🔰 سخنی با کسانی که سیاست را فقط در سطح مطالعه اخبار دنبال میکنند!
🔷 ایجاد آشوبی در این حجم در کشوری با این وسعتِ اقلیمی، نژادی و فکری، مثل آب خوردن است. اما در خصوص این اقدامات محدود با سروصدای بسیار، چند ملاحظه وجود دارد که نه از باب تحلیل، بلکه از باب تقریر لایهٔ رویین ماجرا مطرح میگردد:
🔹 ۱. قدرت مرکزی، نمیتواند نسبت به ابعاد و پیامدهای آن بیاطلاع باشد، بلکه به خوبی آن را رصد کرده، پاسخهایش را هم اگر پیشتر نداده باشد، حتما در آستین دارد. حتی آتشسوزی درختان فلان پارک جنگلی هم پاسخ متقابل دارد، آشوب خیابانی که جای خود دارد...
🔹 ۲. از تودهٔ مردم زیاد شنیده میشود که نباید به این آشوبگران رحم کرد. بسیار خوب، اما آشوبگر دقیقاً کیست؟ آیا افکار عمومی نسبت به نمادسازیها و روایتهای رقیب واکسینه شده است؟
بهنظر میرسد هم در روایت ماجرا و هم در بیان پیامدهای آن، اینبار دست جمهوری اسلامی پُرتر است. ایرانیان به تازگی نتیجهٔ حمایت خارجی را تجربه کردهاند و همدلی هرمنوتیکیشان به غایت فراهم است.
🔹 ۳. با این اقدامات جزئی، نه نظام ساقط میشود، نه مردم به خیابان میریزند و نه حتی توان نظامی ایران مشغول داخل میشود.
این سروصداها بیشتر شبیه به اتود زدن است برای کارهای بزرگتر.
🔹 ۴. همانگونه که نظام صهیونی با جنگ خارجی از میان نمیرود، نظام جمهوری اسلامی نیز دستکم تا چند دههٔ آینده هیچ بدیلی در اقلیم ایران ندارد.
این تحلیلهای آماری که اگر دو درصد مردم به خیابان بریزند یا یک درصد کشته شوند، رژیم سرنگون میشود، تحلیلی در پارادایم پوزیتویستی (به لحاظ روش) و لیبرال (به لحاظ محتوا) است.
در نظامی که با حامیانش پیوند ایدئولوژیک دارد، تحلیل کاملاً متفاوت خواهد بود.
🔹 ۵. آنچه از تصویر رئال صحنه بر میآید، جایگزینی هیچ رژیمی (حتی سلطنتی) با جمهوری اسلامی در دستور کار نیست.
آمریکا و اسرائیل به دنبال رژیم چنج نیستند، به دنبال اسقاط نظاماند، وضعیتی آنارشیک که در بلند مدت میتواند تجزیه را هم به دنبال داشته باشد.
🔹 ۶. این اتفاقات، بر اساس علل و عوامل موجود، کاملاً قابل پیشبینی بود و روایت رسمی جمهوری اسلامی پس از جنگ دوازده روزه نیز بوده است. بنابراین «دیدید گفتم»ها را کنار بگذارید و گمان نکنید که عدهای بلدِ داستان بودند و قدرت مرکزی جاهل!
در شرایط موجود، دولت، عاقلترین بازیگر است. دیگران یا ضعف داده دارند یا ضعف تحلیل.
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 مقاومت اجتماعی و اعتراض
« درسهایی از سوریه و غزه برای ایران »
🔹 خطاست اگر تصور شود استکبار جهانی فقط با قدرت سخت نظامی، امنیتی یا تحریمی پیش میرود. تجربه نشان داده پروژه اصلی، شکستن جامعه از درون است؛ شکستن امید، تضعیف معنا و فرسایش اعتماد اجتماعی.
در این نبرد، همیشه آن جامعهای شکست نمیخورد که ضعیفتر است، بلکه آن جامعهای میبازد که دیگر نداند چرا باید ایستادگی کند.
🔹 برای فهم این واقعیت، مقایسه دو تجربه زنده در منطقه راهگشاست: سوریه و غزه.
