eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
55.7هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏تجربه ی شغل نگهداری از سالمند : سلام وقت تون بخیر میخوام تجربه شغل نگهداری از سالمند رو براتون بنویسم. حدود دو ساله که تو این شغل کار می‌کنم. کار سختیه و پر از استرس هستش. خونه کسی زندگی می‌کنی که همه چیز رو به تو سپرده ولی دائم بالای سرت هست که چه کار می‌کنی و چه کار نمی‌کنی. حتی لقمه غذا رو هم انگار می‌شمارند و به بچه‌هاشون میگن چی خوردی چقدر خوردی..(تو این چند وقته پنج کیلو لاغر شدم)... البته این درحالی‌که کار شبانه‌روزی هست و هزینه غذا و جای خواب از حقوقت کم کردند و برای حضور شبانه روزی بهم یازده تومن میدن. نمی‌تونی کتاب بخونی، نمی تونی گوشی دست بگیری، نمی‌تونی در طول روز درست استراحت کنی مخصوصا اگر سالمند واکری باشه، چون وقت استراحت تو زمانی هست که بخواد خونه رو چک کنی و تو باید حواست باشه که زمین نخوره... هم منت سرت میذاره استراحت کردی و هم اضطراب داشتی که چیزی نشه. حتی خستگی شش هفت ساعت سرپا بودن از تنت بیرون نمیره و باید بلند شی شام درست کنی و به نظافت برسی و خرابکاری‌هایی که کرده رو جمع کنی. من اگر صد تومن داشتم و می‌تونستم جایی رو اجاره کنم تو این شغل نمی‌موندم دست پختم خوبه با پختن غذای خونگی زندگیم رو می‌چرخوندم. اما این مدت بدهی زیاد داشتم و نشده پس‌انداز کنم از طرفی پدرم ورشکست شده تمام سعیم این هست که کسی از اقوام و حتی خانوادم متوجه نشه که کارم چیه. چون بفهمند حرف و حدیث پشت خانوادم زیاد میشه. برام دعا کنید بتونم سالم زندگی کنم و از پس مشکلات بربیام. از این که وقت تون رو برای مطالعه نوشته‌ام گذاشتيد ممنونم . تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
لازم نیست همه چیز را بدانیم! روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم. استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که ۱۰ سوال از تاریخ کشور‌ها خواهد داد. اما دکتر بنی احمد فقط ۱ سئوال داد و رفت! و آن سوال این بود: “مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟” از هر که پرسیدم نمیدانست. تقلب آزاد بود، اما براستی کسی نمیدانست. همه ۲ ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر؛ از شمشیرزنیش، از آشپزی برای سربازان، از برپا کردن خیمه‌ها در جنگ، از عبادتهایش و … استاد بعد ۲ ساعت آمد و ورقه‌ها را جمع کرد و رفت. ۱۴ تیر ۱۳۵۴ برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم. در تابلو مقابل اسامی همه با خط درشت نوشته شده بود مردود! برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم. استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد؟ همه گفتیم آری! گفت خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟! پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده، پاسخ صحیح “نمیدانم” بود. همه ۵ صفحه نوشته بودید، اما کسی شهامت نداشت بنویسد “نمیدانم”! ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد… استاد داستان ما با تجربه‌ای که کسب کرده بود به دانشجویان خود آموخت که شهامت اینکه بگویند نمی‌دانیم را داد؛ چیزی که اغلب افراد از آن ترس و واهمه دارند و گویی اینکه اگر بگویند نمی‌دانم، انگار که به خود بی احترامی کرده‌اند! پس هر موقع چیزی را نمی‌دانیم به راحتی بگوییم که نمی‌دانیم! تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🍓🔥نامه‌ی‌ من‌ به‌تو 🙂 به هیچکس نگو چه برنامه ای تو ذهنته ، تا اینکه انجامش بدی ! به هیچکس نگو هدفت چیه ؛ تا اینکه مسیرشو کامل پیدا کنی . به هیچکس نگو داری برای چی تلاش میکنی ؛ تا اینکه به مقصد برسی . به هیچکس نگو برای زندگی ات چه برنامه داری تا اینکه توی اون جایگاه قرار بگیری . بدبینی و انرژی منفی دیگران قاتل آرزوهاست دوستِ من تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🌹فوق العاده قشنگه👌 معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است.... یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت: آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت: بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت.... دانش آموز با پای لرزون رفت پای تخته و گفت: آقا من هشت سالمه علی هم هشت سالشه.... شب وقتی پدر علی میاد خونه با علی بازی