_زهرای ماهم امشب با مریمتون عشقی رفته گل سفید گرفته میگه امروز ولنتاینه😂
+دهه نودی های سمیی😂💔
چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم تو شدی
در سرم نیست بجز حالوهوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حالوهوایم تو شدی
درد من دوری از توست بغل وا کن عشق!
تا بگویم به همه قرص و دوایم تو شدی
دورم از دین خود و قبلهی من گم شده و
معبد و قبلهی من، ذکر دعایم تو شدی
دور این میز که از خاطره هایت میگفت
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی
خانه مسکوت؛غزل مرده و من بیتابم
علت زلزله در زنگ صدایم تو شدی :)
#علیرضا_آذر
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
اره بهتاش درست گفت
اگه تو نباشی من نه یلی بیمه نه جنگی بیمه:(
فِ، لام، سین، طا، ی، نون.
فلسطین! اسمی که بویِ خون میده..
بیتاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این است
با خونِ جگر ساختهام؛ قسمتم این است
جان میدهم از گریه اگر نام تو آید
عمریست که رسم دلِ کمطاقتم این است!
بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچارهام آنقدر که همصحبتم این است!
جون درِّ یتیمی که رها در دلِ دریاست
تنها شدهام؛ گوشهای از غربتم این است
میمیرم از این غم که در آغوش تو ای دوست
یکبار نشد گریه کنم؛ حسرتم این است
#حسین_دهلوی
دل من عادت داشت،
که بماند یک جا
به کجا ؟؟ معلوم است !
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت،
که بماند آنجا
پشت یک پرده ی توری،
که تو هرروز آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری،
که تو هرروز از آن میگذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچه بود،
که هرروز به آن مینگری
راستی ! دل من را دیدی ؟!
آن را گم کردم ...
|#اخوان_ثالث|