فاطمیهی امسال، متفاوت از هر سال؛
فاطمیهی امسال، سخنرانها ریشههایی که منجر به شهادت آنحضرت شد را روشنتر خواهند گفت.
و فلسفهی امامت، و آسیبهای غصب خلافت را؛
و نقش آن فَلتهی مهیب، در شهادت حضرت شیبالخضیب را بهتر از سالهای قبل خواهند گفت.
امسال در ایام فاطمیه، سخنرانها حقیقت را روشنتر خواهند گفت، و به همان شیوهای که اهلبیت گفتند، و مجموع مصالح را در نظر گرفتند، پاسخ این یاوهها را خواهند داد.
https://eitaa.com/farbehi
حقوق دینی که دولتها باید پرداخت کنند
هر ساله، عدهای با فضاسازی علیه تخصیص بودجههای لازم در نشر و گسترش فرهنگ دینی، فشاری روانی علیه متدینان و حکومت دینی وارد میآورند، این فضاسازیها و فشارهای روانی، نباید مانع ابلاغ حکم شرعی به مردم شود، «معدن نمک، گوگرد، نفت، و همهی معادن دیگر باید یکپنجم از هر کدام برای مصارفی که دین مشخص کرده، پرداخت شود»(پینوشت).
آنچه دولت برای فرهنگ دینی هزینه میکند در مقابل آنچه دین مقرر کرده، چیزی نزدیک به صفر است، از نظر روایات دینی، یکپنجم همهی معادن و از جمله نفت، میبایست برای گسترش فرهنگ دینی، و اموری که دین مشخص کرده، تخصیص داده شود تا آثار دین در جامعه نمایان گردد گاه دانشجویان سؤال میکنند؛ «اگر نظام دستوری اسلام، باعث عدالت اجتماعی در سطح جامعه میشود، پس چرا جامعهی ما چنین وضعیتی دارد؟!»
پاسخ آن واضح است، اگر دولت بودجهی بهداشت را به فوتبال اختصاص میداد وضعیت بهداشت و سلامت نیز ناگوار میشد، امروزه دولت بههر علتی، حقوق دینی را پرداخت نمیکند، در صورتیکه اگر پرداخت میشد بسیاری از این هزینهها نیز بر دوش دولت و ملت تحمیل نمیشد.
در شرایطی که بودجهی بیبیسی، بنابر آنچه گفته میشود، چند برابر بودجهی فرهنگ دینی ماست، بقاء فرهنگ دینی در جامعه، یکی از معجزات الهی است و البته در اینشرایط، حل معضلات جامعه و تحقق عدالت اجتماعی آرزویی بیش نخواهد بود.
پینوشت؛
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْمَلَّاحَةِ فَقَالَ وَ مَا الْمَلَّاحَةُ فَقَالَ أَرْضٌ سَبِخَةٌ مَالِحَةٌ يَجْتَمِعُ فِيهَا الْمَاءُ فَيَصِيرُ مِلْحاً فَقَالَ هَذَا الْمَعْدِنُ فِيهِ الْخُمُسُ فَقُلْتُ وَ الْكِبْرِيتُ وَ النِّفْطُ يُخْرَجُ مِنَ الْأَرْضِ قَالَ فَقَالَ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ فِيهِ الْخُمُسُ.(تهذیبالاحکام ج4،ص123، همچنین، منلایحضرهالفقیه، ج2، ص41)
https://eitaa.com/farbehi
غلطی چند لایه
مولوی گرگیج گفته:
اگر خلافت عمر غاصبانه باشد، نسب امامان شیعه بیاعتبار میشود، زیرا شهربانو غنیمت جنگهای عمر بوده، و او شهربانو را بهنکاح حضرت حسین در آورد.
چند پاسخ به این سخن داده شده؛
1) امیر مؤمنان به عمر گفت: او را مخیر بگذار تا خودش همسرش را انتخاب کند «خَيِّرْهَا رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِين»(کافی، ج1، ص467)، شهربانو هم امام حسین علیهالسلام را انتخاب کرد،
پس جریانِ ازدواج شهربانو و امامحسین، تحت ولایت امیرمومنان انجام گرفته.
2) اگر کسی خلافتش غاصبانه باشد، فقط تصرفات ولائیِ او خلاف شرع میشود، اما تصرفاتی که ملاک صحت آن، ولایت و خلافت نیست، خلاف شرع نمیشود، مانند ازدواج یا طلاق،(خمینی، البیع، ج2،ص655)، پس تصرفات اجتماعی خلیفهی دوم غاصبانه بوده اما ازدواج شهربانو، ربطی به اعتبار شرعی خلافت عمر ندارد.
3) خلیفهی دوم به دستور امیرمؤمنان، از تصمیمگیری دربارهی شهربانو رفع ید کرد حتی وقتی عمر میخواست با شهربانو برخورد کند امیر مؤمنان اجازه نداد(وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَيْسَ ذَلِكَ لَك) پس آنچه اتفاق افتاد، به عدم اعمال ولایت از سوی عمر بود نه اعمال ولایت تا اعتبار دینی آن متوقف بر خلافت او باشد.
کوتاه سخن اینکه نه ازدواج شهربانو بر اساس اعمال ولایت عمر بود تا اعتبارش به مشروعیت خلافت او باشد، نه صحت نکاح و طلاق، توقف بر مشروعیت خلافت کسی دارد تا عدم مشروعیتش مشکلی بهبار آرد.
