شعر میگویم و آهنگ زیارت میکنم
با زبان واژهها، عرض ارادت میکنم
ساعت ِ هشت و... قرارِ یک سلام از راه دور
باز هم بر مردم مشهد، حسادت میکنم
السلام ای ضامن آهو... غریبم! بیکسم!
پیش آهوها هم احساس حقارت میکنم
در هوایت، تا پُر از شوق پریدن میشوم
پشت دیوارِ تن احساس اسارت میکنم
پیش چشمانت، دو رکعت عشق میخوانم، و بعد...
آیههای استجابت را تلاوت میکنم
حاجتم را دادهای از قبل، میدانم... ولی
تا شوَم غرق اجابت، عرض حاجت میکنم
راه من دور است، اما قلب، مالامالِ توست
من به این دوری ِ نزدیکت، قناعت میکنم
کاش در هنگام مرگم بشنوم: "این آشناست!
زائرم بوده... خودم او را شفاعت میکنم .
وقتی مامانم بهم زنگ میزنه:
باشه مامان، باشه، باااشه، باشه، باشه، باششششه، باشه، باشه، بااااشه، باشه، باااشه، باشه باشه مامان، باشه.