eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
33.2هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
718 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz کانال دوم خاطرات متاهل ها 👇 https://eitaa.com/rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 https://eitaa.com/joinchat/3521840594C18eef67e0e
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/khastegarybazi/3619 بعضی‌هام اینجورین که وقتی برای پسرشون میرن خواستگاری، میشن مدافع ازدواج آسان اما وقتی برای دخترشون خواستگار میاد، میگن مگه دختر ما عیبی داره که آسون بگیریم😂
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
رفتم خواستگاری یه دختر خانمی بعد چون انگشتر خودم یکم برا دستم گشاده همیشه کج میشه صافش میکنم بعد رفت
ترو خدا آخرشم بنویسن چی شد؟ اوکی شد؟ چراغ خونه شون شد؟ یا ن...ما طاقت پایان باز داستان رو نداریم🤭😂
شوهرم تو دوران خواستگاری انگشتر جاریمو داد که اندازه دستمو برا انگشتر نامزدی بفهمه من از بس ذوق زده بودم اصلا نشنیدم چی میگه فرداش با خجالت پیام داد اون انگشتر زن داداشم بود خواستم اندازه انگشتتونو بدونم نمیدونم چرا دستتون کردی پسش ندادی 🤣 میدیدم همچین انگشتره یه حال چرکیه ولی عشق کورم کرده بود @nashenas_ezdevaji
همین پسرایی که میگن دخترا مادی شدن خودشون اولویتشون رنگ و لعاب دختره....
رفته بودم خواستگاری یه دختری دیگه جلسه های آخر که تقریبا جواب هردومون مثبت شد مامانم به دختر خانوم گفت که لطفا شماره تونو به پسرم بدید حالا هنوز شما مثل خواهر برادید😑 واقعا نمیدونم چرا مامانم برای شماره گرفتن همچین حرفی رو زد خلاصه بعد عقد همسرم گوشیشو نشونم داد که اسممو برادر سیو کرده بوده😶
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/4556 اخ قربون دهنت مسلمون😶‍🌫️ خانواده ما واسه داداشم میگردن دنبال یه دختر کم توقع و ساده بعد واسه منکه خواستگار میاد یه انتظاراتی دارند که خودمم ندارم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه جا رفتیم خواستگاری ۵ جلسه هم طول کشید. تا همون جلسه پنجم هر سری ما باید ۱۵ دیقه می‌شستیم، مامانم به مادرش میگفت دختر خانومتون نمیان؟ بعد مامانش می‌رفت صداش می‌زد تا بعد ۵ دیقه بیاد بیرون. تا جلسه آخری که رفتیم هم همین بود. ولی بنظرم دختر از اول کنار مادرشون وایسن و احوالپرسی کنن بیشتر به دل می‌نشینن.
یه خواستگاری رفتم، وقتی رفتیم توی اتاق صحبت کنیم چراغ اتاق رو روشن نکرد و من فقط با نور خورشید پشت پرده به زور دختر خانوم رو میدیدم هیچی. دختر خانم به پشتی لم داده بود و وسط صحبت یه نارنگی برداشت و با پوست کند و تا تهش نشست خورد. نه نارنگیش رو به من تعارف کرد نه کلا تعارفی که مثلا بفرمایید شما هم پوست بکنید.
یجا رفتم خاستگاری یه جلسه قبل عقد دختر خانوم کنسل کرد.چرا؟چون تمام جلسات سیبیل داشتم جلسه اخر سیبیلامو زده بودم😶فکر کنم تو ذهنش این بود دیگه سیبیلام درنمیاد😐
به این بهانه‌که "ما نمیتونیم پسرهای خوبو تشخیص بدیم" ملاک‌های اخلاقی و شخصیتی رو حذف میکنن و صرفا بر اساس وضعیت  اقتصادی-اجتماعی پسر تصمیم میگیرن. بر اساس تیپ و قد و پول ازدواج میکنن و بخاطر اینکه خیانت کرد و لاشی بود جدا میشن در آخر هم فیگور مظلوم نمایی میگیرن تا ترحم بخرن @nashenas_ezdevaji