فوراً شروع کردم به بستن بار سفر. چمدان قهوهای کهنهای بیرون کشیدم و داخلش چند تکه لباس چپاندم. بعد در اتاق خوابم دنبال چیزهای خاطره انگیز گشتم، ولی تا یادم افتاد وظیفهشان زنده کردن خاطرات است، دست از جستجو کشیدم. گور پدرشان. دوست نداشتم خاطراتم را با خودم ببرم این طرف و آن طرف، خیلی سنگین بودند.
جزء از کل
استیو تولتز
🎯 @Farajaleb
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیباترینم تورو که دیدم دلم پریشان شد
زیباترینم همه وجودم زغصه در وا شد…
زیبای حساس تو چه کردی دلم عاشق شد
ببین چه آسان کویر قلبم دشت شقایق شد!
🎯 @Farajaleb
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از صدای گذر آب چنان میفهمم
تندتر از آب روان
عمرگران میگذرد
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آرزویم اینست
آنقدر سیر بخندی که
ندانی غم چیست
سلام صبحتون بخیر
🎯 @Farajaleb
هر کدوم از ما فقط میتونیم یه بار زندگی کنیم و تو این مدت فرصت داریم چیزهای محدودی رو امتحان کنیم.
شاید برای همینه که شنیدن و خوندن قصهٔ آدمهای مختلف انقدر برامون جذابه. این طوری میتونیم جنبههایی از زندگی رو ببینیم که شاید خودمون هیچ وقت نتونیم تجربه کنیم امّا شنیدنش باعث میشه دنیامون بزرگتر بشه.
هرمان هسه
نارتسیس و گلدموند
🎯 @Farajaleb