🔹 در سوریه، جامعه پیش از آنکه در میدان نظامی فروبپاشد، در میدان معنا شکست خورد. روایت مشترکی برای ایستادن وجود نداشت. شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی میان دولت و بخشهایی از جامعه عمیق شد و مقاومت، بهجای آنکه راه حفظ کرامت باشد، به عنوان عامل تداوم رنج تصویر شد. حتی اعتراضهای بهحق، بهتدریج از افق حفظ جامعه جدا شد و ناخواسته در مسیر فرسایش اجتماعی و تضعیف انسجام عمومی قرار گرفت. نتیجه روشن بود: جامعهای فرسوده که آمادگی پرداخت هزینه ایستادگی را از دست داد.
🔹 در نقطه مقابل، غزه قرار دارد. جامعهای که زیر شدیدترین فشارهای قدرت سخت، همچنان ایستاده است. تفاوت غزه در میزان سلاح نیست؛ در وضوح معناست. مردم غزه میدانند چرا رنج میکشند. مقاومت برای آنها تاکتیک سیاسی نیست، بخشی از هویت و زندگی روزمره است. حتی گلایه و اعتراض به سختیها، در چارچوب حفظ اصل مقاومت و کرامت جمعی باقی میماند و به نفی کلی مسیر منتهی نمیشود. به همین دلیل، دشمن با وجود ویرانسازی گسترده، نتوانسته افق ذهنی جامعه را اشغال کند.
🔹 این مقایسه، حامل یک درس مهم برای جامعه ایرانی است. مسئله ایران، کمبود قدرت سخت و امکانات نیست؛ مسئله اصلی، صیانت از مقاومت اجتماعی است. مقاومتی که بدون امید به آیندهای عادلانه و معنادار، فرسوده میشود.
🔹 اعتراض اجتماعی ذاتاً در تعارض با مقاومت نیست؛ برعکس، میتواند موتور اصلاح، عدالت و ترمیم شکافها باشد. اما خطر از جایی آغاز میشود که اعتراض از افق حفظ جامعه و استقلال جدا شود و صرفاً به انکار کلی وضعیت موجود فروکاسته گردد. در این نقطه، اعتراض ـ ناخواسته ـ میتواند به بخشی از همان پروژهای تبدیل شود که هدفش شکستن جامعه مقاوم است.
🔹 نبرد اصلی امروز، نبرد معناست. هر جامعهای که بتواند همزمان اعتراض را در خدمت اصلاح و مقاومت را در خدمت کرامت انسانی نگه دارد، حتی زیر سنگینترین فشارها نیز شکست نخواهد خورد.
⛔️ اگر ادبیات اعتراض را از ریشهٔ اسلامی ـ ایرانیاش جدا کنیم، اعتراض ناخواسته به ضدّ خود بدل میشود و بهجای اصلاح، جامعهٔ مقاومت را میفرساید.
🔹 الیگارشی خواندنِ کلیت حاکمیت راهِ نقد نمیگشاید؛ این برچسب، صورتمسئلهٔ عدالت را میپوشاند و سرمایهٔ اجتماعی مقاومت را از درون بیاعتبار میکند.
دعوت به اینکه «بچههای الیگارشی بیایند خیابان را جمع کنند» نه عدالتخواهی است و نه اعتراض اصیل؛ ادبیات حذف و زخمزدن به جامعه است، نه اصلاح آن.
🔹 با معترضانِ دارای مسئله ـ جوان و نوجوان ـ باید گفتوگو کرد؛ اما تبیینِ صرف، اگر به اصلاحات عینی، کاهش نابرابری و تصمیمهای ملموس به نفع طبقات محروم و ضعیف نینجامد، خودش به بنبست و فرسایش اعتماد تبدیل میشود.
✍ م.ص.صادقی
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔹 مردم اعتراض دارند اما نمیتوانند در میدان اعتراض، حسابشان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبهی حقشان شنيده شود.
🔹 همانطور که جمهوری اسلامی نمیتواند بهسادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکهی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود.
هر دو مظلوماند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است.
🔹 و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت میدهد. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین...
🔹 ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و...
✍ وحید یامین پور
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔹 مداخله ترامپ در ایران ادامه همان پروژه بیثباتسازی ۲۵ ساله منطقه توسط آمریکاست
🔹 اظهارات ترامپ مداخله آشکار در امور داخلی ایران است؛ آن هم از سوی کسی که در برابر نسلکشی و جنایات جنگی غزه نهتنها سکوت کرد، بلکه عملاً از آن حمایت کرد.
