eitaa logo
فرهاد عظیما | Ilia Halos
18هزار دنبال‌کننده
825 عکس
165 ویدیو
11 فایل
این کانال اطلاعات بکر و جالبی را برای شما به اشتراک خواهد گذاشت. 🔶 لطفا جهت تهیه دوره های ستاره شبگرد به این آیدی مراجعه نمایید : @secret_light110 🔷 ارتباط با مدیر : @kosar_3d دانلود محصولات : Kosar3d.com
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸از پطرس مقدس چه می‌دانید؟ تنها اسمی که در ذهن شما متجلّی می‌شود با شنیدن این نام، همان پطرس فداکاری است که در روایتی غیرواقعی با انگشت خود سدی را از خراب شدن نجات می‌دهد. اما حقیقت این است که پطرس در اصل یک شخصیت واقعی بوده است ، یا بهتر است بگوییم پطرس، یا همان Saint Peter، نام دیگری نیز داشتند و آن شَمعون الصَّفا، بزرگِ حواریون و وصیّ حضرت عیسی علیه‌السلام بود. مسیحیان او را شمعون پطرس می‌نامند، و حضرت نرجس خاتون، یعنی مادر مقدّس امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف نیز، نوه‌ی آن مرد بزرگ بودند. ✍️ | فرهادعظیما @f_azima1
🔹در کتاب مقدّس، انجیل متی، باب شانزدهم، آیات ۱۸ و ۱۹، چنین نقل شده است که می‌فرماید: «و من به تو می‌گویم که تویی پطرس، و بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و درهای جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت؛ و کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم، و آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد، و آنچه در زمین بگشایی در آسمان گشوده شود.» در یکی از بطن‌های این باب ، منظور از کلیدهای ملکوت آسمان همان ازدواج حضرت ملیکه (نرجس خاتون سلام الله علیها) با امام حسن عسکری علیه‌السلام است؛ پیوندی مقدّس که به ولادت حضرت بقیة‌الله الأعظم عجل الله فرجه الشریف انجامید. در اینجا، همان معنای «کلیدهای ملکوت آسمان» جلوه‌گر می‌شود. بله، مقصود از کلیدهای ملکوت آسمان و درهای جهنم و همان ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است؛ که اگر کسی با دشمنی به آن برخیزد ، درهای جهنم را به روی خود می‌گشاید، و اگر با عشق و شوق بپذیرد، این انتخاب، کلیدهای ملکوت آسمان را برای او می‌گشاید. و این بخشی از همان واقعه‌ای است که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که مادر مقدسشان نوه‌ی همان پطرس بزرگ بودند را اقامه خواهد فرمود. ✍️ | فرهادعظیما @f_azima1
در تمام تاریخ، دو جنگاور بودند که پهلوانان از قدرتشان می‌لرزیدند؛ یکی مَرحَبِ خیبری از نژاد یهود، و دیگری عَمرو بن عَبدُوُدّ از عرب. دنیا به آن‌ها امید بسته بود تا شاید بتوانند امیرالمومنین را شکست دهند... اما هر دو، با ضربه اول به دیار باقی شتافتند و کار به ضربه دوم نکشید ... @f_azima1
🔹در کتاب الصحیح من السیرة النبی الأعظم، مرتضی العاملی جلد‌ ١٧ ، صفحه ٣١٧ آمده است که : لَمّا کانَ یَومُ خَیبَرَ خَرَجَ رَجُلٌ مِنَ الیَهودِ یُقالُ لَهُ مَرحَب، وَ کانَ طَویلَ القامَةِ عَظیمَ الهامَةِ، وَ کانَتِ الیَهودُ تُقَدِّمُهُ لِشُجاعَتِهِ وَ یَسارهِ. قالَ: فَخَرَجَ فی ذلِکَ الیَوم ِ إلی أصحابِ رَسولِ اللهِ (صلی‌الله علیه و آله) فَما واقَفَهُ قِرنٌ إلّا قالَ أنا مَرحَبٌ؛ ثُمَّ حَمشلَ عَلَیهِ فَلَم یَثبُت لَهُ. هنگامی که روز جنگ خیبر فرا رسید مردی از میان یهودیان خارج گشت که به او مَرحَب گفته می‌شد. او مردی بلندقامت و درشت‌جثّه بود و یهودیان او را به خاطر دلاوری و توانگری‌اش بر خود مقدّم می‌داشتند. راوی می‌گوید: در آن روز مَرحَب به سوی یاران پیامبر رفت و هیچ‌کس با او هماورد نشد مگر آنکه می‌گفت: «من مرحب هستم» آنگاه بر او حمله‌ور می‌شد و هیچ‌یک تاب مقاومت در برابر او را نداشتند .
🔸قالَ وَ کانَت لَهُ ظِئرٌ، وَ کانَت کاهِنَة، وَ کانَت تَعجَبُ بِشَبابِهِ وَ عِظَم ِ خِلقَتِهِ، وَ کانَت تَقولُ لَهُ قاتِل کُلَّ مَن قاتَلَکَ وَ غالِب کُلَّ مَن غالَبَکَ إلّا مَن تُسَمَّی عَلَیکَ بِحَیدَرَةَ، فَإنَّکَ إن وَقَفتَ لَهُ هَلَکتَ. راوی گوید: مَرحَب دایه‌ای منجّم داشت که از جوانی و درشت‌هیکلی مرحب خوشش می‌آمد و به او می‌گفت: با هر هماوردی بجنگ و با هر کس که با تو ستیزه کرد بستیز، جز کسی که نامش است؛ که اگر در مقابلش بایستی کشته خواهی شد.
