4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻اسرائیل در حوزه فنی و مهندسی آب به هیچ وجه جلوتر از ما نیست/ ما ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب تجدید پذیر داریم؛ هیچ کشوری در خاورمیانه چنین آبی ندارد
👤رضا حاجی کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب:
🔹سد کرج خالی نشده که صهیونیستها بخواهند امکان اسکی روی آب را برای ما در آن ایجاد کنند
🔹اسرائیل یک سیستم اقلیمی ثابت دارد، در حالی که ایران تنوع اقلیم داشته و دو رشته کوه بسیار بزرگ دارد.
@fararavi
«راز موفقیت در میدان نبرد: تلاش، نظم و ایمان»
پیروزی در میدان نبرد هیچگاه امری حتمی نیست، بلکه همواره مشروط است. تاریخ بارها نشان داده است که بسیاری از افراد شرور و نادرست بر افراد خیور و شایسته تفوق یافتهاند؛ بنابراین، هیچ موفقیتی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن شرایط و مقدمات آن قطعی دانست. عقل نیز همین را حکم میکند: در شرایط برابر، جبههای که تلاش مستمر، نظم کافی و تمرکز بیشتری دارد، احتمال موفقیتش بالاتر است.
این نگاه در آموزههای دینی ما نیز به وضوح دیده میشود. قرآن کریم میفرماید: «اگر خدا را یاری کنید، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد»؛ یا در جای دیگر میفرماید: «غمگین و سست نشوید، شما برتر هستید اگر ایمان داشته باشید.» این آیات نشان میدهند که پیروزی، مشروط به یاری خدا، ایمان و اقدام عملی است و نه امری خودبهخود و حتمی.
درک مشروط بودن پیروزی پیامدهای بسیار مثبت دارد. نخست، موجب تقویت خودیاری و خوداتکایی افراد میشود. دوم، افراد را به تمهید مقدمات لازم برای پیروزی و برنامهریزی دقیق ترغیب میکند. سوم، در مواجهه با شکست یا ناکامی، افراد دچار یأس نمیشوند و در زمان پیروزی نیز مغرور نمیگردند.
در مقابل، اگر پیروزی را امری حتمی بدانیم، پیامدهای زیانباری به همراه خواهد داشت: افراد ممکن است دچار غرور کاذب شوند، به تمهید مقدمات لازم بیتوجه باشند، افراد ضعیف را کنار نزنند یا خطاهای راهبردی را نادیده بگیرند و حتی ممکن است کسانی که شایستگی ندارند مورد تحسین و تمجید قرار گیرند.
رهبر انقلاب اسلامی نیز به این موضوع تأکید دارند:
«اگر ایستادید ـ همانگونه که تا امروز ایستادهاید ـ قطعاً پیروز میشوید؛ اما اگر ما نایستیم، اگر به شرایط لازم یک مبارزه با این عظمت توجه نکنیم، معلوم است که خداوند به ملتهای تنبل و سرگرم مسائل حقیر توجهی نمیکند. پشتیبانی خدا شامل ملّتهایی میشود که بصیرت داشته باشند و حرکت کنند.» (۹۱/۰۸/۱۰)
بنابراین، شناخت مشروط بودن پیروزی، نه تنها واقعبینانه و عقلانی است، بلکه مسیر موفقیت را هموار میسازد و از غرور و یأس جلوگیری میکند.
✍️ رحمان رزم پا
👇
@fararavi
🔴 «تغییر پارادایم»؛ اسم رمزِ براندازی تدریجی و نرم از درون
🔹جواد ظریف در مقالهای برای نشریه آمریکایی فارین پالیسی از «تغییر پارادایم در ایران» سخن گفته:«جنگطلبان از بستن پنجرههای دیپلماسی سود میبرند. باید فرصت را از آنان گرفت تا پارادایم تهدید را تثبیت نکنند. اکنون زمان تغییر پارادایم فرارسیده و این تغییر برای ایران از درون آغاز میشود.»
🔸تعارفات دیپلماتیک تعبیر «تغییر پارادایم در ایران» را که کنار بزنیم، پیام اصلی از پشت پرده بیرون میزند: «عقب نشینی از برنامه هستهای، توقف کامل توسعه موشکی و محدود کردن برد موشکهای ایران به حداکثر ۴۰۰ کیلومتر و قطع حمایت تهران از محور مقاومت؛ از حزبالله لبنان و حشدالشعبی عراق گرفته تا انصارالله یمن و مسئله فلسطین.»