🔹 تجربه ۲۵سال اخیر نشان میدهد مداخلات آمریکا در کشورهایی مانند سوریه و لیبی به بیثباتی، جنگ داخلی و ویرانی انجامیده، نه آزادی و دموکراسی.
🔹 مداخله خارجی هرگز از سر دغدغه مردم و حقوق بشر نیست، بلکه صرفاً در خدمت منافع ژئوپولتیک قدرتهاست و قربانی اصلی آن، مردم کشورها هستند.
🔹 تصور تصمیمگیری برای ایران از بیرون، ریشهای استعماری و ذاتاً خطرناک دارد و در دهه اخیر عامدانه تلاش شده اعتراضات داخلی به بحرانهای امنیتی و خشونتآمیز تبدیل شود.
✍ علم صالح
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 آمریکا و مسئله نظم؛ وقتی بهانهها لو میروند
🔹 بهانهای که آمریکا برای حمله به ونزوئلا مطرح کرده مبارزه با قاچاق مواد مخدر در نگاه اول شاید برای افکار عمومی غرب قابلفروش باشد، اما با یک مقایسه ساده فرو میریزد. مسیرهای اصلی قاچاق سالهاست از مکزیک و آمریکای مرکزی میگذرد و شبکههای توزیع آن هم در داخل خود ایالات متحده فعالاند. اگر ارادهای برای مبارزه واقعی وجود داشت، میدان عمل جای دیگری بود. بنابراین روشن است که «مواد مخدر» در اینجا علت نیست؛ یک پوشش حقوقی و رسانهای است.
🔹 مسئله اصلی ونزوئلا، مثل خیلی از پروندههای مشابه، سرپیچی از نظم مطلوب آمریکاست.
کشوری که نه در مدار سیاسی واشنگتن میچرخد؛
نه منابع انرژیاش را در چارچوب خواست غرب مدیریت میکند
و نه از پیوند با رقبای آمریکا ابایی دارد.
چنین بازیگری حتی اگر تهدید نظامی مستقیمی هم نباشد، برای آمریکایی که هنوز خود را مرکز نظم جهانی میداند، قابل تحمل نیست.
🔹 از این زاویه، حمله به ونزوئلا بیش از آنکه یک عملیات امنیتی باشد، یک پیام سیاسی است؛ پیامی خطاب به دیگران که خروج از نظم آمریکایی، حتی در حیاط خلوت، بیهزینه نخواهد بود. این همان منطق قدیمی است که امروز با شدت بیشتری و البته با ابزارهای خامتر دنبال میشود.
🔹 نکته مهمتر اما جایی است که آمریکا دیگر زحمت اجماعسازی نمیدهد. بیاعتنایی به شورای امنیت و سازمان ملل، نشانه اقتدار نیست؛ نشانه این است که آمریکا دیگر نمیتواند مثل گذشته دیگران را پشت تصمیماتش ردیف کند. قدرتی که دستش پر است، قانون میسازد و نهاد میآفریند؛ قدرتی که دستش خالیتر میشود، قانون را دور میزند و یکجانبه عمل میکند.
🔹 از این منظر، اقدام آمریکا ناخواسته به تثبیت همان روایتی کمک میکند که سالهاست علیه او شکل گرفته: اینکه دیگر صلاحیت ناظمی نظم جهانی را ندارد و خودش به یکی از عوامل برهمزننده سازوکارهای بینالمللی تبدیل شده است. این برای جبهه مقابل آمریکا یک فرصت روایی جدی است؛ فرصتی برای نشان دادن شکاف میان ادعاهای نظمسازانه واشنگتن و رفتار واقعیاش.
🔹 در نهایت، حمله به ونزوئلا بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، اعتراف به یک بنبست است؛ بنبست آمریکایی که با جهانِ در حال تغییر کنار نیامده و هنوز میخواهد با ابزارهای قدیمی، واقعیت جدید را مهار کند.
✍ محمد علی رنجبر
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 یادمان نرود که سران قوم لر اعدام شدند
🔹 ظاهرا دشمن صهیونی-پهلوی روی بختیاری ها حساب باز کرده است. درست است که در بختیاری از حدفاصل درود تا ممسنی، علیرغم همه تلاشهای بعد انقلاب، محرومیت وجود دارد اما احتمالا برخی ندادند که پهلوی اول،
چگونه سران اصلی ایل را در سال ١٣١٣ اعدام کرد. محروم نگه داشتن منطقه بختیاری راهبردی تنبیهی بود.حال آن که بعد انقلاب اسلامی ایل بختیاری با جمعیت مطلقا تشیع بی تنش ترین در کشور بوده است.امام فرماندهی اصلی جنگ هشت سال را به یک بختیاری (سبزوار/محسن رضایی) سپرد.
