4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خوش چشم: آمریکا با خالی کردن پایگاه عین الاسد می خواهد اعلام کند تهدیدش باورپذیر شده است
مصطفی خوش چشم:
🔸اگر بخواهم فشار وارد کنم، دقیقاً همین کار را انجام میدهم؛ حتی اگر قصد حمله نداشته باشم، نمایش حمله را طوری اجرا میکنم که طرف مقابل باور کند.
🔸تجربه روانی پشت این رفتار بسیار اثرگذار است؛ ذهن انسان پس از تجربهای شوکآور مانند جنگ، هر حادثه عادی را هم به همان واقعه پیوند میزند.
🔸ذهن مردم بعد از جنگ طوری شده است که با هر اتفاق، می گویند رژیم صهیونیستی زد!
👇
@fararavi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عراقچی: مذاکره لزوماً جلوی جنگ را نمیگیرد / در حیطه وظایفم، اختیار کامل دارم/ محافظه کار نشده ام / گاهی جنگ اجتنابناپذیر است/ نمیتوانیم همکاری با آژانس را به صورت کامل قطع کنیم
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه :
رویکرد دولت چهاردهم استفاده از مذاکره و ابزار دیپلماسی در روابط خارجی است. مذاکره و دیپلماسی راههایی کمهزینهتر و کمخطرتر هستند، اما گاهی اوقات، هزینه آنها از جنگ هم بیشتر است.
مگر مذاکره نمیکردیم که جنگ شد؟ پس مذاکره لزوماً جلوی جنگ را نمیگیرد.
در برخی موقعیتها باید بجنگید؛ اگر نجنگید، بهاصطلاح، باختهاید و منافع کشور را نادیده گرفتهاید. در برخی شرایط نیز نباید جنگید؛ چراکه در این صورت، هزینهای غیرضروری به کشور تحمیل میشود.
اینکه جنگ همیشه مقدس و مذاکره همیشه امری پلید است که نباید به سراغ آن رفت، نگاهی نادرست و غیرواقعبینانه است
ما نمیتوانیم همکاری با آژانس را به صورت کامل قطع کنیم.
هنوز به مبنای مذاکراتی با اروپا نرسیدهایم.
هنوز به نقطه بلوغ مذاکراتی به معنای مذاکره مؤثر با آمریکا نرسیدهایم.
هیچ دخالتی در امور داخلی لبنان نکرده و نمیکنیم.
ممکن است در نهایت اسنپبک هم فعال شود، من این را انکار نمیکنم.
من با یکی از مقامات کشورهای منطقه که آدم واقعاً دلسوزی هم هست صحبت میکردم، ایشان میگفت خیلی با احساس بدی باید بپذیریم که چیزی به نام امت اسلامی دیگر وجود ندارد.
محافظه کار نشده ام، در چارچوب تعیین شده از سوی حاکمیت حرکت میکنم.
گاهی جنگ اجتنابناپذیر است.
👇
@fararavi
فریاد نجات یا زمزمه تسلیم؟
در بحبوحه چالشهای کشور، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات تحت عنوان "تنها راه نجات کشور، تغییر و بازگشت به مردم است"، بیش از آنکه طرحی برای نجات باشد، سندی از تسلیم و بیبرنامگی به نظر میرسد.گویی این جبهه، در اوج بحران، بهجای ارائه نقشهراهی عملیاتی و امیدبخش، صرفاً دست به دامان انکار واقعیت و سرزنش دیگران شده است.
جریانی که خود در شکلگیری وضعیت کنونی سهیم بوده و ناتوانیاش در تحقق وعدهها مشهود است، چگونه میتواند نسخه شفا بخش بپیچد؟ مردمی که سالهاست عبور معناداری از این جریانات داشتهاند، دیگر به شعارهای بدون پشتوانه دل خوش نخواهند کرد. این بیانیه، تلاشی بیثمر برای احیای گفتمانی از نفس افتاده است که نه تنها درک درستی از موازنه قدرت ندارد، بلکه بر انفعالِ سیاسی خود مهر تأیید میزند.
عنوان " تنها راه نجات" در نگاه اول وسوسهانگیز است، اما در محتوای بیانیه، "نجات" بیشتر به "تسلیم" در برابر خواستههای صهیونیسم شباهت دارد. این بیانیه، بهجای ارائه راهکارهای مشخص، بر کلیگویی و انتزاع بنا شده است. این رویکرد، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه با ناامیدسازی و ایجاد تشتت، به نوعی خودزنیِ سیاسی تبدیل میشود. وضعیتی که صدای طیف گسترده ای از خود اصلاح طلبان را درآورده است.این بیبرنامگی، نه از سر غفلت بلکه از بطن ناتوانی ساختاری و از دست دادن ارتباط واقعی با بدنه جامعه جوشیده است.
