_میرویازپیشِچشمامازِخاطر ؟ هیچوقت .
+در تمنای غزل ، در پی تفسیرِ تو ام
مست با خاطرِ تو ، بسته به زنجیر ِ تو ام
ولی بیا بگو کیستی:)
تو دنیای شعر آدما گم میشن! ولی تنها کسی که شعرام رو با شعر جواب میده فقط خواهرمه :)
مطمئن بودم خودتی :))
در خیالات خودم
در زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه
از خیابانی که نیست
مینشینی روبهرویم
خستگی در میکنی
چای میریزم برایت
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که حالت بهتر است
باز میخندم که خیلی
گرچه میدانی که نیست!