا تجربه نداشتم و این حجم از دلتنگی رو واقعا نمیدونستم فقط میخوام برگردم شهر خودم ، به علاوه اینکه همسرم و اقوامش هم اصالتش به همون شهر برمیگرده ولی خب هروقت مطرح کردم گارد گرفته نمیدونم چیکار کنم تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه داشتن رابطه درست مادرشوهر و عروس : «پارت اول» سلام علیکم من قبل از اینکه مادرشوهر بشم از کسی که چندین عروس داشت و یکی پس از یکی حدود ده سال خانه اش می نشستند و خانه دار می شدند و بعد بعدی می آمد خانه اش می نشست پرسیدم چه می کنی که عروس ها با شما خوبند ؟ گفت اول اینکه توقع ندارم ،دوم اینکه کاری به کاری شان ندارم ، منم برای تنها عروسم که زیرزمین منزلمان می نشیند همین کار را کردم ، اصلا کاری به کارش ندارم ،کجا رفت ؟ چرا رفت ؟به عنوان عروس قبولش کردم نه دختر ، توقع عروس بودن ازش دارم نه بیشتر ، غذای بو دار درست می کنم می برم در می زنم می دهم می آیم بالا ، «ادامه در پارت دوم» تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه داشتن رابطه درست مادرشوهر و عروس : «پارت دوم(آخر)» خدارو شکر هم من از عروسم راضیم و هم اون از ما ، الان هم یک نوه خیلی شیرین داریم ، خدارو شکر عروسم خودش هر روز به همراه نوه میاد بالا دو ساعتی می نشیند و ما از داشتن نوه مون لذت می بریم ، کار هم داره بچه را می فرسته بالا چند ساعتی نگهش می داریم تا کارهایش را بکنه ، هیچ وقت بدون دعوت پایین نرفتم ، ولی به عروسم گفتم شما هر وقت خواستی بیا بالا خانه خودته. الحمدلله رب العالمین بابت داشتن عروس نجیب و قدردان تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تجربه داشتن عروس نااهل : سلام وقت بخیر تجربه عروس بد خانمی که گفتی دلت نمیخاد با دیدن زنداداشات پسرات رو دوماد کنی منم دقیقا همینطورم عروسمون با پدر و مادرم لج افتاده و قهر کرده رفته خونه باباش،میگه :خونه ی نیمه کارمو بسازین برگردم،پدرم یه کارگر ساده و مریضه در سن۶۰سالگی آخه چطور از پس خواسته های مالی شما بربیاد.. بچه ی نه ماهشو به ما نشون نمیده و میگه اگه براتون مهم هستیم حمایت مالی کنید مارو. دلم برا بچه برادرم یه ذره شده، موهام سفید شده،تمام دهانم آفت عصبی زده، متاسفم برای امثال زنداداشم و پدر و مادری که اینا رو تربیت کردن خصوصا مادرررر تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.