🔹این «تغییر پارادایم» تنها یک مثلث نیست؛ بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر است که جمعبندی آن چنین میشود دموکراتیزهکردن نظام جمهوری اسلامی به سبک مطلوب واشنگتن و بروکسل؛ با حذف کامل یا تشریفاتی کردن رکن «ولایت فقیه»، جداسازی دین از سیاست، و تبدیل ایران به نسخهای «ترکیهگونه» که دین در آن به حاشیه زندگی خصوصی رانده شود و ایران به یک کشور «نرمال» از منظر آنها تبدیل شود. که البته این نگاه خوشبینانه است.
🔸نگاه واقع بینانه نشان میدهد که بعد از خلع سلاح استراتژیک تهران، هدف بعدی قطعاً تجزیه ایران است که برای همیشه از ترس آنچه آنها «احیای امپراطوری ایران» میخوانند راحت شوند!
🔹در ماههای اخیر، بسیاری از دلسوزان کشور با نیت خیر، بر «وحدت»، «انسجام» و «همدلی» تأکید کردهاند. اما باید دقت شود که وحدت ملی، زمانی اصیل است که از مسیر هوشیاری عبور کند؛ نه از راه بستن چشم بر پروژههای سیاسی که دقیقاً وحدت ملت را هدف قرار دادهاند!
🔸نشانههای این تحرکات ضدوحدت آشکارند؛ از بیانیه براندازی میرحسین موسوی برای «مجلس مؤسسان قانون اساسی جدید»، بیانیه ۱۸۰ نفره، مقاله محققداماد بهعنوان تئوریسین فقهی–حقوقی این خط و بیانیه ۷۸ چهره پیشکسوت دیپلماسی تا اظهارات اخیر کروبی و مصاحبههای حسن روحانی. اینها زنجیرهای نیست که بتوان سادهلوحانه با جمله «انشاءالله گربه است» نادیدهاش گرفت.
🔹به اینها اضافه کنید تاکتیک «بحرانسازی» و «تبدیل مسائل کشور به بحران» توسط مدیران ناکارآمد وابسته به همین جریان در دولت. ترکیب این دادهها، برای هر تحلیلگر منصف، یک نتیجه واضح دارد: هدف، تحمیل نسخه نهایی یک صلح اجباری است؛ صلحی که هزینهاش، خلع سلاح استراتژیک ایران و شکستن ستون مقاومت منطقهای خواهد بود.
🔸اینکه برخی با نیت ظاهراً خیرخواهانه، فعالیت جبهه تبیین نیروهای انقلابی را، به بهانه «همسویی دولت و رهبری»، متوقف میکنند، محل شگفتی است. وحدت واجب است؛ اما وحدتی که بهایش سکوت در برابر یک جریان خزنده سیاسی باشد، دیگر وحدت نیست — پیشدرآمد تسلیم است. ضمن حفظ انسجام ملی و وحدت جامعه، باید شبکههای تبیینی انقلاب فعال شوند.
✍️ داود مدرسیان
👇
@fararavi
🔷ترامپ در تروث سوشال با تهدید حماس و ادعای تکراری نابودی برنامه هستهای ایران نوشت:
️«ما تنها زمانی بازگشت گروگانهای باقیمانده را خواهیم دید که حماس با آن مواجه شده و نابود شود!!! هر چه این اتفاق زودتر بیفتد، شانس موفقیت بیشتر خواهد بود. به یاد داشته باشید، من کسی بودم که مذاکره کردم و صدها گروگان را آزاد و به اسرائیل (و آمریکا!) بازگرداندم.»
🔷️«من کسی بودم که ۶ جنگ را در فقط ۶ ماه به پایان رساندم. من کسی بودم که تأسیسات هستهای ایران را نابود کردم. یا برای برد بازی کن، یا اصلاً بازی نکن!»
@fararavi
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این فعال رسانهای آمریکایی بخوبی حقایق نبرد ایران و اسرائیل را توضیح میدهد:
▪️هدف اسرائیل علیه ایران، اگر اسرائیل را بشناسید، هستهای زدایی ایران نیست.
▪️اسرائیل به دنبال صلح با ایران نیست، هدف تلآویو، اسرائیل بزرگ است
▪️ایران واپسین دشمن باقی مانده است، اسرائیل یکایک کشورها را ساختارمند از دور خارج کرده.
▪️همه دشمنان اسرائیل در منطقه یا سرخم کردند یا براندازی و ویران شدند و یا رشوه دریافت و به نوکری گرفته شدهاند.
▪️به محض اینکه بتوانند توانمندیهای دفاعی ایران را از میان بردارند، نظام ایران را همانند حکومتهای دیگر سرنگون، حکومتی هوادار اسرائیل را سرکار خواهند آورد و آنگاه اسرائیل میتواند منطقه را کنترل و تصاحب کنند..