میکنه اما پدر من شبها هر شب من و کتک میزنه.... چرا علی بعد از اینکه از مدرسه میره خونه میره تو کوچه بازی میکنه اما من بعد از مدرسه باید برم ترازومو بر دارم برم رو پل کار کنم.... محسن مثل من 8سالشه چرا از خونه محسن همیشه بوی برنج میاد اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم.... شایان مثل من 8سالشه چرا اون هر 3ماه یک بار کفش میخره و اما من 3سال یه کفش و میپوشم... حمید مثل من 8سالشه چرا همیشه بعد از مدرسه با مادرش میرن پارک اما من باید برم پاهای مادر مریضم و ماساژ بدم و... معلم اشکهاشو پاک کردو  رفت پای تخته و تخته رو پاک کردو نوشت... یک با یک برابر نیست...!!! 📜کانال حکایت های زیبا و آموزنده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
✍️ کار هر اندازه سخت باشد، حساب‌وکتاب آن آسان‌تر است 🔹وکیل سلطان امر کرد در شهر جار زنند و برای دربار سلطان دعوت به خدمت نمایند. 🔸دو برادر در مغازۀ کوچکی در شهر جواهرسازی می‌کردند که شنیدند سلطان جواهرساز هم نیاز دارد. پس به دربار رفتند و ثبت‌‌نام نمودند. 🔹برادر بزرگ‌‌تر که پخته‌‌تر بود به اسم هیزم‌‌شکن ثبت‌نام کرد و برادر کوچک به نام جواهرساز شغل خود در دربار ثبت نمود. 🔸برادر کوچک‌تر بر بزرگ‌تر خرده گرفت که چرا وقتی تو را هنری نفیس است در شغلی ثبت‌نام کردی که سنگین است و برای بی‌هنران است؟ 🔹برادر بزرگ‌تر گفت: صبر کن تا علت را بدانی! 🔸هیزم‌شکن هر روز صبح تا شب به جنگل می‌رفت و برای دربار و مطبخ آن هیزم جمع می‌کرد ولی برادر کوچک در حجرۀ خود در دربار سلطان از بیکاری مشغول استراحت و خوش‌گذرانی بود. 🔹یک سال به این منوال گذشت. روزی سلطان را نگین انگشترش افتاد. آن را به وکیل داد تا به جواهرساز قصر برای جاانداختن و محکم‌کردن نگین بدهد. 🔸برادر جواهرساز بعد از یک سال کاری یافت آن هم برای یک ساعت! ولی در همین یک ساعت بود که یک ضربه نسبتا سنگین چکش به دیوارۀ انگشتر باعث شکسته‌شدن نگین پادشاهی شد و همان بود که سر برادر زیر تیغ شمشیر جلاد دربار برد. 🔹هرچه تلاش کردند واسطه شوند شاه وساطت کسی را نپذیرفت. 🔸قبل از مرگ برادر هیزم‌شکن بر بالین برادر جواهرساز رفت و گفت: حال دانستی که چرا من هیزم‌شکنی را انتخاب کردم؟! چون کار هر اندازه سنگین و سخت باشد، حساب‌وکتاب آن راحت و خطای آن سبک و بخشودنی است. 🔹برعکس کاری که هر اندازه سبک و به مفت‌خوری نزدیک‌تر باشد خطای آن بزرگ و مجازات آن سنگین است. 🔸بدان روزهایی که تو در دربار در حال استراحت بودی، روزهای استراحت تو قبل از مرگت بود و روزهایی که من هیزم می‌شکستم روزهای قبل از زندگی من بودند. 📝از انچه بر دیگران گذشت‌‌، درست زیستن را بیاموزیم' 📜 کانال حکایت های زیبا و آموزنده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔴 هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست ... پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را می‌طلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست.» پادشاه از شنیدن این حرف ناراحت‌تر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند ... روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیله‌ای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر می‌اندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایده‌ای داشته؟» وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.» 📜کانال حکایت های زیبا و آموزنده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
💫 🦋 دو رفیق 🍃 دو رفیق در جنگل متوجه شدند که یک شیر به طرفشان می آید. یکی از آنها بلافاصله مشغول محکم کردن بند کفشهایش شد. دیگری از او پرسید: چه کار میکنی؟ تا بحال هیچ انسانی نتوانسته است، از شیر تند تر بدود... رفیق اولی پاسخ داد: برای اینکه جانم در امان باشد تنها کافی است که از تو تندتر بدوم... دوست مشمار آنکه در نعمت زند‌، لاف یاری و برادر خواندگی 🍃دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان حالی و درماندگی...🍃 📜کانال حکایت های زیبا و آموزنده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🌳حكايت انسان بااصل و ریشه رانندۂ کامیونی در جنگلی، الوار درختان قطع‌شده بر پشت کامیون خویش بار کرده بود تا به سمت شهر حرکت کند. 