eitaa logo
فرارَوی
663 دنبال‌کننده
397 عکس
377 ویدیو
17 فایل
« برای فراتر رفتن از موقعیت، مادّیت و أنانیّت » گزیده ای از تحلیل ها و یادداشت های روز پرداخت به مسائل کشوری و استانی تبیین تحولات تاریخی ارتباط با ما @FarzadAqdasian @Irani1871 https://eitaa.com/fararavi
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ چند پرسش از دوستان جبههٔ اصلاحات ✍🏻 محمدرضا جلائی‌پور از منظر اصلاح‌گرانه برایم چند پرسش از نویسندگان بیانیهٔ امروز جبههٔ اصلاحات مطرح شد که برای مشارکت در گفتگوی عمومی و درون‌جریانی به اختصار می‌پرسم: 🔹 این بیانیه اگر قبل از دفاع میهنی ۱۲ روزه و قبل از نسل‌کشی غزه و حتی قبل از بهاربه‌خزان‌کشیدهٔ عربی نوشته می‌شد دقیقا چه فرق مهمی می‌کرد؟ آیا این اتفاقات بزرگ نباید تاثیری در بخشی از محتوا و رویکرد متن نیروی سیاسی ملی بگذارد؟ آیا بازگشت به تنظیماتِ کارخانه‌ایِ قبل از جنگ فقط برای حکمرانان خطا است و برای نیروهای سیاسی مطلوب است؟ 🔹 چرا متن گویی در دههٔ نود میلادی و غلبهٔ خوش‌بینی/خوش‌خیالی به نظم تک‌قطبیِ لیبرالِ جهانی نوشته شده است و هیچ ردی از تغییرات صحنهٔ جهانی و افزایش قدرت چین و ضرورت بیشترِ پیمان‌ها و ائتلاف‌سازی‌های جدید منطقه‌ای در آن دیده نمی‌شود؟ آیا نیروی سیاسی نباید متناسب با درس‌آموخته‌های منطقه و جهان چارچوب‌های تحلیلی و‌ فرض‌های نظری و زبان و رفتارش را روزآمد کند؟ 🔹 مثلا اگر این بیانیه نه برای ایرانِ ۱۴۰۴ در این منطقه بعد از درس‌آموخته‌های توسعه‌های توافق‌محور جهان و شکست‌های گذارهای منطقه و شکست‌های اجماع واشنگتنی، بلکه قرار بود مثلا چند دهه قبل برای کرهٔ جنوبیِ وابستهٔ آمریکا در برابر کرهٔ شمالیِ وابستهٔ شوروی نوشته شود چه تفاوت رویکردی می‌داشت؟ 🔹 یا مثلا اگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا نبود و همین چند هفته پیش وسط مذاکرات با جنگدهٔ بی‌دو ایران را بمباران نکرده بود یا نسل‌کشی نشده بود متن این بیانیه چه تفاوتی می‌داشت؟ یا اگر راهبرد فشارمحور و گذاریِ بخشی از نیروهای سیاسی در دهه‌های گذشته عملا بی‌نتیجه یا با نتایج عکس نمی‌شد، متن این بیانیه چه فرقی می‌داشت؟ 🔹 بیانیهٔ «جام زهر» مجلس ششم چه اشکالی داشت که عملا راهگشا نشد و با چه تحلیلی تکرار همان محتوا و لحن و رویکرد سودمند محسوب می‌شود؟ 🔹 آیا ایران فقط بین دو گزینهٔ تسلیم و جنگ مخیر است؟ آیا گزینهٔ سومی که می‌تواند طراحی و خلق شود، نباید در متن توضیح داده شود؟ فرض کنیم ایران حتی به سبک جولانی یک‌سره تسلیم شود، آیا همانطور که نتانیاهو به قوای دفاعی سوریه، آن‌هم حین مذاکرات جولانی با نتانیاهو و علی‌رغم حمایت ترامپ از او، حمله کرد، به بهانهٔ دیگری به ایران حملهٔ نظامی یا اقتصادی نخواهد شد؟ 🔹 چرا بعد از حملهٔ دو قدرت اتمی به ایران و در کنار تاکید به‌جا بر ضرورت ابتکار عمل دیپلماتیک و ذی‌نفع‌سازی اقتصادیِ همسایگان و قدرت‌های جهانی در رشد و امنیت ایران و افزایش رضایت عمومی و همبستگی ملی، در متن بیانیه تاکیدی بر ضرورت تقویت قوای نظامی و دفاعی ایران نمی‌شود؟ آیا تصویر نویسندگان از اقتضائات امنیت ملی ایران در این منطقه و جهان زیاده ساده‌انگارانه و عقب‌مانده از زمان نیست؟ 🔹 چرا یازده پیشنهاد متن شامل لوازم افزایش تاب‌آوری اقتصادی محروم‌ترین شهروندان ایران - مهم‌ترین قربانیان جنگ - نمی‌شود و صرفا رضایت طبقه ‌متوسط و فرادستان اقتصادی را هدف می‌گیرد؟ 