@fararavi
اکنون در شرایط نه صلح و نه جنگ قرار داریم. هرلحظه امکان وقوع درگیریها متصور است. اما آنچه بیش از نبرد احتمالی با دشمن خارجی مهم است، شناختِ سناریوی عناصر غربگرا و بازی نفوذیهای داخلی است. جریانی که آتش تهیه جنگ آتی دشمن را بر دوش گرفته است.
از اینرو بهنظر میرسد در محاسبه هرگونه جنگ محتمل آتی، شروع اختلافات داخلی، پیشران تهاجم دشمن است. برای همین نتانياهو نیز در پیام اخیرش، به دنبال ایجاد آشوب خیابانی در ایران است و به اختلاف داخلی امید بسته است؛ چراکه نتیجه هرگونه نبرد آتی دشمن، با انسجام ملی کنونی که حول "ایران، اسلام و ولایت فقیه" شکل گرفته است، قطعا با شکست مواجه خواهد شد.
از این رو بخشی از سناریوی دیکتهشده موساد و سیا به غربگرایان داخلی، برهم زدن انسجام داخلی و ضربه به وحدت ملی است با نسخههای منقضی شده از بازگشت به مذاکره با غرب، تغییر رفتار با آمریکا و پیگیری سیاست توسعه در ایران است. اسم رمز این بازی مشکوک و البته نخنماشده هم "تغییر پارادایم" در ایران است.
همان رؤیایی که دشمن در جنگ ۱۲ روزه نتوانست به آن دست یابد و تهاجم اسرائیل و آمریکا باعث براندازی جمهوری اسلامی نشد؛ اکنون با صدور بیانیه، چاپ مقاله، ایرادسخنرانی و توئیتپراکنی غربگراها در حال پیگیری است.
از این رو در مقطع کنونی، مهمترین اقدام برای خنثیسازی سناریوی کدخداپرستان، آگاهسازی و هشدار دهی به آحاد مردم است. البته آگاهی و هشدار نه از جنس تولید نگرانی و اضطراب، بلکه از جنس تولید آگاهی هوشمندانه و بیداری عزتمندانه! چراکه این ملت بزرگ، امتحان خود را در شرایط خطیر پس داده و در کوران حوادث آبدیدهتر شده اند.
✍ علی قاسمی
@fararavi
⭕️ چند پرسش از دوستان جبههٔ اصلاحات
✍🏻 محمدرضا جلائیپور
از منظر اصلاحگرانه برایم چند پرسش از نویسندگان بیانیهٔ امروز جبههٔ اصلاحات مطرح شد که برای مشارکت در گفتگوی عمومی و درونجریانی به اختصار میپرسم:
🔹 این بیانیه اگر قبل از دفاع میهنی ۱۲ روزه و قبل از نسلکشی غزه و حتی قبل از بهاربهخزانکشیدهٔ عربی نوشته میشد دقیقا چه فرق مهمی میکرد؟ آیا این اتفاقات بزرگ نباید تاثیری در بخشی از محتوا و رویکرد متن نیروی سیاسی ملی بگذارد؟ آیا بازگشت به تنظیماتِ کارخانهایِ قبل از جنگ فقط برای حکمرانان خطا است و برای نیروهای سیاسی مطلوب است؟
🔹 چرا متن گویی در دههٔ نود میلادی و غلبهٔ خوشبینی/خوشخیالی به نظم تکقطبیِ لیبرالِ جهانی نوشته شده است و هیچ ردی از تغییرات صحنهٔ جهانی و افزایش قدرت چین و ضرورت بیشترِ پیمانها و ائتلافسازیهای جدید منطقهای در آن دیده نمیشود؟ آیا نیروی سیاسی نباید متناسب با درسآموختههای منطقه و جهان چارچوبهای تحلیلی و فرضهای نظری و زبان و رفتارش را روزآمد کند؟
🔹 مثلا اگر این بیانیه نه برای ایرانِ ۱۴۰۴ در این منطقه بعد از درسآموختههای توسعههای توافقمحور جهان و شکستهای گذارهای منطقه و شکستهای اجماع واشنگتنی، بلکه قرار بود مثلا چند دهه قبل برای کرهٔ جنوبیِ وابستهٔ آمریکا در برابر کرهٔ شمالیِ وابستهٔ شوروی نوشته شود چه تفاوت رویکردی میداشت؟
