دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو، در کنارِ من بشینی؟ محال بود!
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ی ما بی مثال بود
نشنید ، لحنِ عاشقِ من را نگاهِ تو
پروازِ چشم هایِ تو محتاجِ بال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه ، با خیالِ تو بودم ، حلال بود!
|مریم حیدر زاده|
روز قشنگ و اسب گونه ای بود
از صبح دارم می دوم
و به این نتیجه رسیدم روزایی که سرم شلوغه خیلی حالم خوووبه:)))))❤️