هدایت شده از بسامد'
چراآنراکهمیخواهیدلشپیشکسیگیراست
چراهرکسکهعاشقبودهازجانخودشسیر است . .
تو او را، منتورا، اودیگریرا، دیگریمنرا
همهسردر گُمیمو علتشبازیِتقدیراست . .
رسیدنجز خیالخام و رویای محالینیست
همیشههر کجایقصههمباشیکمیدیر است . .
کسیشورجنونوحسِدلدادنندارد، چون
بهلطفِآدمقبلی، بهبندِ درد زنجیر است . .
شروع یک نفر بودن، شدهرویایدور از ذهن
همهقبلاز تو عاشقبودهاند و قلبشان پیر است . .
دلیلبا تو بودن، دیگری را بردناز یاد است
تنشپیشتواست اما دلشجایی زمینگیر است . .
پر از زخم جدایی، قلبهاینصف و نیمه
بههرکسمیرسیاحساساو در دست تعمیر است . .
در این گونه لجنزاری همانبهتر که تنها ماند
خوشا قلبیکه با تنهاییاش هر روز درگیر است
-