⚡️من اگه جای ظریف بودم؛ بعد از اینکه «فرانچسکو» هم سرم کلاه گذاشت، بعد از اینکه امضایِ کری تضمین نشد، بعد از اینکه امریکا به راحتی و بدون لغوِ هیچ تحریمی از «برجام» خارج شد و قولِ من کارساز نبود،
بعد از اینکه حتی اروپاییها هم به تعهداتشون عمل نکردن، بعد از اینکه امریکا نتونست «با یک بمب» تمامِ سیستم دفاعیِ ایران رو از کار بندازه، بعد از اینکه نتونستم با «یک توییت» جلویِ جنگ رو بگیرم،
بعد از اینکه معلوم شد نه تنها «مکانیسمِ ماشه» در برجام بود بلکه توسط اروپاییها هم فعال شد، بعد از اینکه دوبار وسطِ «مذاکره» به ایران حمله شد،
بعد از اینکه وقتی جنگ شد فرماندهان و مقاماتِ حاکمیتی دوشادوشِ مردم در میدان به شهادت رسیدن، بعد از اینکه در نهایت «میدان» امریکا رو مجبور به پذیرشِ حقارت کرد نه «مذاکره» و ...
دیگه هرگز برای دستگاه دیپلماسی و نیروهای مسلحِ جمهوری اسلامیِ ایران نسخه نمیپیچیدم، هرگز «باید و نباید» ردیف نمیکردم و در بهترین حالت؛ به ازای تمام آسیبهای جبرانناپذیری که دشمننشناسی و غربدوستیِ من به این کشور تحمیل کرد؛ از ملت ایران عذرخواهی میکردم. و در نهایت برای همیشه سکوت میکردم!
البته ظریف پر روتر از این حرف هاست...
✍ احسان موحدیان
@fararavi
فرارَوی
تلویزیون موساد-اینترنشنال هم که اصلاً اتفاقات را جنگ نمیدونه، بلکه عملیاتی جهت حمایت از مردم ایران ا
شاهکار جدید اینترنشنال ...آدم می مونه چی بگه...
@fararavi
🔻امشب جنگندههای ایالات متحده، طی حملاتی گسترده، نقاط مختلفی از استان کهگیلویه و بویراحمد (از جمله شهرستان کهگیلویه و دهدشت) را بمباران کردند.
🔻همزمان، پس از گذشت بیش از ۴۰ ساعت، هنوز خبر تازهای از سرنوشت خلبان دوم جنگندهی سرنگونشده F-15E در این محدوده منتشرنشده است.
🔻با توجه به اینکه احتمال اتمام آب و غذای خلبان مذکور (جیرهی ۴۸ ساعته) نزدیک است و تحرک خلبان میتواند به شناسایی او منجر شود، به نظر میرسد ایالات متحده پس از ناامیدی از نتیجهبخش بودن عملیات نجات خلبان دوم، در پی بمباران مکانهای احتمالی او و کشتن خلبان خود در ایران است.
🔻 ظاهراً رژیم تروریست ایالات متحده، سبککار و شیوههای جنایتکارانهی رژیم تروریست اسرائیل را در تمام ابعاد سرلوحهی عمل قرار داده و درصدد اجرای «پروتکل هانیبال» است!
امیدوارم ایران این خلبان را به اسارت گرفته باشد و فعلأ از اعلام آن خودداری کرده باشد.
▪️پروتکل هانیبال:
بر مبنای «اصل عدم مذاکره با دشمنان» به عنوان دستورالعملی راهبردی که در ارتش متجاوز اسرائیل به کار گرفته میشود، در موقعیتهایی که نیروهای خودی اسیر میشوند، اجتناب از نجات آنان یا کشتن سربازان خودی، مجاز شمرده میشود.
✍ پریسا نصر
@fararavi
🔻 #یادداشت | فتحِ برنو
کارکنان آمریکا در آخرین روزهای حضور نحسشان در سفارتخانه آن کشور در ایران، توی اسناد لانه جاسوسی دربارهی بسیجیان و انقلابیونِ ایران گفته بودند: اگر خمینی به آنها بگوید بروید کره ماه، نمیگویند چطور برویم؟ میگویند کِی برویم؟!
اکنون، جهان با حیرانی خیره شده به صحنههای حضور مردمِ لُر برنو به دست، در شکارِ هواپیماهای آهنی غولپیکر آمریکا!