🔹لیست سران اعدامی بختیاری را ببینید:
۱- سردار فاتح (محمدرضا خان بختیار) – از سرداران برجسته بختیاری و پدر شاپور بختیار (آخرین نخستوزیر دوران پهلوی) که در جریان سرکوب عشایر دستگیر و اعدام شد.
۲- محمدجواد خان اسفندیاری (سردار اقبال) – از رؤسای بختیاری که دستگیر و اعدام گردید.
۳- علیمردانخان چهارلنگ – از رهبران و فعالان بختیاری که علیه سیاستهای دولت مقاومت کرد و اعدام شد.
۴- آقا گودرز بختیاری – یکی از سران ایل بختیاری که همراه دیگر بزرگان اعدام شد.
۵- مرادخان بویراحمدی – از رؤسای طایفه بویراحمد و از طرفداران مقاومت عشایری که اعدام شد.
۶- شیرعلیمردان بختیاری – به زندان قصر برده شد و در سال ۱۳۱۳ اعدام گردید. او فرزند بیبی مریم از زنان برجسته بختیاری نیز بود.
تاریخ بخوانید
✍ عبدالله گنجی
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
38.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 دکترین مونرو چیست و آمریکا چطور با آن اشغالگری میکند؟
🔹 ترامپ: قدرت ما حتی از دکترین ۲۰۰ سالۀ «مونرو» هم فراتر رفته و ایالات متحده حالا صاحباختیار مطلق قاره آمریکاست. دکترین مونرو مسئلۀ مهمی است، اما ما الان خیلی فراتر از آن رفتهایم؛ خیلی خیلی فراتر! حالا دیگر به آن میگویند «دکترین دانرو» (ترکیب نام دونالد + مونرو)
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
🔰 مادورو و رضاشاه
🔹 از سرعت سقوط مادورو و رئیس جمهور دزدی آمریکا تعجب میکنید؟ خب شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه خودمان هم کمتر از ۸۰ ساعت دوام آورد. کشور توسط روس و انگلیس اشغال شد. رضاشاه به بندرعباس منتقل و با کشتی از کشور اخراج شد. محمدرضا نتوانست پدر را به ایران بازگرداند. ما هم این ذلت را تجربه کرده ایم.
.
🔹 رضاشاه و خانوادهاش در ساعات پایانی شب ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ وارد اصفهان شدند و در منزل سرتیپ شعری فرمانده پادگان این شهر اسکان یافتند و فردای آن روز به منزل کازرونی از ثروتمندان و مریدان شاه رفتند و تا ۳۰ شهریور همانجا ماندند. صبح ۳۰ شهریور به یزد منتقل شدند و در منزل هراتی و بعد منزل سرهنگ پاشا مبشر اقامت کردند. او و همراهانش فردای آن روز وارد رفسنجان شدند و پس از صرف ناهار عازم کرمان شدند. آنان به منزل ابوالقاسم هرندی از خانهای شهر رفتند.
🔹 رضا شاه در شهر کرمان به بیماری عفونی گوش درد مبتلا شد. او تصمیم داشت چند روز در کرمان اقامت کند اما این درخواست با مخالفت کنسول انگلیس که اصرار داشت هر چه سریعتر از کشور خارج شود روبرو شد. او با عصبانیت به کنسول انگلیس گفت: «کجا بروم، من حتی ۵ ریال پول در جیبم ندارم.» کنسول گفت نگران نباشید همه مخارج سفر شما تأمین شده و بعداً از پسرتان وصول خواهد شد.»
🔹 رضاشاه تمایل داشت چند هفته در بمبئی اقامت کند و بعد رهسپار آمریکای جنوبی شود اما نمیدانست در انتخاب مقصد سفر هم اختیاری ندارد.