🔸بعد از این‌که مسافتی را طی کرد به ناگاه در مسیر جادۂ جنگل هنگام پیچیدن از پیچ جاده، لبهٔ سپر کامیون به درختی در کنار جاده برخورد کرد و کامیون از توقف ایستاد و از این تصادف تکانی که به کامیون خورد، تمام الوار از درب عقب کامیون به بیرون پرتاب شدند. 🔸 رانندۂ کامیون که همراه پسرش در کامیون بودند بعد از آن اتفاق به پایین از کامیون آمدند و صحنه را دیدند. پدر گفت: پسرم! با دیدن این حادثه بیاموز که یک درخت صاحبِ ریشه توانست صد درخت بی‌ریشه را جابجا و واژگون کند. 🌸 همیشه سعی کن ریشهٔ خانوادگی و خداباوری خود را حفظ کنی که یک انسان صاحبِ ریشه می‌ارزد به صد انسان بی‌ریشه!!! و تکیه بر یک انسان صاحبِ ریشه تو را بسیار سودمندتر از تکیه بر صدها انسان بی‌ریشه است. یک انسان صاحبِ ریشه در برابر مشکلات مقاومت می‌کند. 📜کانال حکایت های زیبا و آموزنده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔆 کشاورز و ساعتش روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید. کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد." پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟" پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم." ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
✨﷽✨ ✳ قرآن فریاد می‌کشد که بیندیشید! ✍شهید مطهری: من واقعا متأسف می‌شوم که می‌بینم بعضی افراد مثل این که هیپنوتیزم شده باشند، جمله‌هایی حفظ کرده‌اند خیلی هم قالبی؛ با ده نفرشان که صحبت کنی عین همان جمله‌ها را تکرار می‌کنند. وقتی عیب جمله‌ها را می‌گویی، حرفی ندارد، ولی باز همان را تکرار می‌کند؛ یعنی حاضر نیست در اطراف مسئله‌ بیندیشد. قرآن فریاد می‌کشد که بیندیشید، فکر کنید، حرف دیگران را از روی تقلید و تلقین و به اعتبار این که این همه دانشمندان بزرگ دنیا چنین گفته‌اند، فلان کس که اسمش همه جای دنیا را پر کرده حرفی زده، نپذیرید. فکر داری، فکر خودت را به کار بینداز! ای بسا آن دانشمند در نزد خدا معذور باشد و تو معذور نباشی؛ چرا؟ آن دانشمند ممکن است یک تربیتی، یک تعلیمی داشته که از ابتدا فکر خدا به یک صورت بسیار انحرافی در مغزش وارد شده. بعد بزرگ شده و فکر کرده که قصه‌ی خدا دیگر معنایی غیر از این ندارد؛ خدا یعنی همین. وقتی دیده آن خدا با فکرش قابل قبول نیست، گفته خدا نیست. ولی تو در یک جوّ توحیدی زندگی می‌کنی و بیش از آن دانشمندِ خیلی معروف دنیای اروپا مسائل توحیدی در اختیارت هست. 📚 خدا در اندیشه انسان ص ۷۶-۷۵ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🔻از مخاطبای خانم صفحم پرسیدم 🔸اگه به عنوان یه خانم ازدواج کردی، چه توصیه‌ای برای انتخاب همسر به خانم هایی که هنوز ازدواج نکردن داری؟! جواب ها بسیار خوندنی و جالب بود 🔹می گفت با کسی ازدواج کنید که از دیدن شما چشماش برق خوشحالی بزنه، به شما اهمیت بده خوشی‌های کوچیک بینتون ارزش داره باشه زندگی بالا و پایین زیاد داره ولی اگر اعتماد و علاقه باشه درست میشه 🔹نوشته بود مهم ترین چیزی که باید بهش توجه کنی اینه ببینی پدر خوبی برای بچه هات میشه؟! اگه اره بدون همسر خوبی هم خواهد بود 🔹می گفت کوچکترین رفتارو کلامش درنظربگیر شاید نشانه ای باشه که از بدبخت شدنت جلوگیری کنه، و اینکه ذات ادما هیچوقت تحت هیچ عنوانی عوض نمیشه امیدی به تغییر نداشته باش، پس نگو بعد از ازدواج خوب میشه، و مهمتر از همه از نظرمالی حتما مستقل باشی 🔹با مردی ازدواج کن که اولویتش تو باشی نه مادرش 🔹راحت بگم؛ مردی رو انتخاب کن که حوصله داشته باشه، حوصله‌ی شنیدن دردل‌هات، حوصله‌ی بالا پایین رابطه، حوصله‌ی بزرگ کردن بچه ها 🔹ببین حامیه یا محدود کننده دخترجان ما به اندازه کافی توی خونه پدرمون محدود شدیم نرو سمت مردی که بیشتر دست و پات رو ببنده سمت اونی برو که حمایتت کنه 🔹نمیگم میلیاردر باشه ها اما ببین توانایی میلیاردر شدن داره یا نه جربزه خیلی مهمه 🔹چه قشنگ می گفت با مردی ازدواج کن که خوب خودت باشه نه خوبی که خونوادت تعیین کردن تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
📚 هفت اشتباه متداول افراد ناموفق ۱ - هنوز در حال تلاش برای انجام کارهای شخصی و جزیی خود هستید. ۲ - به جای اهداف، روی جزئیات تمرکز می ‌کنید. ۳ - قول ‌هایی می‌دهید که توانایی عمل کردن به آن را ندارید. ۴ - از دیگران تقلید می‌کنید. ۵ - نادیده ‌گرفتن موفقیت‌های اولیه ۶ - عدم تصمیم ‌گیری ۷ - توقف و عقب ‌نشینی کردن تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.