🔸قالَ: فَلَمّا کَثُرَ مُناوَشَتُهُ، جَزِعَ النّاسُ بِمُقاوَمَتِهِ شَکَوا ذلِکَ إلی النّبیِّ صلی‌الله علیه و آله وَ سَألُوهُ أن یُخرجَ إلَیهِ عَلیّاً صلوات الله علیه، فَدَعا النَّبیُّ (صلی‌الله علیه و آله) عَلیّاً (صلوات الله علیه ) وَ قالَ لَهُ: یا عَلیُّ اکفِنی مَرحَباً ... راوی گوید: هنگامی که جنگ‌آوری مرحب فزونی یافت، مردم از جایگاه او (و توانایی او در جنگ ) متحیّر گشتند و نزد پیامبر شکایت کردند و از ایشان خواستند که امیرالمومنین را به سوی مرحب بفرستد ، پیامبرعلی صلوات الله علیه را نزد خود خواند و به او فرمود: ای علی، مرحب را کفایت کن ....
🔸فَدَعا النَّبیُّ ، عَلیّاً وَ قالَ لَهُ: یا عَلیُّ اکفِنی مَرحَباً ... پیامبر، حضرت امیر را نزد خود خواند و به او فرمود: ای علی، مرحب را کفایت کن ....
🔹فَخَرَجَ إلَیهِ أمیرُالمؤمنین ،فَلَمّا بَصُرَ بِهِ مَرحَبٌ اَسرَعَ إلَیهِ فَلَم یَرَهُ یَعبَأُ بِهِ، فَأنکَرَ ذلِکَ وَ أحجَمَ عَنهُ، ثُمَّ أقدَمَ وَ هُوَ یَقُولُ: أنا الَّذی سَمَّتنی اُمّی مَرحَباً امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به سوی مرحب رفت، هنگامی که مرحب امام را دید به سویش شتافت و زمانی که مشاهده کرد حضرت او را بزرگ و با اهمیت برنمی‌شمرد ناراحت شد و بر او بسیار سنگین آمد ، سپس جلو آمد در حالی که می‌گفت: من کسی هستم که مادرم مرا مرحب نام نهاد.
🔸فَأقبَلَ عَلیٌّ (صلوات الله علیه) بِالسَّیفِ، وَ هُوَ یَقُولُ: أنا الَّذی سَمَّتنی اُمّی حَیدَرَة ً. فَلَمّا سَمِعَها مِنهُ مَرحَبٌ هَرَبَ وَ لَم یَقِف خَوفاً مِمّا حَذَّرَتهُ مِنهُ ظِئرُهُ، فَتَمَثَّلَ لَهُ إبلیسُ فی صُورَةِ حِبر ٍ مِن إحبار ِ الیَهودِ، فَقالَ إلی إینَ یا مَرحَب؟ علی(صلوات الله علیه) قدم پیش نهاد و فرمود: من کسی هستم که مادرم مرا نامید. هنگامی که مرحب این سخن را شنید، گریخت و از بیم آنچه دایه‌اش او را از آن برحذر داشته بود توقّف نکرد. پس ابلیس در چهرۀ دانشمندی از دانشمندان یهود بر او مجسّم شد و گفت: مرحب کجا می‌روی؟
🔹فَقالَ: قَد تَسَمَّی عَلَیَّ هذا القِرنُ بِحَیدَرَةَ ، فَقالَ لَهُ إبلیسُ: شَوهاً لَکَ، لَو یَکُن حَیدَرَةُ إلّا هذا وَحدَهُ لَما کانَ مِثلُکَ یَرجِعُ عَن مِثلِهِ، تَأخُذُ بِقولِ النِّساءِ وَ هُنَّ یُخطِئنَ أکثَرَ مِمّا یُصِبنَ... مرحب گفت: این هماورده خود را حیدر می‌خواند! ابلیس پرسید: مگر حیدر کیست؟ (وانمود کرد که نمی داند ) مرحب گفت: دایه‌ام مرا از رزم با مردی به نام حیدر بیم می‌داد و می‌گفت: او تو را خواهد کشت. ابلیس به او گفت: ننگ بر تو. اگر حیدر جز این یک نفر نبود هرگز مانند تویی از نزد چون اویی بازنمی‌گشت تو سخن زنان را می‌پذیری در حالی که آنان بیش از آنچه درست بگویند به خطا می‌روند.
🔸وَ حَیدَرَةُ فی الدُّنیا کثیرٌ، فَارجِع فَلَعَلَّکَ تَقتُلُهُ، فَإن قَتَلتَهُ سُدتَ قَومَکَ وَ أنا فی ظَهرِکَ أستَصرخُ الیَهودَ لَکَ. به او گفت : در جهان فراوان است ( یعنی شبیه به این نام در دنیا زیاد است ) . اینک بازگرد شاید تو او را از بین ببری. پس اگر او را کُشتی بر قومت سَروَری و آقایی می‌یابی و من پشتیبان تو می‌باشم ، یهودیان به تو پناه می‌جویند. @f_azima1
🔹فَرَدَّهُ فَوَ اللهِ ما کانَ إلّا کَفُواقِ ناقَةٍ حَتّی ضَرَبَهُ عَلیٌّ (علیه‌السلام) ضَربَة ً سَقَطَ مِنها لِوَجههِ وَ انهَزَمَ الیَهودُ وَ هُم یَقولونَ: قُتِلَ مَرحَبٌ، قُتِلَ مَرحَب پس ابلیس او را بازگرداند و به خدا قسم اندکی نگذشت که علی(صلوات الله علیه) ضربتی به او زد و او با صورت به زمین افتاد و یهودیان در حالی که می‌گفتند مرحب کشته شد، مرحب کشته شد، شکست خوردند… @f_azima1