🔹 شاه و همراهان پس از ۴ روز اقامت در کرمان، به ناچار عصر روز چهارم مهر ۱۳۲۰ به طرف بندر عباس حرکت کردند. شب را در سیرجان ماندند و ظهر روز بعد در دهکده حاجیآباد ناهار خوردند و شب هنگام به بندر عباس رسیدند. او شب را در یکی از ساختمانهای ارتش به سر برد ولی به خانوادهاش گفت در کشتی مسافربری انگلیس ـ هندی «بندرا» که قرار بود فردا آنان را به سوی بمبئی ببرد استراحت کنند.
🔹 رضاشاه پنجم مهر لباس نظامی را از تن درآورد و برای اولین بار لباس شخصی به تن کرد و وارد کشتی بندرا شد. فریدون جم و سایر درباریان و همراهان غیر از خانواده رضاشاه در اینجا از وی جدا شدند و کشتی در ساعت ۸ صبح به سوی بندر بمبئی در هند به راه افتاد. کشتی بسیار کند حرکت میکرد و او و خانواده اش ۹ مهر به ساحل بمبئی رسیدند. در ساحل یک انگلیسی به نام «کلرمونت اسکرین» که قبلاً سرکنسول بریتانیا در مشهد بود و به فارسی تسلط داشت وارد کشتی شد و به رضاشاه و همراهان گفت که حق خروج از کشتی ندارند. تعدادی سرباز هندی نیز مراقب بودند که هیأت ایرانی از کشتی خارج نشوند. «کلرمونت اسکرین» به رضاشاه گفت شما چند روزی در کشتی خواهید ماند و سپس به جزیره موریس در جنوب شرقی قاره آفریقا منتقل خواهید شد. او عصبانی شد و به مأمور انگلیسی گفت: «مگر ما بازداشت شما هستیم. شما حق ندارید برای ما تعیین تکلیف کنید. در تهران به من گفته بودند که به هر کجا بخواهم میتوانم بروم. چرا اجازه نمیدهید من به آمریکای جنوبی بروم و چرا مانع میشوید که ما در بمبئی پیاده شویم؟»
🔹 کلرمونت در پاسخ فقط یک جمله گفت و آن اینکه «من اظهارات شما را تلگراف میکنم ولی فعلاً جز آنچه گفتم نمیتوانم انجام دهم.»
🔹 هیأت ایرانی ۵ روز در هوای گرم و شرجی ساحل بمبئی در کشتی ماندند سپس در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۲۰ با قایق به یک کشتی برمهای منتقل شدند. کشتی برمهای در غروب ۱۴ مهر سینه آبها را شکافت و پس از ۹ روز در ۲۳ مهر به بندر پورت لوئی پایتخت جزیره موریس رسید. چند تاکسی، رضاشاه و هیأت همراهش را به اقامتگاهشان در جزیره بردند.
✍ علیرضا زادبر
🌐 فــــــــــــــرارویــــــــــــ....
@fararavi
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 دلیل اصلی حمله ترامپ به ونزوئلا چه بود؟
این گزارش به بررسی ابعاد و دلایل اصلی حملات دولت دونالد ترامپ علیه کشور ونزوئلا و نیکولاس مادورو میپردازد.
@fararavi
«ایران، بین دو تخیّل»
آیا وضعِ موجودِ اقتصادی، قابلقبول است؟
خیر!
پس چگونه است که دو گروه -که هر دو آسیبپذیرند- در مقابل یکدیگر موضع میگیرند و روایتهایی متضاد ارائه میدهند؟
گروه اول، تصویری آرمانی پسذهن خود دارد: «آرمانشهر».
یعنی باور دارند میشد بهتر بود، اما اکنون نیست…
گروه دوم، کابوسی پسذهن خود دارد: «ویرانشهر».
یعنی میبینند که وضعیت می تواند از اینی که هست، بهمراتب بدتر باشد…
این، مبارزهای است بر سر دو روایت از واقعیت؛
نبردی برای تسلطِ «تخیلات» بر ذهن جمعی.
تخیل غیر از توهم است.
تخیل، تصورِ وضعی دیگر است؛ اما توهم، تصدیقِ آن وضع دیگر بهجای واقعیت موجود.
ایران امروز، میان دو تخیل گسترده در نوسان است:
۱. تخیلِ آرمانشهری
۲. تخیلِ ویرانشهری
هر دو تخیل، هم میتوانند امیدبخش باشند و هم ویرانگر؛
یکی با آرزوی آنچه نیست، دیگری با ترس از آنچه ممکن است بیاید.
«رحمان رزم پا»
@fararavi