༻﷽༺؛
✡ #یهود_و_جعلداستانعمالقه2️⃣
ادامه بحث قبل..👆👆
7⃣ گفتند مردمی آنجا بودند از اولاد زنی به نام عُناق، و #عناق زنی بود که وقتی مینشست ده جریب در ده جریب را میگرفت، و پسری داشت به نام #عوج که وقتی موسی با عصایش آمد کنار او ایستاد، با اینکه چهل ذراع قدش بود و چهل ذراع طول عصایش و چهل ذراع از زمین جستن کرد، تازه عصای او به قوزک پای #عوج_بن_عنق خورد. جمعی از اینها آمده بودند در بیابان بیتالمقدس. موسی عدهای جاسوس فرستاده بود برای اینکه بروند خبر بیاورند که اینها چه میکنند. آدمهایی که قدشان چند فرسخ بود و حتی ماهی را از دریا میگرفتند مقابل خورشید کباب میکردند و میخوردند و در صحرا آنطور راه میرفتند، یک وقت یکی از آنها دید یک چیزهایی روی زمین دارند میجنبند (که همان افراد موسی بودند). چند تا از آنها را گرفت، در آستینش ریخت و نزد پادشاهشان آمد، آنها را ریخت آنجا و گفت: «اینها میخواهند اینجا را از ما بگیرند.»
8⃣ اگر واقعاً در بیتالمقدس یک چنین نژادی بوده است، پس موسی بیخود گفت بروید آنجا را بگیرید؛ حق با آنها بود که میگفتند کار، کار ما نیست، تو و خدایت بروید آنها را بیرون کنید تا ما بعد بیاییم. آنها که آدم معمولی نبودهاند!
9⃣ [یهودیها] برای آنکه انتقاد قرآن از #قوم_یهود را زیرکانه رد کرده باشند، آمدند این داستانها را جعل کردند و در زبان خود مسلمین انداختند. بعد خود مسلمین مینشستند داستان عوج بن عنق را میگفتند، از اهمیت عمالقه میگفتند و اینکه اگر قضیه اینطور باشد پس قرآن به اینها چه میگوید؟!
📚 منبع: استاد شهید مرتضی مطهری، سیری در سیرۀ نبوی، ص١٣٨-١۴٠
#پایان
⌈🌻↝ @fadak_velayat •°⌋