- ستارهی خاموش ..
برای هر دو گریستم ، برایِتو وَ خودم
ستارههای اشکم را در آسمانت فوتمیکنی
در دنیای تو رهایی نور ،
در دنیای من بازیِ سایهها ،
در جایی من و تو تمام میشویم !
زیباترین شعرِ جهان لال میشود ..
در جایی تو شروع میشوی ،
نجوای زندگی را فریاد میکنی ٫
در هزار جا من به پایان میرسم ،
میسوزم ، میشوم ستارهای خاموش
که در آسمانت دود میشود.
- شاعر پرنیا عباسی ..
" پرنیا عباسی شاعری که در حمله رژیمصهیونیستی به شهادترسید ، او با مجلهی وزندنیا همکاری داشت و همراه با خانوادهاش که همگی غیر نظامی بودند توسط اسرائیل کشته شدند ..
هیمام پیوی تو پیدا نکردم. خیلی نگرانتم ثنا آخه از اشناهامون خبر داشتم میخواست برگرده گفته بود خیابونا بستس و چمیدونم نمیتونم برم تو خیابون و اینا... گفتم حتما اوضاع اونجا خیلی وحشتناکه🫠
نگران نباش دختر
خوبه همچی
دعا کن مشهدم جور شه بیام پیشت :)
- چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم ؛
مگر دشمن کند اینها كه من با جان خود کردم .
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری . .
غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم .
مگو وقتی دل صد پارهای بودت کجا بردی ؛
کجا بردم ز راه دیده در دامان خود کردم .
ز سر بگذشت آب دیدهاش از سر گذشت من ؛
به هرکس شرح آب دیدهی گریان خود کردم .
ز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندم ؛
به او اظهار سوز سینهی سوزان خود کردم :)))!