آخر کدام عقلِ سالمی میپذیرد که با یک سلاح ساخته شده در سدهی قبل به جنگ با پیشرفتهترین تجهیزات نظامی روزِ دنیا برود؟
عقلِ معاش نه، ولی عقلِ معاد آری!
ذهنهای آهنی و عددیِ بشر غربی، درکی از چراییِ این مسئله ندارند. درکی از رابطهی ولایی و حبّی با رهبر، همبستگی و تعاون بین مردم، ایثار برای دین و دنیای یکدیگر ندارند؛ ادارکی از وجوهِ عشق، وجوهِ ایثار، وجوهِ جهاد ندارند!
وقتی حتی "پیادهروی توی خیابان" حکمش میشود جهاد با اسرائیل و آمریکا؛ ذهنِ محاسبهگر و زنگزدهی انسانِ غربی ناتوان از حل و فهمِ این صحنههای ایثار و جهادِ مؤمنانهی مردم میشود.
اینجا با تکهای آهن و چوب، با تن و جان، و با عشق و ایمان به جنگ تجهیرات پیشرفته و فوق پیشرفتهی جهان میروند و پیروز برمیگردند؛ چرا که در عقیدهی ما باید با هرچه داری به جنگ با دشمن برخیزی، آنگاه خداوند نصرت و یاری خویش را برای تو خواهد فرستاد.
✍️ محبوبه رحمانی
@fararavi
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ وصیت بسیجی شهید ابوالفضل پیمان از شهدای کوه سیاه دهدشت؛ ۲ روز قبل از شهادت
او نه تنها به هدف خود و دشمن آگاه بود، بلکه به آگاهی خود آگاهی داشت ....
@fararavi
«خودِ خودِ مردم»
حامد شفیعیخواه، جوانِ دهه هشتادی، فروشندهی یک فروشگاه بود. نه تفنگی دستش بود، نه یونیفرمی به تن.
او جوانی ساده و خودمانی بود از جنس همان مردم کوچه و بازار. صبح تا شب پای صندوق نشسته بود، جنس جابجا میکرد، با مشتری حرف میزد، خنده میکرد، خسته میشد، برمیگشت خانه. مثل بسیاری از جوانان دیگر. اما ترکشِ دشمن آمد و او را گرفت. چرا؟
من منطق ریاضیات را کنار گذاشتهام برای فهمیدن شهادتش. با الٰهیات باید سراغ این راز رفت. حاج قاسم گفته بود: «شرط شهید شدن، شهید بودن است.» یعنی حامد از قبل، روزنهای در حیاتش گشوده بود که نور خدا از آن تابید. آن نور شاید، همان لبخند صادقانهاش به مشتری بود، همان دست گرمی که به اقوام میرساند، همان غیرتی که همه در رفتارش میدیدند. و همین نور ساده و روزمره، او را نشانِ دشمن کرد.
آن شب، آمریکا نخواست به یک نظامی شلیک کند. خواست به یک ایرانی شلیک کند. به یک جوانِ سادهدل، غیرتمند، مهربان، کمککار اقوام، بیادعا. به کسی که نه اهل رانت بود و نه باندبازی. به کسی که با ارادهای محکم، مخالف بود که ایران بلعیده شود.
چنانکه به تعبیر رهبر شهید انقلاب؛ «آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملت ایران و جمهوری اسلامی، مانع هستند.» حامد یکی از همین مانعها بود. نه با موشک، نه با تانک، نه با سخنرانی در جایگاههای رسمی. فقط با بودنش. و به همین خاطر، خونش سندی شد بر اینکه دشمن با جمهوری اسلامی تنها دشمنی ندارد، با خودِ مردم ایران دشمن است. با آن دخترکان مدرسه میناب، با آن کارگر ساختمان، با آن نوزاد چند روزه، با آن فروشندهی سادهای که اسمش حامد بود.
خون حامد جانهای بسیاری را گرم کرد. دلهای بسیاری مشتاقتر از قبل، برای مبارزه با بیگانه شدند. و این همان سری است که با دل میشود فهمید، نه با عقل حسابگر.
شهادت فقط برای فرماندهان و سرداران نیست. شهادت برای حامدها هم هست. شاید برای حامدها بیشتر باشد. چون آنها خودِ خودِ مردماند. و خدا وقتی میخواهد به دشمن بفهماند با چه کسی طرف است، یک حامد را نشانش میدهد.
روحت شاد، شهید حامد عزیز. خودِ خودِ مردم.
✍️ رحمان رزم پا
@fararavi