تو بوی رنگی؛
تو بوی چوبی؛ تو بوی کتابی؛ تو ترکیب قشنگ خاک و بارونی؛ تو مثل ته دیگ ماکارونی؛
ترکیب خفن نون و پنیر خامه ای و سبزی؛ تو مثل یه آسمون آبی با ابرای تیکه تیکه شده؛
تو به اندازه نوازش انگشت رو کلیدای پیانو قشنگی؛
تو مثل یه مسافرت با رفیقایی؛ به اندازه اهنگ مورد علاقم بهم ارامش میدی؛
تو مثل هر چی حس خوبه تو زندگی منی :)
گفت از شما بعیده
بعد ما هم از خنده جر خورده بودیم گفتیم تعطیل شدیم
گفت اگه روزه نیستین بفرمایین چایی بیارم براتون
گفتیم نه ممنون
گفت چندسالتونه
ما گفتیم ۱۶
گفت ایشالا یکم دیگه باید برین دوست پسراتون رو پیدا کنید الان زشته 🤣🤣🤣💔
نوشته بود :
یه نفر یه نصیحتی بهم ڪرد ك پشتش
ڪلی آرامش بود . . ؛
گفت : سوزنت گیر نڪنه روی آدما ،
روی حرفها ، روی اتفاقها . .
فقط رها ڪن !
نیازی نیست دنبالِ تحلیلِ هرچیزی باشی ؛
فقط ببین و بگذر تا آرامش داشته باشی :)