همهی اینها در صورتی است که اصل داستان شهربانو راست باشد و یا در زمان خلافت امیرمؤمنان نباشد.
https://eitaa.com/farbehi
امیر مؤمنان نیرویی «حاضر در صحنه»
فاطمهی زهرا برای امیرمؤمنان علیهماالسلام در خطبهی فدک سه خصوصیت ذکر میکند که موجب شد پیامبر اسلام در حوادث سختی که دشمنان اسلام به وجود میآوردند به آنحضرت تکیه کند، و آنحضرت را برای حل بحران بفرستد؛
1) کارآمدی؛ پیامبر اسلام علیبن ابیطالب را به سوی هر بحرانی که میفرستاد، آنحضرت تا کار را تمام نمیکرد و دشمن را زیرپایش نمیگذاشت باز نمیگشت.
2) اصالت دینی؛ خدا، محوریترین معیار برای رفتارهای آنحضرت بود همین مسأله موجب شد تا برای حرکت پیامبر اسلام که حرکتی الهی بود، سالمترین سرمایه باشد؛ نیروئی بدون انحراف و التقاط.
3) پرتلاش؛ امیرمؤمنان انسانی پرتلاش، پا به کار، آستینها را همیشه بالاکشیده و آماده برای انجام کار بود.
این سه خصوصیت موجب شد تا پیامبر اسلام در هر حادثهای، اولین گزینهای که انتخاب میکرد علیبن ابیطالب بود، هر بحرانی که پیش میآمد تنها کسی که میتوانست آن بحران را حل کند علی بود.
این سه خصوصیت، خصوصیات یک نیروی حاضر در صحنه در یک نهضت دینی است، نیرویهای انقلابی باید «حاضر در صحنه» باشند؛ «کارآمد»، «خدامحور» و «پرتلاش».
پینوشت؛
...قذف اخاه فی لهباتها...
https://eitaa.com/farbehi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نهی از منکر مسؤولان
امروزه نهی از منکران مسؤولانی که این هنجارشکنیها را برنامهریزی میکنند یکی از مهمترین وظیفهی علماء و فعالان فرهنگی کشور است.
منشأ بسیاری از فسادهای فرهنگی، همین مسؤولاناند.
مسؤولان فرهنگی! جلوی این فسادها را بگیرید!
عالمی زنده و زندهکننده
از جمله صفات برجستهی این عالم بزرگ، حیات اجتماعی ایشان بود یعنی غیر از انجام شؤون مختلف مرجعیت، از نظر اجتماعی انسان زندهای بود، اتفاقات اجتماعی را میدید، و نسبت به آنها، در راستای تقویت اسلام، عکسالعمل نشان میداد، از یک خادم قرآنی، و یا از خانمی که در مسابقات قرآنی حاضر نشدهبود جلوی نامحرمان اجرای برنامه کند، تشکر کرد، و بر دستان یک طلبهی سیاهپوست بوسه زد و....
فقدان ایشان، ثلمهای در اسلام بود که هیچچیز جای آن را پر نمیکند، حشر او با ابیعبدالله حسین بن علی علیهماالسلام باد. انشاءالله
https://eitaa.com/farbehi
7.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند نکته؛
1) مرحوم علامه قبل از نگارش تفسیر المیزان، در نجف، چند رساله دربارهی مباحث منطقی و نیز نبوت نوشت، سپس در تبریز تفسیرالبیان فی الموافقةبین الحدیث و القرآن، و نیز رسالههایی تحت عناوین، («اثبات ذات»، «اسماء و صفات»، «افعال»، «وسائط ميان خدا و انسان»، «انسان قبل الدنيا»، «انسان فى الدنيا»، «انسان بعد الدنيا»، «ولايت»، «نبوت») بهنگارش در آورد که به تعبیر خود ایشان، «در اين رسالهها ميان عقل و نقل تطبيق شده است»(زندگینامهی خودنوشت علامهی طباطبائی)، «...و نشرحه بعض الشرح بالجمع بين البرهان العقلي و البيان النقلي»(الرسائل التوحیدیة ص23) سپس در قم، در کنار تدریس فلسفه، و تألیف بدایه، نهایه و اصول فلسفه، تفسیرالمیزان را نگاشتند.
2) مرحوم علامه در پاسخ کسی که گفته، چه نیازی به خواندن فلسفهاست؟ میگوید: «همهی معارف اعتقادی و عملی بالاجمال یا بالتفصیل در کتاب و سنت هست...اگر بخواهیم در سطح عالی از آنها بهره ببریم ناچار از وضع یک علم و اصطلاحات خاص هستیم»(بررسیها ج2، ص84) و نیز دربارهی نقش معارف فلسفی میگوید: «این معارف طریق به فهم دین هستند»(همان، ص85)، و لذا تا آخر عمر شریفشان، به تدریس فلسفه در کنار تفسیر اشتغال داشتند.
کوتاه سخن اینکه؛ مرحوم علامه، پیش از نگارش المیزان نیز اکثر آثارشان تفسیریتطبیقی بوده، و پس از نگارش المیزان نیز اشتغال فلسفیشان ادامه داشته؛ زیرا معتقد به تشفیع برهان و قرآن بود، و شرط لازم برای این تشفیع را همانند ملاصدرا، «کمال در حکمت و شریعت» میدانست.(اسفار، ج7، ص327).
https://eitaa.com/farbehi