نکته نگرانکننده شباهتهای عجیب میان برخی مضامین این بیانیه و روایتسازیهای رسانههای معاند است. ادبیات دشمنتراش و ناامیدکننده بیانیه، خواسته یا ناخواسته، در پازل "سربازان ناآگاه دشمن" قرار میگیرد. در شرایط فشار بیسابقه بینالمللی، چنین بیانیههایی، نه تنها خدمتی به مردم نیست، بلکه تلاشی برای دلسرد کردن آنان از مسیر مقاومت و زمینهسازی برای پذیرش سناریوهای تحمیلی است.
آنچه از بیانیه جبهه اصلاحات هویدا میشود، نه راهی به سوی نجات، بلکه نشانهای از پایان یک دوره و ضرورت بازنگری جدی و اصلاح در رویکردهای سیاسی است. چراکه نمیتوان با راهکارهایِ از پیش شکست خورده به استقبال آینده رفت و مردم ایران، امروز نیازمند صدایِ واحدِ برخاسته از دلِ واقعیتها و برنامههایِ عملیِ مبتنی بر ارزشهایِ بومی هستند.
جبهه اصلاحات نیز اگر واقعاً به دنبال "نجات" است، باید ابتدا صلاحیت خود را بازتعریف کند، موضع تسلیم را کنار بگذارد و با واقعیتهای جامعه آشتی کند، نه اینکه با بیانیههایی صرفاً ذهنی مردم را مشوش کند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿١١ بقره﴾
✍ آقای علی داج
👇
@fararavi
امنیت به مثابه یک مفهوم چندلایه و مُدرَج
امنیت را نمیتوان به عنوان وضعیتی مطلق و صفر و یکی تعریف کرد که یا وجود دارد یا ندارد. بلکه باید آن را مفهومی چندلایه، پویا و مدرَج دانست که در یک طیف از درجات مختلف محقق میشود. بر این اساس، پرسش صحیح این نیست که «آیا امنیت داریم؟»، بلکه این است که «چه میزان امنیت داریم و این امنیت بر پایه چه عواملی استوار شده است؟»
امنیت پایدار و همهجانبه بر چهار پایه اساسی و به هم پیوسته استوار است که در تعامل همافزاینده با یکدیگر قرار دارند:
اما لایه زیربنایی همان توان دفاعی و اطلاعاتی است. این لایه، سد اولیه در برابر تهدیدات بیرونی و داخلی است. توان بازدارندگی، حفاظت از مرزها و برخورداری از یک دستگاه اطلاعاتی کارآمد و پیشگیرنده، اساس فیزیکی امنیت را تشکیل میدهد.
لایه زیرساختی دوم، توان اقتصادی یا همان معیشتِ با ثبات است. امنیت بدون استقلال و ثبات اقتصادی شکننده است. اقتصادی پویا، مقاوم و خوداتکا که بتواند نیازهای اساسی جامعه را برآورده کند و در برابر شوکهای خارجی تابآوری داشته باشد، خونِ حیات بخشِ پیکره امنیت ملی است.
لایه سوم هویتی است. یعنی فرهنگی ریشهدار، همپذیر و سیطرهناپذیر!
این لایه، پشتوانه نرم امنیت است. فرهنگی که از اصالت تاریخی برخوردار باشد، در عین گشودگی و تعامل با دیگران، هویت خود را از دست ندهد و در برابر تهاجم فرهنگی مقاومت کند، حس تعلق و وحدت ملی را تقویت میکند.
لایه نهادی-سیاسی، چهارمین لایه امنیت است. به زبان دیگر، نهادهای سیاسی وقتی چابک، شفاف و پاسخگو باشند این سطح از امنیت تامین شده است.
کارآمدی نهادهای حکومتی، ضامن تحقق سه لایه پیشین است. نهادهایی که با شفافیت عمل کنند، توانایی پاسخگویی به نیازهای متغیر جامعه را داشته باشند و با تسهیل چرخش نخبگان، زمینه مشارکت حداکثری و اعتماد عمومی را فراهم آورند، نقش کاتالیزور را در تقویت امنیت ایفا میکنند.
بر این اساس، میتوان امنیت را اینگونه تعریف کرد: «قدرت و توانایی یک سیستم (کشور یا جامعه) برای ایستادگی در برابر تهدیدات و کاهش حداکثری آسیبپذیریها». بنابراین، وجود یک تهدید به معنای ناامنی مطلق نیست؛ بلکه اگر جامعهای از ظرفیت کافی برای خنثیسازی، دفع یا جذب اثرات آن تهدید برخوردار باشد، همچنان میتواند در وضعیت باامنیت قرار داشته باشد. هرچه این توانایی بیشتر باشد، درجه امنیت بالاتر است.