🔹 یا مثلا اگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا نبود و همین چند هفته پیش وسط مذاکرات با جنگدهٔ بیدو ایران را بمباران نکرده بود یا نسلکشی نشده بود متن این بیانیه چه تفاوتی میداشت؟ یا اگر راهبرد فشارمحور و گذاریِ بخشی از نیروهای سیاسی در دهههای گذشته عملا بینتیجه یا با نتایج عکس نمیشد، متن این بیانیه چه فرقی میداشت؟
🔹 بیانیهٔ «جام زهر» مجلس ششم چه اشکالی داشت که عملا راهگشا نشد و با چه تحلیلی تکرار همان محتوا و لحن و رویکرد سودمند محسوب میشود؟
🔹 آیا ایران فقط بین دو گزینهٔ تسلیم و جنگ مخیر است؟ آیا گزینهٔ سومی که میتواند طراحی و خلق شود، نباید در متن توضیح داده شود؟ فرض کنیم ایران حتی به سبک جولانی یکسره تسلیم شود، آیا همانطور که نتانیاهو به قوای دفاعی سوریه، آنهم حین مذاکرات جولانی با نتانیاهو و علیرغم حمایت ترامپ از او، حمله کرد، به بهانهٔ دیگری به ایران حملهٔ نظامی یا اقتصادی نخواهد شد؟
🔹 چرا بعد از حملهٔ دو قدرت اتمی به ایران و در کنار تاکید بهجا بر ضرورت ابتکار عمل دیپلماتیک و ذینفعسازی اقتصادیِ همسایگان و قدرتهای جهانی در رشد و امنیت ایران و افزایش رضایت عمومی و همبستگی ملی، در متن بیانیه تاکیدی بر ضرورت تقویت قوای نظامی و دفاعی ایران نمیشود؟ آیا تصویر نویسندگان از اقتضائات امنیت ملی ایران در این منطقه و جهان زیاده سادهانگارانه و عقبمانده از زمان نیست؟
🔹 چرا یازده پیشنهاد متن شامل لوازم افزایش تابآوری اقتصادی محرومترین شهروندان ایران - مهمترین قربانیان جنگ - نمیشود و صرفا رضایت طبقه متوسط و فرادستان اقتصادی را هدف میگیرد؟
🔹 در متن، نظام به ترک «تخاصم خارجی» دعوت شده است. آیا «تنشزا» و مخاصمهجو ایران است که در حال مذاکره با آمریکا بود یا نتانیاهو و ترامپ که به ایران حملهٔ تجاوزکارانه کردند؟
🔹 به فرض پذیرشِ مخاصمهجویی ایران، آیا ترک تخاصم و ترک زبانِ سیاستِ ستیز و تقویت توافقگرایی فقط در برابر ترامپ مطلوب است و در سیاست داخلی عبور از قطبیسازی و زبانِ ستیز و تقویت توافقگرایی و توافقسازیِ حل مسالهای مطلوب نیست؟
🔹 آیا اینکه پیام اخیر حسن روحانی و مقالات جدید جواد ظریف و مواضع اخیر علی لاریجانی و زبان تعدادی از اعضای کابینه به نسبت این بیانیه موثرتر و راهگشاتر بودهاند از جمله به خاطر لحن و زبان مناسبتر و توازن محتوایشان نیست؟
🔹 آنچه در بیانیه به عنوان نقشهٔ راه ذکر شده در واقع لیست اهداف و آرزوهای جبهه نیست؟ آیا نیروی سیاسی مصلح نباید از لیست کردن اهداف فراتر برود و زبان و مسیر متناسب با تحققشان و گشایشگری عملی را برگزیند؟ اگر نقشهٔ راهِ ممکن و متناسب با ظرفیتها بود، آیا نباید در موارد متعددی که در سالهای قبل تقریبا بدون تفاوت در محتوا و زبان لیست شده بودند محقق میشدند؟ اگر از دو موردی که علاوه بر «امکان» در «مطلوبیت»شان هم تردید هست بگذریم، گامهای غیرآرزواندیشانه و برنامهٔ جبهه برای تحقق این اهداف چیست؟
🔹 آیا شرایط پرمخاطرهٔ ایران و مسائل انباشتهٔ کشور نمیطلبد که جبههٔ اصلاحات با بازاندیشی راهبردی، رقبای سیاسیاش را بخشی از راه حل کند (و نه صرفا بخشی از مساله) و با روش و زبانی سیاست بورزد که بتواند به جای قطبیسازی، توافقهای راهگشا بسازد و کارگزار اصلاح عملی شود (به جای صرفِ طلبِ اهداف رادیکال) و در نظر رقبایش هم اصلاحگران بخشی از راه حل شوند و نه بخشی از مساله؟
👇
@fararavi