🔹 در متن، نظام به ترک «تخاصم خارجی» دعوت شده است. آیا «تنش‌زا» و مخاصمه‌جو ایران است که در حال مذاکره با آمریکا بود یا نتانیاهو و ترامپ که به ایران حملهٔ تجاوزکارانه کردند؟ 🔹 به فرض پذیرشِ مخاصمه‌جویی ایران، آیا ترک تخاصم و ترک زبانِ سیاستِ ستیز و تقویت توافق‌گرایی فقط در برابر ترامپ مطلوب است و در سیاست داخلی عبور از قطبی‌سازی و زبانِ ستیز و تقویت توافق‌گرایی و توافق‌سازیِ حل مساله‌ای مطلوب نیست؟ 🔹 آیا این‌که پیام اخیر حسن روحانی و مقالات جدید جواد ظریف و مواضع اخیر علی لاریجانی و زبان تعدادی از اعضای کابینه به نسبت این بیانیه موثرتر و راهگشاتر بوده‌اند از جمله به خاطر لحن و زبان مناسب‌تر و توازن محتوایشان نیست؟ 🔹 آنچه در بیانیه به عنوان نقشهٔ راه ذکر شده در واقع لیست اهداف و آرزوهای جبهه نیست؟ آیا نیروی سیاسی مصلح نباید از لیست کردن اهداف فراتر برود و زبان و مسیر متناسب با تحقق‌شان و گشایشگری عملی را برگزیند؟ اگر نقشهٔ راهِ ممکن و متناسب با ظرفیت‌ها بود، آیا نباید در موارد متعددی که در سال‌های قبل تقریبا بدون تفاوت در محتوا و زبان لیست شده بودند محقق می‌شدند؟ اگر از دو موردی که علاوه بر «امکان» در «مطلوبیت‌»شان هم تردید هست بگذریم، گام‌های غیرآرزواندیشانه و برنامهٔ جبهه برای تحقق این اهداف چیست؟ 🔹 آیا شرایط پرمخاطرهٔ ایران و مسائل انباشتهٔ کشور نمی‌طلبد که جبههٔ اصلاحات با بازاندیشی راهبردی، رقبای سیاسی‌اش را بخشی از راه حل کند (و نه صرفا بخشی از مساله) و با روش و زبانی سیاست بورزد که بتواند به جای قطبی‌سازی، توافق‌های راهگشا بسازد و کارگزار اصلاح عملی شود (به جای صرفِ طلبِ اهداف رادیکال) و در نظر رقبایش هم اصلاح‌گران بخشی از راه حل شوند و نه بخشی از مساله؟ 👇 @fararavi
✍️ فرهاد قدوسی 👇 @fararavi
برخی از توییت های انتقادی به بیانیه جبهه اصلاحات ایران 👇 @fararavi
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خوش چشم: آمریکا با خالی کردن پایگاه عین الاسد می خواهد اعلام کند تهدیدش باورپذیر شده است مصطفی خوش چشم: 🔸اگر بخواهم فشار وارد کنم، دقیقاً همین کار را انجام می‌دهم؛ حتی اگر قصد حمله نداشته باشم، نمایش حمله را طوری اجرا می‌کنم که طرف مقابل باور کند. 🔸تجربه روانی پشت این رفتار بسیار اثرگذار است؛ ذهن انسان پس از تجربه‌ای شوک‌آور مانند جنگ، هر حادثه عادی را هم به همان واقعه پیوند می‌زند. 🔸ذهن مردم بعد از جنگ طوری شده است که با هر اتفاق، می گویند رژیم صهیونیستی زد! 👇 @fararavi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عراقچی: مذاکره لزوماً جلوی جنگ را نمی‌گیرد / در حیطه وظایفم، اختیار کامل دارم/ محافظه کار نشده ام / گاهی جنگ اجتناب‌ناپذیر است/ نمی‌توانیم همکاری با آژانس را به صورت کامل قطع کنیم سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه : رویکرد دولت چهاردهم استفاده از مذاکره و ابزار دیپلماسی در روابط خارجی است. مذاکره و دیپلماسی راه‌هایی کم‌هزینه‌تر و کم‌خطرتر هستند، اما گاهی اوقات، هزینه‌ آن‌ها از جنگ هم بیشتر است. مگر مذاکره نمی‌کردیم که جنگ شد؟ پس مذاکره لزوماً جلوی جنگ را نمی‌گیرد. در برخی موقعیت‌ها باید بجنگید؛ اگر نجنگید، به‌اصطلاح، باخته‌اید و منافع کشور را نادیده گرفته‌اید. در برخی شرایط نیز نباید جنگید؛ چراکه در این صورت، هزینه‌ای غیرضروری به کشور تحمیل می‌شود. اینکه جنگ همیشه مقدس و مذاکره همیشه امری پلید است که نباید به سراغ آن رفت، نگاهی نادرست و غیرواقع‌بینانه است ما نمی‌توانیم همکاری با آژانس را به صورت کامل قطع کنیم. هنوز به مبنای مذاکراتی با اروپا نرسیده‌ایم. هنوز به نقطه بلوغ مذاکراتی به معنای مذاکره مؤثر با آمریکا نرسیده‌ایم. هیچ دخالتی در امور داخلی لبنان نکرده و نمی‌کنیم. ممکن است در نهایت اسنپ‌بک هم فعال شود، من این را انکار نمی‌کنم. من با یکی از مقامات کشورهای منطقه که آدم واقعاً دلسوزی هم هست صحبت می‌کردم، ایشان می‌گفت خیلی با احساس بدی باید بپذیریم که چیزی به نام امت اسلامی دیگر وجود ندارد. محافظه کار نشده ام، در چارچوب تعیین شده از سوی حاکمیت حرکت می‌کنم. گاهی جنگ اجتناب‌ناپذیر است. 👇 @fararavi
فریاد نجات یا زمزمه تسلیم؟ در بحبوحه چالش‌های کشور، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات تحت عنوان "تنها راه نجات کشور، تغییر و بازگشت به مردم است"، بیش از آنکه طرحی برای نجات باشد، سندی از تسلیم و بی‌برنامگی به نظر می‌رسد.گویی این جبهه، در اوج بحران، به‌جای ارائه نقشه‌راهی عملیاتی و امیدبخش، صرفاً دست به دامان انکار واقعیت و سرزنش دیگران شده است. جریانی که خود در شکل‌گیری وضعیت کنونی سهیم بوده و ناتوانی‌اش در تحقق وعده‌ها مشهود است، چگونه می‌تواند نسخه شفا بخش بپیچد؟ مردمی که سال‌هاست عبور معناداری از این جریانات داشته‌اند، دیگر به شعارهای بدون پشتوانه دل خوش نخواهند کرد. این بیانیه، تلاشی بی‌ثمر برای احیای گفتمانی از نفس افتاده است که نه تنها درک درستی از موازنه قدرت ندارد، بلکه بر انفعالِ سیاسی خود مهر تأیید می‌زند. عنوان " تنها راه نجات" در نگاه اول وسوسه‌انگیز است، اما در محتوای بیانیه، "نجات" بیشتر به "تسلیم" در برابر خواسته‌های صهیونیسم شباهت دارد. این بیانیه، به‌جای ارائه راهکارهای مشخص، بر کلی‌گویی و انتزاع بنا شده است. این رویکرد، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه با ناامیدسازی و ایجاد تشتت، به نوعی خودزنیِ سیاسی تبدیل می‌شود. وضعیتی که صدای طیف گسترده ای از خود اصلاح طلبان را درآورده است.این بی‌برنامگی، نه از سر غفلت بلکه از بطن ناتوانی ساختاری و از دست دادن ارتباط واقعی با بدنه جامعه جوشیده است. نکته نگران‌کننده شباهت‌های عجیب میان برخی مضامین این بیانیه و روایت‌سازی‌های رسانه‌های معاند است. ادبیات دشمن‌تراش و ناامیدکننده بیانیه، خواسته یا ناخواسته، در پازل "سربازان ناآگاه دشمن" قرار می‌گیرد. در شرایط فشار بی‌سابقه بین‌المللی، چنین بیانیه‌هایی، نه تنها خدمتی به مردم نیست، بلکه تلاشی برای دلسرد کردن آنان از مسیر مقاومت و زمینه‌سازی برای پذیرش سناریوهای تحمیلی است. آنچه از بیانیه جبهه اصلاحات هویدا می‌شود، نه راهی به سوی نجات، بلکه نشانه‌ای از پایان یک دوره و ضرورت بازنگری جدی و اصلاح در رویکردهای سیاسی است. چراکه نمی‌توان با راهکارهایِ از پیش شکست خورده به استقبال آینده رفت و مردم ایران، امروز نیازمند صدایِ واحدِ برخاسته از دلِ واقعیت‌ها و برنامه‌هایِ عملیِ مبتنی بر ارزش‌هایِ بومی هستند. جبهه اصلاحات نیز اگر واقعاً به دنبال "نجات" است، باید ابتدا صلاحیت خود را بازتعریف کند، موضع تسلیم را کنار بگذارد و با واقعیت‌های جامعه آشتی کند، نه اینکه با بیانیه‌هایی صرفاً ذهنی مردم را مشوش کند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿١١ بقره﴾ ✍ آقای علی داج 👇 @fararavi