در نهایت، امنیت محصول تعاملی پویا بین لایههای دفاعی، اقتصادی، فرهنگی-هویتی و سیاسی است. غفلت از هر یک از این ارکان، کل سیستم امنیتی را تضعیف میکند. تحلیل و سنجش امنیت هر کشور نیز باید بر مبنای بررسی کمّی و کیفی همین پایهها و میزان هماهنگی بین آنها صورت پذیرد.
✍️ رحمان رزم پا
👇
@fararavi
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ
پیغمبر فرمود که من ریشم سفید شد برای این؛ خود ایشان که استقامت داشت، برای اینکه «وَ مَنْ تابَ مَعَکَ» پهلوش است یعنی پیغمبر مامور شده است که اشخاصی هم که همراه او هستند، اشخاصی هم که ایمان به او آوردند، آنها هم استقامت کنند و آن شما هستید...
شهادت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و امام حسن مجتبی علیه السلام را تلسیت عرض میکنیم
👇
@fararavi
🌐 تقدم ثروت ملی بر قدرت ملی با رسم شکل!
• آقای حسن روحانی از اول، شورای امنیت ملی را مبتنی بر استراتژی تقدم ثروت ملی بر قدرت ملی بست.
آخرین میوه این راهبرد نطق اخیر ایشان و بیانیه جبهه اصلاحات بود.
• از نهاد علم هم مثل دکتر سریع القلم همین را اخیراً تئوریزه می کند:
"کشور باید میان امنیت ملی مبتنی بر ثروت اقتصادی یا امنیت ملی مبتنی بر حضور نظامی در منطقه تصمیم بگیرد...
حرکت باید به سمت نظام اقتصادی متکی بر بخش خصوصی (حداقل ۸۰درصد) باشد و سیاست خارجی صرفاً در خدمت تسهیل تولید ثروت قرار گیرد."
عربستان، ترکیه، قطر و... در آسیا هم همیشه مثالهای ایشان برای موفقیت این استراتژی است!
• این استراتژیِ قرن۲۰ اتحادیه اروپا بوده: وابستگی های متقابل اقتصادی، مانع تهدید امنیت ملی با جنگ و نظامی گری می شود.
حتی کشورهای یاغی اینگونه تغییر می کنند؛ چیزی که "تغییر از طریق تجارت" می نامند!
اما مسئول سیاست خارجی اروپا این روش را درباره روسیه شکست خورده خواند!
روابط گسترده اقتصادی با او کمکی نکرد و حتی صادرات گاز روسیه بمثابه سلاح علیه اروپا به کار رفت!
• روسیه برای اروپا تهدید وجودی است.
فرش قرمز ترامپ برای پوتین (با تقدم قدرت ملی) و ملاقات سران اروپا (با استراتژی تقدم ثروت ملی) و تحقیر آنها با نشستن جلوی میز ریاست ترامپ را چگونه تحلیل می کنید؟!
گاوهای شیرده عربی با تقدم ثروت ملی بر قدرت ملی، چقدر برتر از اقتصادهای فرانسه و آلمان می شوند؟!
روزی که در مواجهه با تهدید وجودی اسرائیل مثل سران اروپا به دفتر بیضی می روند با آنها چگونه برخورد خواهد شد؟! بهتر اروپا؟!!
✍ محسن قنبریان
👇
@fararavi
شباهت جبهه اصلاحات امروز با حزب دمکرات اجتماعیون عامیون عصر مشروطه
جبهه اصلاحات در ایران امروز از نظر تاریخی بسیار شبیه فرقه و یا حزب دمکرات در دوران مشروطیت است ؛ دمکراتهای افراطی (یا همان فراکسیون اجتماعیون عامیون در مجلس) ابتدا انقلابیون دو آتشه و داغ بودند ( مثل تقی زاده و سید ضیا طاطبایی ) سپس لیبرال و آزادیخواه افراطی شدند و در نهایت سر از دربار رضاخانی در آوردند.
جذب جوانان پرشور و ساده دل وطندوست و مخالفت با علمای دینی اصیل و تشکیل انجمنهای سری برای کسب قدرت و در نهایت روابط آشکار و پنهان با سفارت انگلیس در کارنامه دمکراتها خودنمایی میکند.
اما در این طرف تاریخ یعنی حال حاضر ایران معاصر پستی و بلندیهای سیاسی و فکری اصلاح طلبان در قبال ارزشهای انقلاب اسلامی و مواضع ذلت بارشان نسبت به کدخدایی غرب و تضعیف مقاومت ملی و بخصوص دیدگاههای حقارت آمیزشان نسبت به مذاکره و سازش این شبیه سازی را هرچه بیشتر شفاف و عبرت آموز و خطرناک جلوه می دهد .
✍ دکتر موسی نجفی
👇
@fararavi