دیشب با گوشی یکی از بچه ها ۴۵ دقیقه با سید حرف زدم
طرف اینجوری بود من تا حالا با گوشیم این همه حرف نزدم😂💔
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد رفت
بر در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت . .
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنهای بر در این خانه تنها زد و رفت . .
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت . .
مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت .
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون بود
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت . .
دل خورشیدیاش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت . .
همنوای دل من بود به هنگام قفس
نالهای در غم مرغان هم آوا زد و رفت . .!
بیا برات بشمرم که چند بار به مو رسید
و پاره هم شد ولی من مجبور بودم
بلندشم و گره بزنم ...